🔻گزارش میدانی «شرق» از آوار جنگ بر سر بیمارستان مطهری، انتقال بیماران و مرگ سه نفر در بیمارستان جای…
انتشار: 2026/08/18 08:44 UTCدریافت: 2026/08/18 09:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 09:55 UTC
🔻گزارش میدانی «شرق» از آوار جنگ بر سر بیمارستان مطهری، انتقال بیماران و مرگ سه نفر در بیمارستان جایگزین🔺درمان در ساختمان زخمی✍️ محمدحسین موسوی🔹ترافیک در نزدیکی «بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری» مثل همیشه زیاد است. افراد زیادی روبهروی آسانسور جمع شدهاند، یکی از آنها پیرمردی است با کمری خمیده که به دیوار تکیه داده و جوانی که از قرار، صاحب کارش است، تلاش میکند تا به او دلداری دهد. «آسانسور» معضل بزرگی برای بیماران و کادر درمان شده است، پس از موشکباران 10 اسفند ستاد فرماندهی فراجا، آسانسور بیماربر «بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری» از مدار خارج شد، مرد جوان از یکی از پرستاران درخواست برانکارد میکند، اما پرستار با صدایی کلافه میگوید: «الان آسانسور نداریم برای جادادن برانکارد، اگر بتوانید او را تا بالا با همین آسانسور ببرید، زودتر کارتان راه میافتد». 🔹ازکارافتادن آسانسور تنها معضل این بیمارستان نیست، جنگ جز ازبینبردن تعداد زیادی از دستگاههای تخصصی این بیمارستان، بخشهای فیزیوتراپی، آزمایشگاه و بیماران ترمیمی این بیمارستان را نیز یا به تعطیلی کشانده یا محدود و کوچک کرده است. نهایتا آسانسور میرسد، مرد جوان لنگان لنگان پیرمرد را وارد آسانسور میکند، آسانسور که راه میافتد، جمعیت جامانده دوباره کلافه و مستأصل منتظر رسیدن دوباره آسانسور میمانند. 🔹علیاصغر کریمی، مدیر اجرائی بیمارستان است. او میگوید پس از موشکباران 10 اسفندماه، مجبور شدهاند حوزه ریاست را به اینجا منتقل کنند: «ما یک ساختمان چهارطبقه در انتهای بیمارستان داریم که در همسایگی نیروی انتظامی قرار داشت و پس از حمله صورتگرفته، به علت ترکخوردن دیوارها و آسیب به ستونها دیگر قابل استفاده نیست. به همین علت بخش ریاست و آزمایشگاه را به فضاهای کوچکتری در اینجا منتقل کردیم. بخش فیزیوتراپی را نتوانستیم در جای جدیدی جا بدهیم و قرار شد خدمات فیزیوتراپی بر بالین بیمار انجام شود. بخش ترمیمی که در آن ساختمان بود را هم بهطور کل بستیم».🔹تابلوهای فلزی حیاط بیمارستان کج شدهاند، ساختمان آجری بعد از چند دقیقه پیادهروی پیدا میشود، قبل از آن ساختمان، چند اتاقک آجری کوچک دیگر نیز دیده میشود. روی یکی از آنها نوشته: «بخش امحاء» و سطل آشغالهایی آبیرنگ پشت در آن به صف شدهاند. در ساختمان، کارگری روی صندلی پلاستیکی نشسته، سقف ساختمان ریخته است و لولهکشیها نیز پیداست. در سمت راست دستگاهی بزرگ غرش میکند، روی دستگاه هنوز آجر و گچ ریخته. کارگر «بخش امحاء» از کسانی بوده که روز دهم اسفند در بیمارستان مانده بود. او مرد جوانی است و برخلاف دیگر کارکنان بیمارستان، لباس فرم خاصی ندارد. او میگوید: «دستگاه پس از تخلیه نخالهها، کار کرد اما ساختمان هنوز آسیب زیادی دارد». او به دیواری آجری اشاره میکند که از لای در پشتی ساختمان پیداست: «این دیوار آجری قبلا تا بالای ساختمان ما بود، الان ببینید چقدر پایین آمده که اندازه در شده است؟ آن روز تمام این آجرها در اتاق ما و روی ماشینهای پارکشده بچهها ریخت».🔹اتاق «زهره زمانیان»، سرپرست اورژانس بیمارستان، در ورودی بخش اورژانس است. صدای زجههای بلند زن از اینجا میآید، «زمانیان» به این صدا عادت دارد، در را میبندد و از وضعیت کار در بیمارستان حضرت فاطمه میگوید: «خیلی در آن بیمارستان زحمت کشیدند اما اورژانس ما در آنجا، اورژانس نبود. یک راهرو به ما داده بودند که قبلا کلینیک چاقی بود و سه اتاق داشت، ما دو اتاق را به پانسمان اختصاص دادیم و یک اتاق را به پزشک و جراح.همینطور مجبور شدیم برای اینکه یک اتاق استراحت و غذا خوردن داشته باشیم، اتاق پلیس را بگیریم».🔹در اتاق «معصومه زایدلی» سرپرست «بخش آیسییو» نیز آنقدر وسیله جا دادهاند که صندلیها پر شده است. او هم از روزهای جنگ و کار در بیمارستان فاطمهزهرا میگوید: «مریضهای سوختگی هر روز باید حمام شوند و تختهای مخصوص داشته باشند. در بیمارستان فاطمه زهرا این شرایط موجود نبود، آنجا یک آیسییو معمولی داشت که حتی تعداد تختهایش نیز کمتر از اینجا بود. در این شرایط مجبور شدیم یک اتاق را به بیمارانی که حالشان کمی بهتر است اختصاص دهیم تا کمبود تخت جبران شود».