🚪داستان بستن درها جز باب علی🚪طبق روایات متواتر کتب شیعه و سنیزمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آل…
انتشار: 2026/08/14 09:45 UTCدریافت: 2026/08/15 18:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:50 UTC
🚪داستان بستن درها جز باب علی🚪طبق روایات متواتر کتب شیعه و سنیزمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت فرمود ،صحابه دور تا دور مسجد آن حضرت،منازل خودشان را ساختند و با دری به سمت مسجد متصل شدند که بعد از مدتی وحی آمد که ای رسول باید تمام درب ها به سمت مسجد بسته شود جز درب خانه علی!! این دستور سبب اعتراض برخی صحابه،به ویژه عمر خطاب شد،اکنون این داستان و جواب رسول خدا را به معترضان با زبان شعر بشنوید و شاعرش را هم دعا کنید:💌چون به یثرب مصطفی هجرت نمود قلب های عاشقانش را ربود💌گفت حضرت:مسجدی بر پا کنند تا خدا ترسان در آن ماوی کنند💌حول آن برخی منازل ساختند با دری ما بین، حائل ساختند💌تا بدون وقفه ای در هر نماز بابشان گردد به بیت الله باز💌روزها گردش بر این منوال بود هر کسی از کار خود خوشحال بود💌وحی شد بر مصطفی:هان ای نبی! گو که بربندند درها جز علی💌مصطفی پیغام حق ابلاغ کرد با چنین حکمی دلی را داغ کرد💌اعتراضی کرد،ثانی، بر نبی: گو چرا بستی تو جز باب علی؟!💌گفت احمد: من نبستم باب کس حق تعالی باب ها را بست و بس!💌باب او را نیز یزدان باز کرد جبرئیل از باب او پرواز کرد💌مرتضی جان منست، او غیر توست نیست او چون دیگران در بند پست💌هان! حسادت را ز قلبت دور کن خیر خواهش باش و جان پر نور کن💌من، و حیدر یک هویت در دو تن من ازویم، همچنین او هست من💌ره نیابد در مقامش هیچ کس مرتضی گل، حاسدانش خار و خس ( مثنوی حیدری،س.م.ط)