
🔹 ما صدای لرستانیم، پروژهی آگاه سازی مردم لرستان🔸 مدیرِ کانال: مجید بیرانوند@majid_beiran
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 29 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 28 پست مشاهدهشده و 2 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-16 تا 2026-08-22
💢 توضیحاتِ شهردار الیگودرز در خصوص آسفالت کردن رودخانه در این شهر👇irna.ir/news/86237317
🔹 هشدار به شهرداری الیگودرز؛ از تجربه سیل شیراز درس بگیرید!🔹 چرا آسفالتکردن رودخانه میتواند برای شهر خطرساز باشد؟✍ مجید بیرانوند❌ شهرداری الیگودرز میگوید چون رودخانه سالهاست خشک است، بسترش لجنزار شده و زمین در مرکز شهر کم است، آسفالتکردن آن میتواند به ساماندهی شهر کمک کند. همچنین تأکید میکند که سد بالادست جلوی سیلاب را میگیرد. اما واقعیت این است که رودخانهها، حتی وقتی خشکاند، مسیر طبیعی عبور آب هستند و اگر این مسیر بسته یا محدود شود، شهر در بارندگیهای شدید آسیبپذیر میشود. سدها هم همیشه قابلاعتماد نیستند؛ ممکن است بارشها بیش از ظرفیتشان باشد یا آب از مسیرهای فرعی وارد شهر شود. از طرفی تغییرات آبوهوایی باعث شده بارشهای ناگهانی و شدید بیشتر رخ دهد. بنابراین هر تغییری در بستر رودخانه باید با احتیاط کامل انجام شود، چون این بخش از شهر در روزهای بحران نقش «راه فرار آب» را دارد و حذف آن میتواند خطرساز باشد.❌ تجربه شیراز در سال ۱۳۹۸ نشان داد که خشکبودن رودخانه به معنی بیخطر بودن آن نیست. در آن حادثه، بخشی از مسیر رودخانه تغییر کاربری داده شده بود و همین باعث شد آب در بارندگی شدید راه طبیعی خود را پیدا نکند و وارد خیابانها شود؛ نتیجه، تلفات انسانی و خسارت سنگین بود. این اتفاق ثابت کرد که اگر مسیر طبیعی آب دستکاری شود، شهر در روز حادثه غافلگیر میشود. الیگودرز امروز دقیقاً در چنین نقطهای قرار دارد؛ توسعه شهری مهم است، اما نه به قیمت کاهش ایمنی مردم. رودخانهها، حتی اگر سالها آب نداشته باشند، بخشی از سیستم محافظتی شهر هستند و تغییر کاربری آنها بدون بررسی همهجانبه، یک ریسک بلندمدت است، نه یک راهحل سریع شهری! @sedayelorestan
🔻 منافع شخصی با نقابِ مردمداری؟!نتیجهی یک تحقیق معتبر نشان داده است که بیش از ۹۸ درصد افراد، زمانی که منافع شخصیشان تأمین نمیشود، ناگهان ژستِ منتقد بودن و مردمداری میگیرند!یعنی تا وقتی همهچیز طبق میل ما پیش میرود، خبری از اعتراض و انتقاد نیست؛ اما کافی است سهمی که برای خودمان تصور کردهایم به ما نرسد، آنوقت ناگهان دغدغهی مردم، عدالت و منافع عمومی پیدا میکنیم!گاهی چیزی که اسمش را «حقطلبی» میگذاریم، در واقع فقط حقِ خودمان است که تأمین نشده.اینجاست که باید یک سؤال ساده اما بیرحمانه از خودمان بپرسیم:اگر منافع شخصی من هم تأمین میشد، باز هم همینقدر منتقد و دغدغهمند بودم؟شاید بخش زیادی از اعتراضهای ما نه از درد مردم، بلکه از زخمی شدن منافع خودمان میآید؛ و پذیرفتن این واقعیت دربارهی خودمان، خیلی سختتر از انتقاد کردن از دیگران است.