💢بیشتر بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1121915@shar… میدانی «شرق» از آوار جنگ بر سر بیمارستان مطهری، انتقال بیماران و مرگ سه نفر در بیمارستان جایگزین🔺درمان در ساختمان زخمی✍️ محمدحسین موسوی🔹ترافیک در نزدیکی «بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری» مثل همیشه زیاد است. افراد زیادی روبهروی آسانسور جمع شدهاند، یکی از آنها پیرمردی است با کمری خمیده که به دیوار تکیه داده و جوانی که از قرار، صاحب کارش است، تلاش میکند تا به او دلداری دهد. «آسانسور» معضل بزرگی برای بیماران و کادر درمان شده است، پس از موشکباران 10 اسفند ستاد فرماندهی فراجا، آسانسور بیماربر «بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری» از مدار خارج شد، مرد جوان از یکی از پرستاران درخواست برانکارد میکند، اما پرستار با صدایی کلافه میگوید: «الان آسانسور نداریم برای جادادن برانکارد، اگر بتوانید او را تا بالا با همین آسانسور ببرید، زودتر کارتان راه میافتد». 🔹ازکارافتادن آسانسور تنها معضل این بیمارستان نیست، جنگ جز ازبینبردن تعداد زیادی از دستگاههای تخصصی این بیمارستان، بخشهای فیزیوتراپی، آزمایشگاه و بیماران ترمیمی این بیمارستان را نیز یا به تعطیلی کشانده یا محدود و کوچک کرده است. نهایتا آسانسور میرسد، مرد جوان لنگان لنگان پیرمرد را وارد آسانسور میکند، آسانسور که راه میافتد، جمعیت جامانده دوباره کلافه و مستأصل منتظر رسیدن دوباره آسانسور میمانند. 🔹علیاصغر کریمی، مدیر اجرائی بیمارستان است. او میگوید پس از موشکباران 10 اسفندماه، مجبور شدهاند حوزه ریاست را به اینجا منتقل کنند: «ما یک ساختمان چهارطبقه در انتهای بیمارستان داریم که در همسایگی نیروی انتظامی قرار داشت و پس از حمله صورتگرفته، به علت ترکخوردن دیوارها و آسیب به ستونها دیگر قابل استفاده نیست. به همین علت بخش ریاست و آزمایشگاه را به فضاهای کوچکتری در اینجا منتقل کردیم. بخش فیزیوتراپی را نتوانستیم در جای جدیدی جا بدهیم و قرار شد خدمات فیزیوتراپی بر بالین بیمار انجام شود. بخش ترمیمی که در آن ساختمان بود را هم بهطور کل بستیم».🔹تابلوهای فلزی حیاط بیمارستان کج شدهاند، ساختمان آجری بعد از چند دقیقه پیادهروی پیدا میشود، قبل از آن ساختمان، چند اتاقک آجری کوچک دیگر نیز دیده میشود. روی یکی از آنها نوشته: «بخش امحاء» و سطل آشغالهایی آبیرنگ پشت در آن به صف شدهاند. در ساختمان، کارگری روی صندلی پلاستیکی نشسته، سقف ساختمان ریخته است و لولهکشیها نیز پیداست. در سمت راست دستگاهی بزرگ غرش میکند، روی دستگاه هنوز آجر و گچ ریخته. کارگر «بخش امحاء» از کسانی بوده که روز دهم اسفند در بیمارستان مانده بود. او مرد جوانی است و برخلاف دیگر کارکنان بیمارستان، لباس فرم خاصی ندارد. او میگوید: «دستگاه پس از تخلیه نخالهها، کار کرد اما ساختمان هنوز آسیب زیادی دارد». او به دیواری آجری اشاره میکند که از لای در پشتی ساختمان پیداست: «این دیوار آجری قبلا تا بالای ساختمان ما بود، الان ببینید چقدر پایین آمده که اندازه در شده است؟ آن روز تمام این آجرها در اتاق ما و روی ماشینهای پارکشده بچهها ریخت».🔹اتاق «زهره زمانیان»، سرپرست اورژانس بیمارستان، در ورودی بخش اورژانس است. صدای زجههای بلند زن از اینجا میآید، «زمانیان» به این صدا عادت دارد، در را میبندد و از وضعیت کار در بیمارستان حضرت فاطمه میگوید: «خیلی در آن بیمارستان زحمت کشیدند اما اورژانس ما در آنجا، اورژانس نبود. یک راهرو به ما داده بودند که قبلا کلینیک چاقی بود و سه اتاق داشت، ما دو اتاق را به پانسمان اختصاص دادیم و یک اتاق را به پزشک و جراح.همینطور مجبور شدیم برای اینکه یک اتاق استراحت و غذا خوردن داشته باشیم، اتاق پلیس را بگیریم».🔹در اتاق «معصومه زایدلی» سرپرست «بخش آیسییو» نیز آنقدر وسیله جا دادهاند که صندلیها پر شده است. او هم از روزهای جنگ و کار در بیمارستان فاطمهزهرا میگوید: «مریضهای سوختگی هر روز باید حمام شوند و تختهای مخصوص داشته باشند. در بیمارستان فاطمه زهرا این شرایط موجود نبود، آنجا یک آیسییو معمولی داشت که حتی تعداد تختهایش نیز کمتر از اینجا بود. در این شرایط مجبور شدیم یک اتاق را به بیمارانی که حالشان کمی بهتر است اختصاص دهیم تا کمبود تخت جبران شود».💢بیشتر بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1121915@shar…
