بگو به مرگ که این روزگار را چه کنمبدونِ چشم تو این شامِ تار را چه کنمبهار آمد و گل کرد باغ، اما منب…
انتشار: 2026/08/23 04:32 UTCدریافت: 2026/08/25 15:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 15:10 UTC
بگو به مرگ که این روزگار را چه کنمبدونِ چشم تو این شامِ تار را چه کنمبهار آمد و گل کرد باغ، اما منبدونِ خندهی تو این بهار را چه کنمتو رفتهای و من از خویش هم جدا شدهاممنِ بدونِ تو را، این غبار را چه کنمهنوز عطر تو ماندهست رویِ پیراهنغمِ نشسته بر این یادگار را چه کنماگر تمامِ جهان را به من عطا بکنندبدونِ تو همهی این اقتدار را چه کنمصدای پای تو را شب هنوز میشنومبگو که این دلِ چشمانتظار را چه کنمشراب ریخت به جامم، لبم تو را طلبیدکه جای بوسهی تو زهر مار را چه کنمبه من نگو که فراموش کن؛ چگونه کنم؟کسی که جان شده در من، قرار را چه کنم؟اگر نیایی و این قصه را تمام کنیتمامِ شعر و شب و روزگار را چه کنم؟#عارف_بسام💙⊱✾☕️✾⊰💙