یاور از ره رسیـده، با مـن از ایـران بگواز فلات غوطـهور در خـون بسیاران، بگوباد شبگرد سخنچین پشت گ…
انتشار: 2026/08/05 00:06 UTCدریافت: 2026/08/15 03:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:31 UTC
یاور از ره رسیـده، با مـن از ایـران بگواز فلات غوطـهور در خـون بسیاران، بگوباد شبگرد سخنچین پشت گوش پردههاتا جـهان آگه شـود، بـیپرده از یاران بگوشب سیاهی میزند بر خانههای سوگواراز چـراغ روشـن اشـک سیـه پوشان بگـوپَرسـهی یأس اسـت در آوای این پتیارگاناز زمین، از زندگی، از عشقو از ایمان بگوسـوختم، آتش گـرفتم، از رفـیق و نارفیقاز غـریـب و آشنـا، یاران هـم پیمـان بگوضجهی نامآوران، زخمی به خاموشی نزداز خـروش و نعـرهی، انبوه گمـنامان بگوقصههای قهرمانان، قهر ویرانگر نداشـتاز غم و خشم جهانسوز، تهیدستان بگوبا زمستانی، که میتازد به قتل عام باغاز گُلخشمی که میروید دراین گلدان بگو