📝📝📝غریبهای در شهر🔺چگونه در وضعیتی که میپنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم؟✍️سعید حجاریان | نظریهپرداز و تحلیلگر سیاسی🖊مدتی است بهواسطه شرایط کشور واژههایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال اینها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است. برخی افراد بهواسطه تجارب و مشاهداتشان به این قبیل موضوعات پرداختهاند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسبزنی حول این واژهها تولید گفتار و نوشتار کردهاند. این فضا حس «جاسوسیهراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاستگذاران هم درگیر شده است. در حالیکه جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و همپذیری است تا شک و طرد دیگری.🖊زمانیکه مسأله نفوذ برجسته میشود و از سطح مباحث کارشناسی به سطح مجادلههای عمومی کشیده میشود، ساخت سیاسی کشور در لاک خود فرو میرود. بهعبارتی بهدلیل دقت و تحفظ، تحرک در حکمرانی و خلاقیت در تصمیمگیری، که شروط لازم پویایی حکمرانی بهشمار میآیند، از قاعده به استثناء تبدیل میشوند؛ استثنایی که صرفاً معدودی میتوانند آن را رعایت کنند. 🖊چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه اشاره داشت که در دوره جنگ با جابجاییهای متعدد مسئولیت دیپلماتیک خویش را که همانا ارتباط پیوسته با نهادها و شخصیتهای دیپلماتیک باشد، انجام داده است اما با گشتزنی در شهر. این در حالی است که در مواجهه با پدیده نفوذ میبایست نقطه بهینهای را تعریف کرد و میان «ترس از جاسوس/نفوذی» و «کارآمدی فرد/افراد مظنون» ایجاد توازن کرد تا ضمن حفظ کارکرد و کارآمدی سیستم از توقف کلی آن جلوگیری کرد.🖊همچنین باید از محصور شدن در سه ضلعی «جاسوسپنداری-گزینشگری-ناکارآمدی» اجتناب کرد. زیرا در این چرخه، نخست همه ارکان و افرادی که متفاوت میاندیشند، جاسوس پنداشته میشوند یا در دستگاه غیریتسازی بهمثابه نفوذی معرفی میشوند، پس از آن نوبت گزینش و گزینشگری بیضابطه و حذفمحور فرامیرسد تا جایی که ناکارآمدی بهعنوان وضعیت جبری به حکمرانی تحمیل میشود. این چرخه تا جایی ادامه پیدا میکند که ورودی و خروجی نظام حکمرانی میل به صفر میکند و نه ورودیها ارزش افزودهای برای سیستم ایجاد میکنند و نه خروجیها قادرند تحولی را پدید آورند و کسی قادر نیست مسئولیت عادی خویش را به انجام برساند.🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنیدmashghenow.com/?p=6452#سعید_حجاریان#ایران#امنیت_ملی🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:t.me/mashghenowofficial
💥با تحریف تاریخ مقابله بکنیم!✍️علی مرادی مراغه ایامروزه زدنِ مصدق جزو ضروریات طرفداران پهلوی شده است برخی آشکار و برخی کمی زیرآبی!طرف رفته یک کانالی بنام «نقدی بر تاریخ معاصر» زده که کارش نه نقد مصدق بلکه تحریف تاریخ و به لجن کشیده مصدق است!در روز روشن نصف صفحه را از کتاب«خاطرات و تالمات دکتر مصدق» می بُرد و و در کانالش می گذارد و سپس می نویسد که مصدق گفته:«بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...».