
حامد دلیجه👇 آیدی@riazi100
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 407 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 407 پست مشاهدهشده و 2 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-13 تا 2026-08-19
Tolerance, Acceptance, Change, Leave, Criticize, CoexistDependent, Independent(Great, Small, Rigid, Flexible, Businessman, Uneducated, Self esteem, Self confidence, Lazy, Hardworking, Idle, Busy, Lawyer, Doctor, Boss, Employee, Seller) personHas high threshold of tolerance of others inappropriate behaviors.Capable of coexist with someone who few people can coexist her/him.Because if you stop tolerating autistic behaviors of immigrant, they gonna fix their bugs which is friction to their overall package price and they gonna dump you.Literally you gonna lose the tools. Because if you anticipate car to fly and airplane to swim, you ain't have none.تحمل، پذیرش، تغییر، ترک، انتقاد، همزیستیاستقلال، وابستگی انسانهای (بزرگ، کوچک، یکدنده، منعطف، بازاری، تحصیل نکرده، با عزت نفس، با اعتمادبنفس، تنبل، زحمت کش، بیکار، مشغول، وکیل، پزشک، کارفرما، کارمند، فروشنده) در تحمل اخلاق های نابجای دیگران آستانه ی بالایی دارند.توانایی سازش با فردی دارند که کمتر فردی می تواند با او بسازد.چون اگر شما تحمل رفتارهای اوتیستیکی مهاجران را متوقف کنی، اونها باگ و نقاط ضعف خودشان را اصلاح خواهند کرد که عامل اصطکاک پکیج کلی قیمت شان شده و قیمت شما را پایین خواهند کشید.خلاصش این که ابزارهاتو از دست میدی. چون اگر از ماشین انتظار داشته باشی پرواز کنه و از هواپیما بخواهی شنا کنه، هیچ کدوم رو نخواهی داشت.
[صدای غذا خوردن، صدای نوشیدن، پوشش، بهداشت، بوی، رفتار، اخلاق، آداب اجتماعی، میزبانی، مهمانی، تصمیمات، کنش، واکنش، تناسب اندام، ..]فردی که به(پکیج کلی شخصیت، جنسیت، سن، رشته، تربیت خانوادگی، نژاد، دانشگاه، شهر، کشور، شغل، آینده، حال، دارایی، تناسب اندام، حافظه، زیرکی، موقعیت، قلم، تن صدا، فروشندگی) ش (ترحم، حسادت، غبطه، دلسوزی، حس خنثی، بی تقاوتی) داری،(دلنشین، آزاردهنده، قابل تحمل، غیرقابل تغییر، مانند پت خانگی، تمدن بالاتر، تعجب آور، خنثی، ignoreable) است.
The moment you (start, stop, strength, weaken) (Criticizing, Admiring, Asking question from, ignoring, paying attention, consulting, taking advice from) othersIs the moment you(Decline, Grow).(Criticize, Admire, Pay attention, Ignore) yourself.لحظه ای که (انتقاد از، تحسین، سوال پرسیدن از، توجه به، بی توجهی به، مشاوره دادن به، مشاوره گرفتن از) دیگران را(شروع، متوقف، تضعیف، تقویت) کنی،لحظه ای است که (رشد، زوال) می کنی.خودت را (انتقاد، تحسین، توجه، بی توجهی) می کنی.
