«از پنج دقیقه جوشکاری تا سی سال دانشاندوزی؛ تأملی بر ارزش کار»دیروز لوله گازی را که خود بریده و آم…
انتشار: 2026/08/27 21:29 UTCدریافت: 2026/08/28 00:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/28 00:30 UTC
«از پنج دقیقه جوشکاری تا سی سال دانشاندوزی؛ تأملی بر ارزش کار»دیروز لوله گازی را که خود بریده و آماده کرده بودم، به یک جوشکار گاز دادم تا جوش بدهد. کارش در عرض پنج دقیقه تمام شد و بابت همین پنج دقیقه، ۸۰۰ هزار تومان دستمزد گرفت!با تعجب گفتم: «مگر چه کار کردی که اینقدر میگیری؟ نه لوله ای مصرف کردی و نه هنری به خرج دادی» گفت: «خیلیها بیشتر از این میگیرند؛ این پول یک پفک هم نیست!» گرچه این روز ها پفک مد شده برای بی انصافی.به او گفتم: «بعد از سی سال درس خواندن، به من برای یک روز کار، یک میلیون و پانصد هزار تومان هم نمیدهند؛ آن هم بدون آب و غذا، با هزینه رفتوآمد روزانه ۱۵۰ کیلومتر!»آنوقت یاد دوران مدرسه افتادم که از ما میپرسیدند: «علم بهتر است یا ثروت؟» و ما چه خوشباورانه علم را انتخاب کردیم!حالا بعد از سالها فهمیدهایم که ظاهراً جواب درست این سؤال را خیلی دیر فهمیدیم!علم آموختیم، اما ثروت را دیگران بردند...!اما بعد از آن، بیش از آنکه از مبلغی که پرداخت کردم ناراحت باشم، از منطق حاکم بر ارزشگذاری کار در جامعه غصه خوردم.مسئله فقط این نیست که فردی برای پنج دقیقه کار، ۸۰۰ هزار تومان دستمزد میگیرد؛ مسئله این است که چرا در جامعهای که ادعای دانشمحوری دارد، ارزش اقتصادیِ مهارتهای فنی و کارهای فوری و ملموس، گاه چندین برابر دانش، آموزش، پژوهش و تولید آگاهی است.برای انجام یک کار فنیِ چند دقیقهای، دستمزد قابل توجهی پرداخت میشود؛ اما کسی که سالها از عمر خود را صرف تحصیل، پژوهش، آموزش و تربیت نیروی انسانی کرده است، باید ساعتها کار کند تا به درآمدی برسد که حتی هزینههای رفتوآمد و زندگیاش را بهسختی پوشش دهد.البته مسئله، تقابل «کار فنی» با «کار علمی» نیست؛ هر دو ارزشمندند و هر مهارتی شایسته دستمزد عادلانه است. مسئله، بیتناسبی میان ارزش اجتماعی، دشواری، زمان و دستمزد برخی از مشاغل است.شاید دردناکترین بخش ماجرا این باشد که ما سالها به فرزندانمان گفتیم: «درس بخوان، علم بیاموز و آگاهی کسب کن؛ علم سرمایه است.» اما وقتی به عرصه واقعی زندگی وارد میشویم، میبینیم که بازار همیشه برای دانش، آگاهی و اندیشه به اندازه مهارتهای فوری و قابل مشاهده دستمزد نمیپردازد.این تناقض، بیش از آنکه یک مسئله شخصی باشد، یک پرسش اجتماعی است:آیا در جامعهای که میخواهد آیندهاش را بر پایه علم و دانش بنا کند، سازوکار اقتصادی آن نیز به اندازه کافی برای دانش، آموزش و تولید آگاهی ارزش قائل است؟شاید غصه من برای آن ۸۰۰ هزار تومان نبود؛غصهام برای جامعهای بود که گاهی پنج دقیقه کار را گرانتر از سالها اندیشیدن و آموختن قیمتگذاری میکند.✍Dr. mirzaei@Shahonews
