چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟عروس خانم ابتکار که اقامت دائمش در آمریکا لغو شده، وکیلی حرفهای گرفته و از دولت آمریکا شکایت کرده، به این امید که اقامتش برگردد و غرامتش را از اموال بلوکه بگیرد. او نامهای خطاب به مردم آمریکا نوشته: من عاشق آمریکا هستم، فرزندانم فارسی بلد نیستند، و مادرشوهرم در اشغال سفارت آمریکا فقط مترجم بود. استدلال نامه و وکیل ایشان این است که فرزندان نباید بهجای والدین مجازات شوند. استدلالی که در ذاتش درست است؛ او معتقد است وکیلش بر همین اساس خواهد بُرد و غرامت را از اموال بلوکهی ایران خواهد گرفت.اتفاقاً همین منطق خوبی است برای شروع یک بازخواستِ تاریخی.خانم ابتکار، آقای لاریجانی، روحانی، خاتمی، ظریف، هاشمی و دیگر سران نظام، دیگر سؤال این نیست که چرا فرزندان شما زندگی در آمریکا و اروپا را ترجیح دادند. این سؤال کهنه شده است.سؤال جالبتر این است:چرا وقتی به خانوادههای «سازندگان جمهوری اسلامی» میرسیم، میبینیم خودشان حاضر نشدهاند در «آیندهای» که برای دیگران ساختهاند زندگی کنند؟این بحث آمریکا یا مهاجرت نیست. حتی ریاکاری هم نیست. بحثی عمیقتر است.سؤال تاریخی این است:چرا شما از «محصول» خودتان استفاده نکردید؟ کشوری مبتنی بر ایدئولوژی خود ساختید و وقتی نوبت به عزیزترین آدمهای زندگیتان رسید، آنها را از نتیجهی همان «محصول» دور کردید. صادقانهترین داوری دربارهی جمهوری اسلامی در تاریخ، نه داوری مخالفانش خواهد بود، نه گزارش سازمانهای حقوق بشری، نه تحلیل اقتصاددانان، بلکه در انتخاب خانوادهی خودِ سازندگانش است. برای مردم انواع آرمانها را انتخاب کردند و برای فرزندشان «واقعبینی» . برای مردم کاخهای بهشت در آسمان، برای فرزندانشان، خانه روی زمین.بله میشود برای مردم از «مقاومت» گفت، اما خب برای فرزند باید دانشگاه انتخاب کرد.برای مردم میشود از «فضیلتِ رنج» گفت، اما وقتی پای بچهی خودت وسط باشد، رنج فضیلت نیست.و همینجاست که انتخاب فرزندانتان از ۴۷ سال سخنرانی شما راستگوتر میشود.حال بنا بر بنا بر منطق وکیل صدهزار دلاری عروس خانم ابتکار، میپرسیم:اگر فرزند نباید تاوان تصمیم والدینش را بدهد، چرا فرزندان ما باید میدادند؟چرا نیکایی که در ۱۳۸۴ به دنیا آمده بود، باید هزینهی تصمیمی را میداد که در ۱۳۵۸ نگرفته بود؟چرا منطق وکیل شما که «هرکس مسئول اعمال خویش است»، دربارهی خانوادهی شما بدیهی است، اما دربارهی یک ملت از یاد میرود؟بگذارید سؤال را جور دیگری بپرسم: چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارثِ مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانوادههای شما؟ما گذشتهی شما را به ارث بردیم؛ فرزندان شما امکان انتخاب آیندهشان را داشتند.ما پیامدِ تصمیمها را گرفتیم؛ آنها پاسپورت برداشتند.ما در کشوری ماندیم که حاصلِ سیاستهای شما بود؛ خانوادهی شما رفتند ببینند کشورهای حاصل سیاستهای دیگران چه شکلیاند.آقایان و خانمهای نظام:چرا به فرزندانتان نگفتید بمان و «محصول» کار ما را زندگی کن؟