فکت تلخ اما واقعی: درنهایت خیلی چیزا برمیگرده به ژنتیکظاهر، بعضی ویژگیهای اخلاقی، هوش و حتی استعداد ابتلا به بعضی بیماریها میتونه تحت تأثیر ژنتیک باشه. پس اگه خواستی شریک زندگیتو انتخاب کنی، یه نگاهی هم به خانوادهش بنداز؛ چون بعضی چیزا رو نه با پول میشه عوض کرد، نه با فیلتر📚 @Academic_Library
چه کسی چی رو (خیلی، کمی، تقریبا) (ارزان، گران، بجا)(میخره، نمیخره، میفروشه، نمیفروشه)Who (buys, sells, doesn't buy, doesn't sell) what (very, slightly, almost) (cheap, expensive, appropriate)کجا، چه زمانی، چطوری، چراWhere, When, How, Why
عصبانیت غالبا بخاطر ناتوانی فرد از یادگیری از محیط رخ می دهد. به عبارت دیگر شما نزد فردی که درجه ی دانش آموز بودنش بیشتر از شما است، خشمگین تر می شوی و آدم حین عصبانیت بهترین متن ها رو می نویسد یا بهترین درسها را می دهد.بعضی آدمها ساخته شده اند تا آستانه ی (خشمگین، خوشحال، ترسو، غمگین، آرامش، تحمل، پذیرش، تغییر، ترک، انطباق، انتقاد، سازش، همزیستی، ادب، نزاکت، بهداشت، نظافت) شما را بالا ببرند. من خودم یکی از اون آدمها هستم براتون. مانند وزنه ی باشگاهتو تا زمانی که به یک نفر ترحم داشته باشیبدی هاشو تو دل خودت میریزی. تحسینش می کنی. می خندونیش. مراعاتش می کنی. موفقیت هاتو بهش نمیگی. شکست هاتو بهش میگی. نزدش بیشتر شنونده هستی و کمتر حرف میزنی. نصیحت یا انتقادش نمی کنی. صفت هاشو بهش وارونه میگی. مثلا اگه معتقد باشی که نخبه هست، بهش میگی زرنگ. همش مواظبی که حرفی نگی، رفتاری نکنی، کنشی نداشته باشی که دلش بشکنه، دلش خوش بشهفردی که قدرت یادگیری بالاتری دارد، محاله از بقیه بدش بیاد. یا خوشش میاد یا خنثی است. آدم چرا از کندذهن تر از خودش خوشش بیاد؟-----آدم (جایی، فردی) که (نمیتونه، میتونه، میخواد، نمی خواد، --)(ترک کنه، تغییر بده، تحمل کنه، پذیرش کنه، انتقاد کنه، سازش کنه، طلبکار باشه، بدهکار باشه، وابسته باشه، مستقل باشه) را(ترک می کنه، تغییر میده، تحمل می کنه، پذیرش می کنه، انتقاد می کنه، سازش می کنه، طلبکار میشه، بدهکار میشه، وابسته میشه، مستقل میشه، حالش خوبه، حالش بده)،-----هرچه آدم بیشتر به خودش برسه و حال بده و خودشو دوست داشته باشه، بقیه کمتر میتونن عصبی اش کنن.اتفاقا چون بقیه عصبی اش میکنن طرف میره باشگاه و درس خوندن و دوش گرفتن و سلمونی و مسواک زدن و غذای سالم خوردن و خوش پوشی و معامله کردن و تقویت انگلیسی و...انگار آدم نزد کسانی که خودشونو زیادی دوست دارند بیشتر عزت نفسش خدشه دار میشهAnd maybe self esteem is positive sum game.
هرچه فردی از سبک زندگی و تصمیمات خودش رضایت داشته باشد، بیشتر میاد از سبک زندگی بقیه انتقاد کنه. اما اونی که از روش زندگی و جایگاه خودش ناراضی باشد، میتونه دلایل بیشتری به بقیه ردیف کند که چرا درست دارند تصمیم می گیرند و صحیح زندگی می کنند. هرچه کمتر…The more satisfied you are with your own life and choices, the more likely you may be to criticize how others live.But when someone is dissatisfied with their own life or position, they may find more reasons to justify others why their choices and the way they live us correct.The less you want to trade your places with other people, the more people accept you because you accept and aprove them easily.Perhaps we dislike people who doesn't have any interest to make us more like themselves.
کنترل (داشتن، نداشتن) بر محیط باعث (خشم، غم، ترس، شادی) (خانوم، آقا) می شود. هرچه (آدمی، مردی، زنی) (بیشتر، کمتر) (توسط بقیه کنترل شود، دیگران را کنترل کند)، (خشمگین، غمگین، شاد، ترسو) تر است.(Having, Not having) control over environment makes a (woman, man) feel (anger, sadness, fear, happiness).The (more, less) a (person/man/woman) is (controlled by others, controls others),the (less,more) (angry, sad, happy, fearful) they are.
کنترل (داشتن، نداشتن) بر محیط باعث (خشم، غم، ترس، شادی) (خانوم، آقا) می شود.هرچه (آدمی، مردی، زنی) (بیشتر، کمتر) (توسط بقیه کنترل شود، دیگران را کنترل کند)،(خشمگین، غمگین، شاد، ترسو) تر است.