در حالیکه جمله قبلی مصدق را که نیاورده این بوده که «بعضی از وزرا در دولت مستوفی الممالک چنین اظهار نظر میکنند که توقیف یک روزنامه مخالف بی طرفی است بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...»مهمتر از همه اینکه، این جاعلان اصلا هیچ ترسی ندارند که دروغ و تحریفشان ممکن است برملا شود!در تصویر اصلی عین صفحات قبل و بعد را آورده ام و در تصویر دیگر نیز تصویر جعلیِ جاعل را آورده ام تا خودتان قضاوت کنید!.در ضمن کتاب «خاطرات و تالمات دکتر مصدق» را اینجا دانلود کرده خودتان صفحه 112و قبلِ آنرا ببینید.این کارها غیراخلاقی می باشد.بخاطر نسل های آینده، با تحریف تاریخ مقابله بکنیم...❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
آشکارا میبینیم که همهی تجربههای دیگر که مبتنی بر حکومت کردنِ "عدّهی معدود" بوده است با ناکامی مواجه گردیده است؛زیرا این "عدّهی معدود" که بر "قدرتِ سِلاح" تكيه داشتهاند پس از چندی کارشان به فساد انجامیده است، و برای حفظِ موقعِ خود و پوشانیدنِ این فساد، ناگزیر بودهاند که با آمیختهای از «زور و فریب» به فرمان راندن پردازند؛ و برای لوث کردنِ گناهی به گناهِ دیگر دست بزنند؛ چون معتادی که با پیشرفت زمان، هر چند گاه به "کیلهی" بیشتری از مادّهی مورد اعتیاد، نیاز پیدا میکند، آنان نیز سال به سال بر مقدارِ "زور و فریب" افزودهاند، تا سرانجام تابِ تحمّلِ مردم به پایان برسد و کار به انفجار بکشد. ذکر مناقب حقوقبشر✍دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن@Salehnikbakht
🔔 کانال اندیشه و تفکر 🔔🔴بمان میهن داغدارم بمانبه اشک دل سوگوارم بمان گر اشکی تو را مانده در این ستیزبه اوراق تاریخ خونین بریز که تاریخ هم بر تو گریان شودچو من برگ برگش پریشان شودبمان ای پریشان تر از بخت منچو خواهی بمانم بمان ای وطنکه ایران بسی امتحان داده استبس افتاده هست و بس استاده استاگر گفت و گو ها ز افتادگیستهمین خود سرآغاز استادگیستبمان بمان میهن داغ دارم بمان.... 📕 ادب و اندیشه✍ معینی کرمانشاهیکانال اندیشه و تفکر در تلگرام 👇t.me/andishe_tafakor%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8… ۱ ، ۲ ، ۳ اندیشه و تفکر در واتساپ 👇chat.whatsapp.com/0ZQyHeBttp68FfrDvcgjae%…
💠*غلامرضاانصاری* درگفتگوبا*خبرگزاری جریان* :در رابطه با مسائل پیرامون دریای خزر و کنوانسیونی که قرار وضع بشه 🔸دریای خزر یکی از پیچیدهترین پروندههای حقوقی و ژئوپلتیک ایران است. برای درک بهتر، باید این کلاف را از نظر تاریخی و حقوقی باز کنیم:۱. آیا در زمان شوروی قراردادی وجود داشت؟بله. دو قراردادِ اصلی بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ منعقد شد.• ماهیت: این قراردادها *رژیمِ حقوقیِ مشاع* را تعریف میکردند. یعنی خزر به عنوان یک «دریایِ بسته» (یا دریاچه)، بین دو کشور به صورتِ مشاع (اشتراکی) تقسیم شده بود.• نکته کلیدی: در این قراردادها صحبتی از «تقسیمِ بستر و زیربستر» (منابعِ نفت و گاز) نشده بود، اما حقِ کشتیرانی و ماهیگیری برای هر دو کشور برابر (۵۰-۵۰) تعریف شده بود.۲. چرا بحثِ ۵۰، ۲۰ یا ۱۲ درصد مطرح است؟