🦋خستهام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود دوستش از نامزدش دل بُردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پر…
انتشار: 2026/08/26 10:00 UTCدریافت: 2026/08/26 13:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 13:55 UTC
🦋خستهام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود دوستش از نامزدش دل بُردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پروندهٔ جرم پسرش برخورده خستهام مثل پسربچه که در جای شلوغبین دعوای پدرمادرِ خود گم شده استخسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاقکه پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادشغرق در درد خماری شده، فریاد زدهمثل یک پیرزنی که شده سربارِ عروسپسرش پیشِ زنش، بر سرِ او داده زده! خستهام مثل زنی حامله که ماهِ نهمدکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک استمثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکندزنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است... خسته مثل پدری گوشهٔ آسایشگاهکه کسی غیر پرستار سراغش نرودخسته ام بیشتر از پیرزنی تنها کهعید باشد، نوهاش سمت اتاقش نرود! خستهام! کاش کسی حال مرا می فهمیدغیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده استشدم ام مثل مریضی که پس از قطع امیددر پی معجزهای، راهی مشهد شده است...