‼️ آمار باورنکردنی مجردها در ایران؛ ❌ ۱۸ میلیون ایرانی در حالی از ۴۵ سالگی گذشتهاند که هنوز ازدواج نکرده و به سن تجرد قطعی رسیدهاند!❌ ۲۴ میلیون نفر نیز یکبار ازدواج کرده و سپس طلاق گرفتهاند یا همسر خود را از دست دادهاند.❌ این دو گروه، در مجموع، عدد ۴۲ میلیون مجرد را در ایران ثبت کردهاند.❌ آمارهای رسمی از وجود بیش از ۱۸ میلیون نفر مجرد قطعیِ بالای ۴۵ سال و بیش از ۲۴ میلیون مجرد به علت طلاق یا فوت همسر در کشور حکایت دارد.❌ تجرد قطعی، بر اساس برخی تعریفهای جمعیتشناختی، برای افرادی به کار میرود که بدون حتی یکبار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شدهاند.منبع : خبر آنلاین@sedayelorestan
وقتی مدیرکلِ یک دستگاه مهم در لرستان، خودش را عضوی از دفتر یک نماینده مجلس در شهرستان میداند و برای معارفهی یک مدیر شهرستانی در دستگاهی دیگر که اصلا ربطی به وی و ادارهی تحت مدیریتش ندارد حاضر میشود تا قدرت آن نماینده را به همگان اثبات کند، دیگر باید به حال آن دستگاه تأسف خورد؛ چون اینجا دیگر بحثِ یک حضور تشریفاتی و دوستانه نیست، بحثِ جایگاه و استقلال مدیریتی است.نام آن مدیرکل را نمیاورم چون هم من و هم خودش، حدش را خوب میشناسیم و بردن نامش در این کانال یک کمی از سرش زیادی است... خواستم بگویم اینجا مسئله دیگر فقط بی ارزش بودن یک شخص یا یک ادارهکل نیست؛ مسئله، فرهنگیست که وقتی در مدیریت ریشه بدواند، آرامآرام استقلال، شأن و کارآمدی یک مجموعه را میبلعد.از مدیری که مرز میان جایگاه مدیریتی خودش و مناسبات سیاسی را اینچنین کمرنگ میکند، و حَدِ تملق را تا آنسوی عالم جابهجا میکند واقعاً نباید انتظار شقالقمر داشت!
راستی، روز خبرنگار مبارکیادم رفته بود منم یه روزی خبرنگار بودم😄
لرستان نائب قهرمان فلاکت در ایران شد! رتبهای که بوی نانِ نخورده میدهدلرستان هنوز همان لرستان است؛ کوههایش استوارند، بلوطهایش ریشه درخاک دارند و رودهایش هنوز آواز میخوانند. اما چه تلخ است وقتی صدای کمانچه، بیشتر به مرثیه میماند تاجشن؛ حتی اگر نوازندهاش فرج علیپور باشد!چه تلختر وقتی حنجرهٔ این دیار، زخمیتر از حنجرهٔی رحمانپور، تنها روایتگرِ دردِ نان است!انگار مردم لرستان، خودِ خیبرخرمآبادند؛ تیمی که هوادارانش هنوز از روزهایی حرف میزنند که باور داشتند حقش برابر پرسپولیس، سپاهان و تراکتور در هیاهوی سکوها، سوتها و حاشیهها گم شد. شاید به همین دلیل است که لرستان، سالهاست با یک حس مشترک زندگی میکند؛ حسِ دویدن درمسابقهای که خط پایانش برای همه در یک نقطه ترسیم نشده است.سرزمینی که این همه چهره نامی به ایران هدیه داده و ازسرمایهای به نام نیروی انسانیِ ارزشمند سرشار است، نباید با «شاخص فلاکت» شناخته شود.به امید روزی که تیتر اول این دیار، نه رتبهاش درجدولِ رنج، بلکه قهرمانیِ مردمی باشد که سالهاست بیآنکه مدالی بر گردن داشته باشند، سنگینترین مسابقهٔ زندگی رابا شرافت و امید ادامه دادهاند.