چه چیزی دربارهی آیندهی ایران میدانستید که پشت تریبون نمیگفتید، اما برای فرزندتان به یاد میآوردید؟چرا ایدئولوژی شما پشت درِ خانهتان متوقف میشد؟چه بود آن سیاستی که برای نود میلیون نفر «استقامت» بود، اما برای یک فرزند آیندهای بود که باید از آن نجاتش داد؟از فرزندان این خانوادهها هم سؤال دارم؛ نه بهعنوان متهم، بلکه شاهد.شما که هر دو جهان را دیدهاید، شهادت بدهید: پدران و مادرانتان برای ما چه ساختند، و برای شما چه خواستند؟خانم لیلا حاتمی از پدرت بپرس: اگر ایران برای من خوب نبود، چرا برای میلیونها فرزند بود؟آقای مهدی ظریف از پدر امیرکبیرت! بپرس: تو که پشت بیمارستانی که شاه بستری بود، عربده کشیدی، چرا کشوری نساختی که من دلم بخواهد در آن بمانم؟ملت شریف ایران: رفتنِ اینها فقط مهاجرتِ یک خانواده نیست، یک رأی است. رأیی که در هیچ صندوقی انداخته نشده، هیچ ناظری نشمرده، و هیچ روزنامهای نتیجهاش را اعلام نکرده. اما معنایش روشن است: انتخابِ خصوصی سران نظام چیزی را اعتراف میکند که زبانِ سیاسیشان نمیگوید.خانم ابتکار، کاش روزی شجاعت به خرج دهید و پشت تریبون بگویید چرا برای خانوادهی خودتان «خانه» جایی شد که روزی سفارتش را اشغال کردید، اما برای میلیونها ایرانی، خانه همان جایی ماند که باید عواقبِ آن اشغال را نسلاندرنسل زندگی میکردند؟درست است که هرگز نگذاشتند رفراندومی برگزار شود، اما فرزندان بسیاری از سران جمهوری اسلامی سالهاست رأی خودشان را در فرودگاهها دادهاند:«نه» به «محصول» جمهوری اسلامی.انتخاب محل زندگی فرزندان نظام، صادقانهترین رأی به «محصول و میراث» جمهوری اسلامی بود.✍ #زهرا_عبدی#انتقادات#سیاسی#اجتماعی@Roshanfkrane
نامه ای به سانیسانی نام کارکتر فیلم #بيداد استکه بانوی نویسنده #ژاله_حیدری در کانال تلگرام خودنامه ای سرگشاده خطاب به این شخصیت فیلم مینویسد ایدی کانال بانو ژاله حیدری:@Tabareayaranفیلم بيداد را میتوانید در اینجا 👉 ببینید #ارسالی#اجتماعی@Roshanfkrane
مقامات سازمان بازرسی باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا با وجود چنین شناسایی هایی ؛ هیچ یک از مدیران ارشد دارای شغل دوم تاکنون به دستگاه قضائی استان معرفی نشدهاند و صرفاً با اعلام نتیجه به دستگاههای مربوطه و اخذ پاسخ که عمدتاً ناظر به اقدامات شکلی و مقطعی ست پرونده را بستهاند؟ همچنین مشخص شود پس از گذشت ماهها از وعده پیگیری قاطع آیا گزارشی از هیئتهای تخلفات اداری به افکار عمومی استان ارائه شده است؟ و سهم هر یک از بانکها ؛ بیمهها ؛ شرکتهای دولتی و شهرداریها در این تخلفات چقدر بوده است؟ رسانه هرگز به دنبال تشویش اذهان عمومی نیست ولکن بازرسی سامانهای نشان میدهد که بخشی از بدنه مدیریتی استان قزوین به جای تمرکز بر تولید ؛ اشتغال و معیشت عرصه را بر رانت خواران ؛ دلالان و مدیران چند شغله هموار کرده است.