💢دلگرفتگیآفتاب داشت غروب ميكرد و ترافيك سنگين بود. به راننده گفتم: «خيلي دلم گرفته.»راننده تاكسي…
انتشار: 2026/08/15 14:26 UTCدریافت: 2026/08/17 16:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:09 UTC
💢دلگرفتگیآفتاب داشت غروب ميكرد و ترافيك سنگين بود. به راننده گفتم: «خيلي دلم گرفته.»راننده تاكسي نگاهم كرد ولي چيزي نگفت.پرسيدم: «شما وقتي دلتون ميگيره چي كار ميكنيد؟»راننده گفت: «دل گرفتن چي هست؟»گفتم «شما هیچوقت دلتون نميگيره؟»راننده گفت: «نه... وقتش رو نداريم.»پرسيدم: «يعني چه؟»راننده گفت: «يعني اینقدر كار و گرفتاري دارم كه ديگه وقت دلگرفته شدن ندارم.» كمي كه گذشت راننده پرسيد: «دل گرفتن چه جوريه؟»گفتم: «يه جوريه انگار آدم يه ذره ناراحته ولي دقيق نميدونه از چي ناراحته، يه ذره نگرانه ولي نميدونه نگران چيه، حال و حوصله نداره. آدم دلش يه چيزي ميخواد كه درست نميدونه چيه. يه ذره گريهاش ميياد اما اشكش درنميياد، خلاصه يه جور عجيب و غريبيه.»راننده گفت: «اگه اينه پس من يه عمره دلم گرفته.»زني كه عقب تاكسي نشسته بود، گفت: «من هم».✅سروش صحت🔴 instagram salisnews🔴 @salissweb🔴 www.salisnews.ir