یک پیام مهم به همه پدران و مادران: فرزندان شما بیش از آنکه به محبتهای کلامی و حرفهای قشنگتان نیاز داشته باشند، به درایت، بلوغ فکری و هوش شما برای حل مشکلات مالی خانواده و کنار زدن بحرانهای روحی و روانی از بالای سر خانه احتیاج دارند. اگر هوش اقتصادی پایینی…الان برخیها دعا میکنن که ای کاش این مطلب به دست بچههاشون نرسه😁
یک پیام مهم به همه پدران و مادران:فرزندان شما بیش از آنکه به محبتهای کلامی و حرفهای قشنگتان نیاز داشته باشند، به درایت، بلوغ فکری و هوش شما برای حل مشکلات مالی خانواده و کنار زدن بحرانهای روحی و روانی از بالای سر خانه احتیاج دارند.اگر هوش اقتصادی پایینی دارید و حاضر نیستید برای اصلاح آن تلاش کنید، دستکم شهامت عذرخواهی از فرزندتان را داشته باشید و به او بگویید: «فکری به حال آینده خودت بکن؛ من نتوانستم امنیتی را که وظیفهام بود برایت فراهم کنم.»و اگر از پسِ آرام کردن فضای خانواده و دور کردن بحرانهای روحی و روانی از زندگی اعضای آن برنمیآیید، باید این سؤال تلخ را از خودتان بپرسید که چرا اصلاً تشکیل خانواده دادید؟ چون با این تصمیم، بهجای آنکه فقط خودتان تاوان ناتوانیهایتان را بدهید، چند انسان دیگر را هم وارد چرخه همان رنج و بدبختی کردهاید.
حمیدرضا طاهرخانی برای هزار و صد و هشتادمینبار به خیبر خرم آباد پیوست!@sedayelorestan
روزگار تلخِ دُمجنبانان؛ مهاجرت از پاچهی ما به پاچهی ارباب! عجب روزگاری است و عجب گردش ایام.اکنون که چندی است قلمِ ما از میدان بازمانده، «خَبَربِمالانی» را میبینم که تا دیروز از سایهی همان قلم، نانی به کف میآوردند و به بهانهی آنکه با این بنده در ستیزند، نزد این امیر و آن ارباب، دُمی میجنبانیدند و خدمتی مینمودند که اگر کسی ایشان را نمیشناخت، گمان بردی اخلاص را به نهایت رسانیدهاند؛ و حقیقت آن بود که هر یکی را هوای نصیبی از خوانِ قدرت در سر بود.اکنون که قلمِ حقیرِ بنده به هر دلیل خاموش گشته ، رونق بازار ایشان نیز کساد شده است. همان درهایی که همیشه برایشان باز بود، دیگر بر رویشان گشوده نمیشود! و این حکایت تنها بر اهل رسانه نرفته است.شنیدهام جماعتی از مدعیان سیاست نیز که تا دیروز از انتقادهای ما نردبانی برای تقرب به آقایان ساخته بودند و گاه آشکار و گاه در پرده، پای بر دُمِ ما مینهادند تا دُمی برای ارباب تکان دهند و وفاداری خویش را اثبات کنند، این روزها از قُرب و منزلت فرو افتادهاند. آن امیدها که در دل میپروردند؛ یکی سودای مدیرعاملی کارخانهای و دیگری آرزوی عضویت در هیئتمدیرهی جایی، همه چون نقش بر آب شده است! پس چون دیدند که آن راه به مقصود نمیرسد، قطبنمای منفعت خویش بگردانیدند. دیروز اگر پاچهی ما میگرفتند تا پاچهی ارباب در آرامش باشد، امروز همان هاری را نثارِ پاچهی ارباب نمودهاند. و چندان در اثبات اخلاص میکوشند که اگر کسی ایشان را نادیده باشد، پندارد از نخستین روز، جز رضای خدا و خدمت به خلق، هیچ مطلوبی در دل نداشتهاند؛ حال آنکه اهل نظر، کارنامهی دیروز را نیز از یاد نبردهاند.و من هرگز نقد را دکان منفعت نساختم و قلم را به سیم و زر نفروختم. اگر مقصودم بهرهای از دنیا بود، هزار راه هموارتر از انتقاد پیش روی آدمی است. کیست که نداند «انتقاد، اگر صادقانه باشد» ، بیش از آنکه نان بیاورد، دشمن میآورد؟! اکنون اگرچه به هر دلیلی از آن میدان بیرون رفتهام یا بیرونم کردهاند، از این بابت اندوهی ندارم؛ چون از بیرونِ میدان بهتر میتوان دید که کدام مرد، بر سر عقیده ایستاده است و کدامین نَر چون بادی از جهتی دیگر وزیدن گیرد و قبلهی خویش نیز دیگر کند.از قدیم گفتهاند: دنیا، بازار آزمون مردمان است؛ برخی اعتبار خویش میفروشند تا اعتباری نزد اربابان بخرند و برخی همان اعتبار را نگاه میدارند، اگرچه بهایش تنهایی و کنج عزلت باشد!و در این میان، زمان، خود کاتبِ راستگوی این معاملههاست و چیزی را از قلم نمیاندازد.