🌐 مطالبه ما از دستگاه قضائی و مدیران نظارتی استان ؛ انتشار عمومی و شفاف نتایج برخورد با متخلفان ؛ برخورد بدون تبعیض با مدیران دون پایه و عالی رتبه و رصد برخط سامانهای انفصال این مدیران از بیت المال است. رسانه ملی نیز نباید در پوشش برخورد با متخلفان جزء نگر باشد و با غفلت از تحلیل ریشهای علل فساد زای ساختاری به دنبال امتیاز بازیچهای از متهمان فرودست باشد. آیا مطالبهگری رسانهها در قزوین تنها به آمارهای کلی و عناوین مجهول و بدون نام بسنده کرده است؟ سازمان بازرسی باید فهرست اسامی مقصران ؛ میزان اموال و داراییهای ناشی از چند شغلی و کیفیت برخوردهای تنبیهی را شفاف و رسانهای اعلام کند. این خواسته عمومی هرگز نباید رنگ و بوی تخریب نظام داشته باشد بلکه وظیفه جوانان انقلابی ؛ اصحاب قلم و مدیران مطالبهگر است که با حفظ امید و انسجام ملی از کج رویهای اقتصادی و بیعدالتی شغلی در ارکان اداری قزوین و کشور پرده بردارند تا آینه عدالت برای همگان یکدست باشد.#ارسالی از نویسنده ابتدای پست را در اینجا 👉 ببینید #انتقادات#فساد#سیاسی#اجتماعی@Roshanfkrane
🌎 سازمان بازرسی سند داد ؛ نهادهای نظارتی چرا سکوت کردند؟ 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 گزارشهای رسمی و مستند سازمان بازرسی کل استان قزوین بار دیگر یکی از مهمترین چالشهای نظام اداری کشور را به بحث گذاشته است. شناسایی دهها نفر از مدیران و کارکنان چند شغله در دستگاههای اجرایی که برخی از آنها نه تنها آفت بهرهوری و عدالت استخدامی محسوب میشوند که در تناقضی آشکار با قوانین موجود ؛ هم از بیتالمال ارتزاق میکنند و هم از نفوذ یا جایگاه اداری برای انتصابات و منافع مضاعف بهره میبرند. این گزارش رسمی از سوی خمسه مدیر کل بازرسی استان قزوین ؛ اسناد محکمی در تأیید انباشت مسئولیتهای متعدد در بدنه برخی دستگاههای اجرایی استان است. مسئلهای که سالهاست از سوی افکار عمومی و رسانههای منتقد ؛ با دادهها و مستندات میدانی دنبال میشود.اما آنچه این شناسایی را از یک خبر اداری صرف فراتر میبرد ؛ سکوت معنادار و مطالبه گری متوقف مدیران متولی استان است. جایی که نهاد نظارتی به وظیفه ذاتی خود عمل میکند اما سایر بخشها برای روشن کردن تکلیف خود ؛ به جای پاسخگویی به تعاملِ بیحاصل با رسانهها پناه آوردهاند. 🌐 اینجاست که پرسش اساسی شکل میگیرد. اگر بیش از ۶۰ مدیر و مسئول در دستگاههای اجرایی قزوین ؛ دارای مشاغل مغایر هستند ؛ پس چرا باید رسانهها را به امید آفرینی بدون نقد و پیگیری دعوت کرد؟ مگر مطالبهگری دقیق و مستند ؛ خود امید آفرین نیست؟ افشای فساد و برخورد با متخلفان ؛ سرمایه اجتماعی را باز میگرداند ؛ نه سکوت و تسامح در برابر قانون شکنانِ دارایمنصب را. در استانی که کارگرانش از تعطیلی واحدهای تولیدی و بیکاریِ شبانه روز رنج میبرند ؛ وجود بیش از ۶۰ مقامِ مسئول و کارمند دارای مشاغل مضاعف و دریافت کننده مزایای غیر مجاز ؛ نه یک خبر عادی بلکه روایت تلخ ناکارآمدی نظارت و فرسایش عدالت اجتماعی ست. مطالبه از نهادهای نظارتی و انضباطی استان این نیست که به صرف ارسال یک گزارش و برگزاری یک نشست خبری بسنده کنند. پرسش اساسی اینجاست که این برخی دستگاهها کدامند؟ این ۶۰ نفر ؛ چه مسئولیتهایی داشتهاند؟ چند نفر از آنان به تخلفات خود اذعان کردهاند و برای بازگرداندن بیتالمال یا برخورد با متخلفان چه اقدام عملی صورت گرفته است؟ تجربه تلخ ادوار گذشته نشان داده که افشای تخلفات اداری در قزوین نباید به بایگانیِ مهر و سکوت سپرده شود. افکار عمومی به حق میخواهد بدانند پس از این شناساییها چه تعداد پرونده به هیأتهای تخلفات اداری ارجاع شده ؛ برای کدام مدیران اجرایی استان که کرسیهای چند گانه را سالها تجربه کردهاند ؛ رأی بر تخلف صادر شده و مهمتر آنکه آیا این برخوردها صرفاً برخورد با مُستخدمین دون پایه بوده یا دامن مدیران ارشد و میانی را نیز گرفته است؟🌐 چند شغلههایی که در شرایط فعلی اقتصاد و سفرههای خالی مردم ؛ فرصتهای اشتغال جوانان را ربوده و به بیت المال خیانت میکنند باید در بوته نقد افکار عمومی و پاسخگویی رسانهای قرار گیرند.سازمان بازرسی کل کشور را به عنوان نهاد نظارتی فرا قوهای بیتردید باید ستود که با استفاده از سامانههای هوشمند ؛ انفعالِ تاریخیِ دستگاهها در قبال حقوقهای نجومی و مزایای چند لایه را نشانه گرفته است. اما این آغازِ یک جهادِ بزرگِ نظارتی ست نه پایان آن. شناسایی ۶۰ نفر بدون نام بردن از آنان و بدون اعلام برخوردهای انجام شده هر چند آمار قابل توجهی ست اما در جامعهای که سالها از تبعیضها و بی عدالتیها در توزیع مناصب و درآمدها رنج برده مطمئنا کافی نیست. مدیرانی که همزمان در چند صندوق ؛ شرکت ؛ شورا و هیئت امنا عضویت دارند و ماهانه مبالغ چند ده یا چند صد میلیون تومانی از محل بیت المال برداشت میکنند باید علنی و مستند پاسخگوی عملکرد خود باشند و این پاسخگویی نباید فقط در حد یک گزارش خبری و در لفافه رسانهای خلاصه شود بلکه باید با معرفی متخلفان به مراجع قضایی و انتظامی همراه باشد. اما در این میان آنچه موجب رنج و خدشه به سرمایه اجتماعی میشود نمایش هدفمند و گزینشی تریبون های رسمی ست. رسانهها به جای طرح مطالبات واقعی و مستند در موضوعات چند شغلهگی ؛ نوبت گیری تشریفاتی ارباب رجوع و ترافیک اداری معطل ماندهاند.🌐 این در حالی ست که رسانه ملی و مطبوعات قزوین بیش از هر نهاد دیگری میدانند که در استان قزوین برخی دستگاهها در قبال سیل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی روی خوش نشان نمیدهند. پاسخهای تکراری در دست بررسی ست برای پرونده مدیران متخلف به رویهای فرسایشی بدل شده و صدای رسانهها در مطالبه گری عمومی خریداری شده یا به سمت حاشیههای گذرا هدایت میشود.ادامه در پست بعدی 👇#ارسالی از نویسنده #انتقادات#فساد#اجتماعی@Roshanfkrane
✅رئیس شورای شهر تهران از ارائه پیشنهادی برای نامگذاری فرودگاه مهرآباد به نام علی خامنه ای خبر داد.به گفته او، علاوه بر فرودگاه مهرآباد، پیشنهاد شده است بوستان ولایت نیز که با حضور ایشان افتتاح شده بود، به نام رهبر پیشین نامگذاری شود. این پیشنهاد برای بررسی و طی مراحل قانونی مطرح شده است.#خبر@Roshanfkrane