🟪وقت آن است، نان در انبان نهیم!در قدیم رسم بود که در کیسه و انبان مسافران غذا و نان مینهادند و اگر…
انتشار: 2026/08/17 06:24 UTCدریافت: 2026/08/17 22:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 22:42 UTC
🟪وقت آن است، نان در انبان نهیم!در قدیم رسم بود که در کیسه و انبان مسافران غذا و نان مینهادند و اگر کسی از حضور مهمانی خسته میشد در انبان او توشهای میگذاشت، تا بدین سبب او را به رفتن آگاه کند. در ادبیات «نان در انبان نهادن» کنایه است از «عذر کسی را خواستن» است؛«به سالوسی رگ جانم گشادیبه عشوه نان در انبان نهادی»(عطار)🔸وقت آن است که نان در انبان حضرات مملکت ویران کن نهاده و آنان را از مصادر امور برای زادگاه خود بدرقه نماییم. که ایران بیش از این ویران سرا نشود.ایران مملکت کهنه ای از ازل بی ابتدا که ناآگاهان جاهل کهنه اش کرده اند.این کهنگی را سه گروه عاملند؛اول، حکومت گران ناآگاه، قدرت طلبان حریص؛دوم، بندگان و بردگان حکومت شوندگان که سبب حکومت آنان شده اند؛ سوم، آگاهانی که بر لب گود نشسته و اقدامی نکرده اند.در مقابل، آزادگانی بوده که برای اعتلای نام و نشان ایران جهدها نموده اند. از کوروش بزرگ و آریوبرزن تا انوشیروان عادل، و تا یعقوب لیث صفاری، و نادرشاه افشار؛ سخن از کاردانی و میهن دوستی نادرها بسیار باید گفت. این که کی بودند و چه کردند؟تنها باید گفت؛ بودن ایران مدیون هستن نادر و نادرها در تمام دوران بوده و هست.مساحت سرزمینی ایران از عصر ذوالقرنین تا این زمان محدود و محدودتر شده؛ به غیر از سر سلسله داران حکومت های ایران که فرادستانی با عرضه بوده، اما اضمحلال هر سلسله ای ار شرایطی بوده که در طی حکومت های موروثی ایجاد و در نهایت در عصر بی کفایت ترین و ضیف ترین آن سلسله اتفاق افتاده است. و هر بار دشمن خارجی بخشی از این سرزمین به تاراج برده است.نماد این حاکمان جاهل و نالایق شاه سلطان حسین صفوی است. هر چند چشمهی مهتاب عمر صفویه سال ها قبل تر سردی گرفته بود. اما اوج خزانش در سنه ۱۰۷۳ه ش، اتفاق افتاد. زمانی که وزير اعظم "شاه سليمان صفوی" با جعل وصيت شاه متوفی، پادشاهی "سلطان حسين" را اعلام داشت. صدر اعظم با اين خيانت به امانت باعث جنگ داخلی ايرانيان و زوال صفویه شد. به طرزی که همان شاه هپروطی خود تاج بر سر سرکرده مهاجمین افغانی نهاد و مادر و دخترش هم... و ایران را به تاراج داد. که اگر نادر نبود اکنون این ایران نیز بدین گونه نبود.و یا سلسله قجر که زهی افسوس دوره حکمرانی شان هم عهد عصر صنعتی شدن و توسعه اقتصادی و سیاسی غرب و ژاپن بود. ناصرالدین شاه که دغدغه روزمره اش اندازه گیری طول شاربش, احوال ببری خانش، و عمود لحمی خود و سپر شحمی پرده نشینان حرم سرایش بود، هم عصر میجی در ژاپن بود. که توسعه ژاپن از دوره وی آغاز شد.اما ناصرالدین شاه معمار اصلاحات عصر نوین ایران امیر کبیر را از صدارت خلع و در حمام فین کاشان مرگ ارزانی اش داشت. تا رضایت ملکه مادر «کو بر آب از مکر بر بستی گره» با ترفیع میرزا آقاخان نوری برآورد.لابد میرزا هم دزدکی با ملکه مادر آن می کرد که شاه در حرمسرا با دیگر پرده نشینان؛ این قانون طبیعت است. به سخن بیهقی؛«احمق هنگامه سازد و گروهی همچنو گرد آیند.»🔸با انقلاب مشروطه این کورسوی امید دل نخبگان ایران برای تشکیل دولت-ملت نوین را روشنایی بخشید. اما از هر سوی به سعایت و بدخواهی بیگانگان، مزدوران داخلی برای تکه پاره نمودن جان وطن برخاستند تا رضاشاه سربرآورد و نادروار ایران را از جور و ستم بیگانه پرستان رهانید. اگر مصدق ها را می گذاشتند به برنامه های توسعه ای ادامه دهند، چه بسا اکنون ایران کشوری با دموکراسی پیشرو و هم ارز کره جنوبی بود.تاریک اندیشان نوچه و عمله سازمان جاسوسی کا. گ. ب که توده ای می نامند، این بار علم خیانت بر علیه ایران و ایرانی برداشتند. بی آن که حتی مفهوم کمون و مالکیت خصوصی بدانند. فقط و فقط در بوق و کرنا بانگ برداشته که نمیخواهند اما نمی دانستند که چه میخواهند. 🔸در این عصر مدرن که ایران با این همه ثروت خانه ایرانیان فقیر شده و از هر سوی آماج تیر زهرگین انیرانی ها چه در داخل و یا خارج گشته است. هر چند به تعبیر صائب تبریزی؛«ز حرف حق درین ایام باطل بوی خون آید.»لیک، به سخن خانم لکستانی (سلماسی) شاعره عهد مشروطه؛ «ایرانیان چو فر کیان آرزو کنندباید نخست کاوه خود جستجو کنندمردی بزرگ باید و عزمی بزرگترتا حل مشکلات به نیروی او کنندآزادگی به قبضه شمشیر بسته استمردان همیشه تکیه خود را بدو کنند»نبایست فاجعه از دست رفتن ایران بیش از گذشته را شاهد بود. بلکه، اصلاح و تغییر اساسی برای پایایی تمدن ایران در عصر مدرن الزامی است. برای این مقصود بایست انبان اینان را انباشته تر نمود و روانه آن جا که آمده نمود تا دستگاه دین دنیا طلب از دستگاه سیاست یعنی اداره امور جدا گردد. به سخن عیسی مسیح(ع)؛«مال سزار را به سزار بدهید و مال خدا را به خدا»(انجیل لوقا، آیات ٢٣-٢۶)تا سزار کار خود کند و دستگاه دین هم کار خود!#ارسالی : 🖌ع پرویزی@Roshanfkrane