قبلاً از پایگاه خبری «انتخاب» بهعنوان منبع اصلی خبرم استفاده میکردم؛ اما الآن که دیگر کار خبری را مثل گذشته انجام نمیدهم، بیشتر از اینکه اخبارش را برای مطلع شدن از رویدادهای روز کشور و جهان بخوانم، برای خنده سری به آن میزنم!گویا صاحب این پایگاه خبری احساس میکند میتواند با دستکاریِ گزینشیِ اخبار، بر قیمت دلار و طلا تأثیر بگذارد و قیمتها را نزولی کند.البته که صاحبامتیاز و مدیرمسئول انتخاب همواره در دولتهای اصلاحطلب یا نزدیک به اصلاحات، از منافع زیادی بهرهمند میشود؛ شاید این کار را برای کنترل تورم انجام دهد، اما به نظرم در اصل برای سرابفروشی به مدیران دولتی است تا بلکه بتواند در کنارش منافع بیشتری تصاحب کند.وگرنه کیست که نداند تأثیرپذیری قیمت دلار و طلا از مؤلفههای روانی، تابع عوامل بنیادین و ساختاری متعددی است که با یک تیتر یا خبرِ دستکاریشده تغییر نمیکنند؛ عواملی نظیر:١- تراز تجاری و وضعیت ناترازیهای کلان اقتصادی که معادل حجم واقعی صادرات و واردات، درآمدهای ارزی دولت و میزان کسری بودجه است٢- انتظارات تورمی و چشمانداز سیاسی که بیشتر از ثبات یا تنش در روابط بینالملل، وضعیت مذاکرات سیاسی و افق آینده تحریمها و... تاثیر میپذیرد. ٣- شاخصهای پولی و بانکی که به نرخ رشد نقدینگی، حجم پایه پولی و میزان سود سپردههای بانکی بستگی دارد۴- تحولات بازارهای جهانی نظیر نوسانات قیمت اونس جهانی طلا و نرخ برابری سایر ارزهای مرجع۵- وَ.........
🎥 حالشو ببرید... @sedayelorestan
❌ جنگ بیانیهها روی گسل بحران؛ ⚔ تقابلِ خطرناک «بیمارستان شفا» و تأمینِ اجتماعیِ لرستان در کویر بیکاری! ✍ مجید بیرانوند | صدای لرستان🔹 زیرِ پوستِ اقلیمی که سایه سنگین و ممتد بیکاری، نَفَسِ معیشت دیار لرستان را به شماره انداخته است، هر تخت بیمارستانی و هر صندلی کار، نه یک عدد معمولی، که مرز میان هست و نیستِ یک خانوار است. 🔹 این روزها، تقابل میان ادارهکل تأمین اجتماعی لرستان و بیمارستان خصوصی شفا، از حصار مکاتبات اداری خارج شده و به رینگِ «تقابلِ بیانیههای خطرناک» در انظارِ عمومی تبدیل گشته است؛ دوئلی ویرانگر که قطعاً ترکشهای آن مستقیماً بر تنِ رنجورِ امنیتِ اقتصادی استان و سلامت جامعه مینشیند.🔹 ماجرا از تیغِ تیزِ یک بیانیه به قلم دکتر فکوری مؤسس و رئیس هیات مدیره بیمارستان شفا آغاز شد؛ جایی که «روحاله فکوری» بزرگترین کارآفرینِ بخش خصوصی کشور «در حوزهی سلامت» با گلایه از «صدور رأی خلاف قانون و خارج از سابقهی درمان کشور» و انباشت مطالبات سال ۱۴۰۳، هشدار داد که در صورت عدم برکناری «گودرزی» مدیر تأمین اجتماعی لرستان و ارجاع پرونده به دادگاه صالحه، دست به اقدامی انتحاری خواهد زد و پس از ترخیص بیماران بستری، چراغ بزرگترین بیمارستان خصوصی کشور را خاموش خواهد کرد. تهدیدی هولناک که ترخیص بیماران و رها کردنِ دردمندان روی تختهای بیمارستان در کنار شاغلینِ فراوان این بیمارستان را به عنوان ابزار فشار به کار گرفت.