بعد از فروپاشیِ شوروی در سال ۱۹۹۱، تعدادِ کشورهایِ ساحلی از ۲ به ۵ (ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان) افزایش یافت. از اینجا بود که بازیِ اعداد شروع شد:• ادعای ۵۰ درصد: برخی معتقد بودند چون قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ مشاع بوده، حالا که شوروی رفته، باید خزر بین ۵ کشور به صورت مساوی (۲۰ درصد برای هر کدام) تقسیم شود یا ایران همچنان ۵۰ درصدِ مشاع را داشته باشد.• ادعای ۱۲ تا ۲۰ درصد: کشورهایِ دیگر (بهویژه آذربایجان، قزاقستان و روسیه) با استفاده از «کنوانسیون حقوق دریاهای ۱۹۸۲» (که برای اقیانوسهاست)، پیشنهاد دادند که سهم هر کشور بر اساس «طولِ خطِ ساحلی» تعیین شود. چون خط ساحلیِ ایران نسبت به بقیه کوتاهتر است (حدود ۱۳-۱۴ درصد)، سهمِ ایران در این مدل به حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد میرسد.۳. کنوانسیونِ رژیم حقوقی (۲۰۱۸)؛ برد یا باخت؟در سال ۲۰۱۸، کنوانسیونِ رژیم حقوقیِ دریای خزر در «آکتائو» امضا شد.• وضعیتِ کنونی: این کنوانسیون خزر را نه «دریا» مینامد و نه «دریاچه»، بلکه یک «وضعیتِ حقوقیِ منحصر به فرد» برایش تعریف کرده است.• نکاتِ مثبت: مانع از حضورِ نظامیِ کشورهایِ فرامنطقهای (مثل آمریکا) در خزر شد که یک پیروزیِ امنیتی برای ایران و روسیه است.• نکاتِ مبهم (چالشها): این کنوانسیون درباره «تقسیمِ بستر و زیربستر» (منابعِ نفت و گاز) سکوت کرده و آن را به توافقاتِ دوجانبه بینِ کشورهایِ همسایه واگذار کرده است.• چرا این برای ایران خطرناک است؟ چون کشورهایِ دیگر (آذربایجان، قزاقستان و روسیه) قبلاً توافقاتِ دوجانبهای با هم امضا کردهاند که عملاً سهمِ ایران را در بسترِ دریا به همان ۱۲-۱۳ درصد محدود میکند. ایران هنوز زیر بارِ این تقسیمبندیِ بستر نرفته و به همین دلیل، اختلافاتِ ایران با آذربایجان بر سرِ برخی میدانهایِ گازی (مثل میدانِ البرز/آلو) همچنان پابرجاست.۴. تحلیلِ نهایی: آیا به نفعِ ماست یا ضرر؟پاسخ کوتاه: «یک توافقِ ناتمام و پرچالش».• از منظرِ امنیت: کنوانسیونِ ۲۰۱۸ به نفعِ ماست، چون خزر را از تبدیل شدن به حیاطِ خلوتِ نظامیِ غرب دور نگه میدارد.• از منظرِ اقتصادی/حقوقی: تا زمانی که تکلیفِ «بستر و زیربستر» مشخص نشود، ما در موضعِ ضعف هستیم. اگر ایران بر «تقسیمِ مساوی» (۲۰ درصد) اصرار کند، با مخالفتِ شدیدِ ۴ کشورِ دیگر روبرو میشود. اگر به «خطِ ساحلی» تن بدهد، سهمش به حداقل میرسد.در حالِ حاضر در یک «موضعِ انتظارِ فعال» است. ما کنوانسیون را امضا کردیم تا از انزوا در خزر خارج شویم و امنیتِ دریا را حفظ کنیم، اما هرگز «تقسیمِ بستر» را بر اساسِ خطِ ساحلی نپذیرفتهایم.خط ساحلی ایران مقعروهمسایه شمال شرقی مامحدب است،اگرمبناء خط ساحلی باشد،منطقی به نظرنمی رسدوخشکی ساحل محدب هم بایدمشاع به حساب آید؟🔻ومعقول تقسیم سهم سه کشورجنوبی خزرباید دربسترمثلثی تقسیم گردد،که سهم ایران۳۳درصددرمنابع نفتی بسترخواهدبود.🔻اینکه میگویند «ایران سهمش را از دست داد»، یک بزرگنمائی رسانهای است؛ واقعیت این است که ایران 🔻هنوز در حالِ چانهزنیِ حقوقی است و تا زمانی که توافقِ نهایی بر سرِ «بستر» امضا نشود، 🔻هیچچیز به صورتِ رسمی واگذار نشده است. 🔸استراتژیِ ایران باید حفظِ امنیتِ جمعی در کنارِ مذاکراتِ سختِ دوجانبه برایِ گرفتنِ سهمِ ۳۳درصدی از منابعِ انرژی باشد.@Salehnikbakht