یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخورکلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخورای دل غمدیده، حالت بِه…
انتشار: 2026/08/14 05:26 UTCدریافت: 2026/08/17 16:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:27 UTC
یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخورکلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخورای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکنوین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخورگر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمنچتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخوردورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفتدائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخورهان مَشو نومید چون واقِف نِهای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده بازیهایِ پنهان غم مخورای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَدچون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخوردر بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدمسرزنشها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخورگرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعیدهیچ راهی نیست، کـآن را نیست پایان، غم مخورحال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیبجمله میداند خدایِ حالْگردان غم مخورحافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شبهایِ تارتا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور حافظ صبح بخیر @semnan_history_and_culture