🔹 در سوی مقابل، دستگاه بیمهگر نیز با صدور جوابیهای تند، ضمن طرحِ اتهاماتی نظیر «فرار از مسئولیت قانونی»، «امتناع از ارائه دفاتر مالی» و تنظیم لیستها بر مبنای «حداقل حقوق»، از صیانت از حقوق بیننسلی بیمهشدگان سخن گفت و شمشیرِ «پیگیری قضایی و مطالبه خسارات» را از غَلاف بَرکِشید.🔹 این تبادل آتشِ تهدیدها، آبستن پیامدهای ویرانگری است. وقتی یک سو با اهرمِ سنگینِ «تعطیلی درمانگاه و آوارگی بیش از هزار پرسنل» به میدان آمده و سوی دیگر با پناه بردن به تهدیدهای قضایی و انقباضهای بوروکراتیک، اقدام به مقابله میکند، قطعاً بازنده مطلق «مردم» هستند.🔹 آمارها و واقعیتهای بیطرفانه حکم میکنند در استانی که نرخ بیکاری آن در بحرانیترین لایههای کشور سیر میکند، تعطیلی حتی یک بنگاه خدماتی-درمانی، یعنی تزریق بحران به پیکرِ نیمهجانِ اقتصاد محلی؛ و در مقابل، بازی با جان و درمان بیماران به بهانههای ساختاری، خط قرمزی است که اخلاق حرفهای حکم میکند هیچ کس حق عبور از آن را ندارد! 🔹 خط قرمز ما امروز همانند همیشه، «مردم» است؛ چه بیماری که روی تخت بیمارستان چشم به راه درمان است و چه پرسنلی که نانآور سفرهی خانوادهی خود در این دیار محروم است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، پادرمیانی فوری و مدبرانهی مسئولین استانی و کشوری، دستگاههای نظارتی و مراجع بالادستی ضرورت دارد. این نهادها باید با جایگزین کردن حسابرسیهای دقیق و بیطرفانه به جای این رینگِ پرهزینه رسانهای و تهدیدهای متقابل، ریشهی مناقشه را بخشکانند. باید دستاندازهای مالی با تفاهم و قانونگرایی هموار شود تا هم حقوق بیننسلی کارگران صیانت گردد و هم نبضِ حیاتِ بزرگترین سنگر خصوصیِ درمان استان، در فضایی به دور از التهاب و واهمه ، آرامبخشِ تنِ رنجور بیماران باشد.۶ مرداد ١۴٠۵@sedayelorestan
ایشالا قسمتِ فلک الافلاکِ خودمونم بشهالهی آمین🙏@sedayelorestan
اوه اوه 😱تهدید رییس بیمارستان شفای خرم آباد👇بیانیه دکتر فکوری رییس بیمارستان شفای خرم آباد : « اگر گودرزی مدیر کل تامین اجتماعی برکنار نشود بیمارستان شفا رو تعطیل می کنم».متن کامل این بیانیه تهدیدآمیز رو در تصویر بخونید. @sedayelorestan
قسمت دوم👇شما باید در این آشفتهبازار، پناهگاهِ امنِ درونیِ خودتان را پیدا کنید و اجازه ندهید هیچکدام از این آدمهای دوروبر با چندتا حرفِ مفت، تئوریهای زرد و دخالتهای پوشالی، آینده، آرامشِ روان و مسیرِ زندگیتان را به فنا بدهند. البته لازم به ذکر است که این نگاه، شاملِ کسانی که جایگاهِ همفکری، عقلانیت و هماندیشیِ واقعی در زندگیِ ما دارند و نقشِ یک پناهگاهِ نسبتاً امن و آرام را در روزمرگیهای پرتنشِ ما ایفا میکنند، نمیشود؛ چرا که رفاقتِِ درست، رنگ و بوی دیگری دارد. در نهایت، به یاد داشته باشید که طبق یک قانونِ نانوشته در رفتارشناسیِ روابط، چهار نفرِ اصلی که یک شخص بیشترین ارتباط را با آنها دارد، بهخوبی عیارِ شخصیتی، فکری و رفتاریِ او را معرفی میکنند. توجه به همین نکتهی کلیدی به ما میآموزد که انتخابِ اطرافیان و دوستانِ نزدیک چقدر میتواند تأثیرِ قدرتمند، تعیینکننده و سرنوشتسازی بر آیندهی ما بگذارد؛ زیرا در نهایت، مشورتپذیری از همین حلقهی نزدیکانِ پیرامون است که یا آیندهی فرد را به نقطهای درخشان میرساند یا همهچیز را یکجا بر باد میدهد.پایان@sedayelorestan
💢 جراحیِ دخالتهای نابجا در زندگیمان؛ 💢 نگذاریم آدمهای توخالی مشاورِ زندگی ما شوند!✍ مجید بیرانوندبیتعارف بنویسم؛ یکی از بزرگترین باگها و خطاهای سیستماتیک در زندگی ما این است که اجازه میدهیم یک مشت آدمِ بیخاصیت و توخالی که در همین محیط پیرامونِ ما حضور دارند و هنری جز پرسه زدن در زندگی دیگران و سرک کشیدن به حریم شخصی بقیه ندارند، برایمان نقشه بچینند و در مقامِ قانونگذارِ زندگیمان ظاهر شوند. حرف از بسیاری از آدمهای دوروبرِ خودمان است؛ همان آشنایان یا دوستانی که دمِ دست هستند و در زندگی همهی ما حضور دارند. جالب است که سالهاست زندگیِ خودِ این افراد روی هواست و در عمیقترین باتلاقها و چالشهای شخصیِ خودشان دستوپا میزنند، اما دقیقاً برای همهی عالم و آدم نسخه میپیچند و مشورتِ بی فایده قالب میکنند. حکایتِ این آدمها، دقیقاً مصداقِ بارزِ همان ضربالمثلِ قدیمی و عامیانه است که میگوید: «کچلجان، تو اگر طبیب بودی، سرِ خود دوا نمودی!» خودم پیش از این، قربانیِ همین توهمات، دخالتها و توصیههای صد من یه غازِ این آدمهای دوروبرم شدم تا بالاخره با هزینهای سنگین فهمیدم نباید به هر کسی در اطرافم اعتماد کنم و گول ظاهرِ دلسوزانه افراد را بخورم. انسانها بهنظرم بخش عمدهای از ناکامیهای عاطفی، فردی و اجتماعیِ گذشته و حالِ خود را وامدارِ دخالتِ همین افرادِ فاقدِ خاصیت در اطرافشان هستند؛ کسانی که هیچگونه سهم و مسئولیتی در قبالِ به وجود آمدنِ ویرانیها و بدبختیهای ما بر عهده نمیگیرند و تمامِ هدفشان تفریح و سرک کشیدن به امور دیگران است.مرز بین مشورت خیرخواهانه و دخالتِ مخرب:برای اینکه در این باتلاقِ روابطِ سمی و دخالتهای اطرافیان غرق نشوید، باید عیارِ همین آدمهای دوروبرتان را به دقیقترین و سختگیرانهترین شکل ممکن بسنجید. هر کس که این سطور را میخواند و خود را همچون من قربانیِ دخالتهای اطرافیان دیده است، باید بداند که هر وقت کسی از میانِ همین آدمهای اطرافش خواست با پوستهی دلسوزیِ فیک، یا از روی کینه، حسادت و تلافیِ پنهان، مغز و روانِ شما را با مشورتهای غلط شستشو دهد، باید بلافاصله مکث کنید و با خود فکر کنید و ببینید که آیا آن شخصِ مدعی توانسته تغییری مثبت، بنیادین و سازنده در آشفتگیهای زندگیِ شخصیاش ایجاد کند یا صرفاً یک مدعیِ توخالیست؟ آیا او پیش از اینکه بخواهد در مقامِ استادِ کارِ زندگیِ ما بنشیند، تلاشی برای سامان دادن به زندگیِ بحرانزدهی خودش کرده است یا خیر؟ پاسخِ این پرسش، عیارِ واقعیِ این آدمهای اطراف را مشخص میکند.از این لایهها که بگذریم، با حقیقتِ خطرناکتری روبهرو میشویم؛ برخی دیگر از همین آدمهای اطرافمان اساساً دغدغهی خیرخواهی ندارند، بلکه ممکن است بخواهند با ظاهری کاملاً فریبنده، دلسوزانه و در قالبِ رفاقت و خویشاوندی، شما را به خاک سیاه بنشانند و ریشهتان را بزنند. دلیلِ اصلیِ این رفتار و کینهها، عقدههایی است که از شما به دل گرفتهاند و حالا خنجرشان را به قصدِ تلافی، در سکوتِ مطلق برایتان تیز کردهاند. نوعِ نفوذِ این افراد در گمراه کردنِ ارادهی شما بهگونهای موذیانه است که باید توجه ویژهای به این خطراتِ پنهان در اطرافیانتان داشته باشید؛ چرا که یکی از بهترین، کثیفترین و کارآمدترین راهها برای ضربه زدن به دیگران، دادنِ مشورتِ مغرضانه، غلط و سمی از سوی همین افرادِ نزدیک است. برای گرفتار نشدن در این مرداب باید با دقت و هوشیاریِ بسیار بالایی در سنجشِ عیارِ این مشورتدهندگانِ پیرامون توجه کنید. یادتان باشد که رابطهی سالم و اصولی، درست مانند یک جریانِ پایدار و دوطرفه است؛ نه که در آن فقط شما انرژی و هستیتان را میسوزانید و طرف مقابل با بیخیالیِ مطلق یا لبخندی موزیانه از میدان فرار میکند.ادامه در قسمت بعدی👇
💢 رفُرمیستهای پلاستیکی! 💢 روایتی از چرخشهای عجیب و غریبِ «دوم خردادیها» در ایرانهروقت ورق برگشت و قبای پاستور به تَنِ رفیقانشان نشست، ناگهان مدعیِ «گل و بلبل» بودنِ اوضاع شدند؛ عطر بهار نارنج را به زور چپاندند توی ریهی شهر و فریاد زدند که دیدید که بالاخره «سر اومد زمستون»؟ اما امان از روزی که چرخ فلک بچرخد و سرنشینانِ صندلیهای مدیریتی جابهجا شوند؛ همان آدمها که تا دیروز مدافع سرسختِ این مدیر و آن مدیر بودند، لبِ جوی مینشینند، تازیانهی انتقاد به دست میگیرند و نطقهای آنچنانی میکنند که گویی از پشتِ کوه قاف آمده و هیچکارهی این قافله بودهاند! این وسط، فقط تاریخ است که با چشمانی متعجب، به این «رفرمیستهای پلاستیکی» مینگرد و آرام زیر لب با خودش میگوید این پدرسوختهها دیگر چه مدلش هستند!غافل از اینکه تاریخ، آرشیوِ آدمهای بیهزینه نیست؛ تاریخ، مشتی سندِ رو نشده دارد از کسانی که صندلی را با آرمان اشتباه گرفتند و «رَدای مردمداری» را دقیقا به اندازهی تنِ خویش، سفارشی دوختند! ✍ صاحبِ این کانال@sedayelorestan
موسَلترین کیخا...سوء استفادهی پاکستان از میانجیگری میان ایران و آمریکادولت پاکستان از آمریکا طلبِ وام ده میلیارد دلاری کرد! @sedayelorestan