اگر (از، به) بعضی (آزادی، اجبار) هایی که(داریم، هست)،استفاده (کنیم، نکنیم)،مطیع (باشیم، نباشیم)،به زندان می رویم.به بیمارستان می رویم.به تیمارستان می رویم.فقیر می شویم.ثروتمند می شویم.پیانو می زنیم.ویولون می زنیم.آزادی بقیه را می گیریم.به بقیه آزادی می دهیم.بقیه را مجبور می کنیم.Safe driving
هرچه فردی از سبک زندگی و تصمیمات خودش رضایت داشته باشد، بیشتر میاد از سبک زندگی بقیه انتقاد کنه.اما اونی که از روش زندگی و جایگاه خودش ناراضی باشد، میتونه دلایل بیشتری به بقیه ردیف کند که چرا درست دارند تصمیم می گیرند و صحیح زندگی می کنند.هرچه کمتر دوست داشته باشی جای بقیه باشی آدمهای بیشتری ازت خوششون میاد چون راحت می پذیری شونما از فردی بدمون میاد که هیچ تمایلی نداره ما رو شبیه خودش کنه
وقتی یک اتفاق بد برای بقیه رخ می دهد، برای تسکین بخشیدن به دیگران از اتفاقات بد یا اشتباهات یا سوتی های خود بگویید.مثلا اگر یکی ماشین سوار شده و بهتون میگه امروز باعث شده که فلانجا خراش بیفته، شما هم از تجربه ی تصادف اخیری که با خودرویتان داشتید بهش بگویید و فکر کنه پیش میاد این چیزا.یا یکی گفت رتبه کنکورم ۲۰ هزار شد و خواست پز بیاد، شما بگویید که من ۲۱ هزار شدم.جهت حرص بقیه را درآوردن هم، برعکس رفتار کنید. خلاصه چراغ قوه تاباندن و نتاباندن به بخش های مثبت و منفی زندگیتون باید بجا و با رعایت زمان شناسی باشد.و در نظر داشته باشید که برخی نکات مثبت در واقع نقطه ضعف است و اینکه (بدونی، ندونی) کهکدام صفت (مثبت، منفی، Strength, Weakness) (حقوقی، غریزی، اخلاقی، علمی) در واقع صفت ( Oppurtunity, Threat, ضعف، قوت) است،خودش نکته ی (منفی، مثبت) در شخصیت است.
خیلی (خوبه، بده، زیباست، زشته، قشنگه) کهآدم (اندازه، بیشتر از، کمتر از)سن اشبفهمه، تجربه داشته باشه، سفرکرده باشه، بچه داشته باشه، انگلیسی بدونه، ماشین داشته باشه، خانه داشته باشه، مدرک داشته باشه، معامله کرده باشه، رانندگی کرده باشه، سوار هواپیما شده باشه، رقصیده باشه، نویسندگی کرده باشه، حرف زده باشه، سکوت کرده باشه، ورزش کرده باشه، کار کرده باشه، مطالعه کرده باشه، حافظه داشته باشه، خاطره داشته باشه، بتونه جوک بگه، معروف باشه، حرف اشتباه زده باشه، حرف صحیح زده باشه، کارگری کرده باشه، کشاورزی کرده باشه، سیاست داشته باشه، عزت نفس داشته باشه، اعتمادبنفس داشته باشه، ویس بده، ویس گوش بده
توقعات و انتظارات خود را از بقیه،مجردها، متاهل ها، پسران، دختران،جوانان، دانشجویان، خوابگاهی ها، غیربازاری ها، دانشجویان سراسری،رتبه ی N کنکور (ریاضی، تجربی، انسانی)افرادی که طولانی مدت نزدیک افراد باشعور زندگی کرده اندافرادی که طولانی مدت نزدیک افراد بی شعور زندگی کرده اندرا بطور کلی،را در (بهداشت، تناسب اندام، سحرخیزی، آداب اجتماعی، دلالی، خویشتن داری، انعطاف، انطباق، قلمروجویی، مرزبندی، جوک گویی، مسئولیت پذیری، سلامت روان، اعتماد بنفس، عزت نفسرا در (توجه، بی توجهی، کشف) به (خواست، بیزاری، منافع، مضرات، رفاه) (خودشان، دیگران، مشترک) (کاهش دهید، افزایش دهید، بجا برآورد کنید)
آدم (فهمیده، نفهم، مهربان، خودشیفته) رابا (محبت کردن، دشنام دادن، توجه کردن، بی توجهی، سکوت، پرسش کردن، جوک گفتن، جواب پرت دادن، جواب اشتباه دادن)(می توان، نمی توان، نمیشه، میشه، باید، نباید، بهتره)(کوچک کرد، بزرگ کرد، ساکت کرد، به حرف درآورد، تربیت کرد، به لیاقت خود رساند).
با کیفیت و کمیت متنی که یک نفر می نویسه میتونی بفهمی در دقایق و ساعات و سالهای اخیر میزان خودشیفتگی و فروتنی و خنگی و زرنگی و بینش و سواد و گیرایی آدمهای اطرافش چقدر بوده است.(کران بالا، کران پایین، توزیع اماری) (هوش، حافظه)
فردی که (مشتاقید، مایلید، بی تفاوتید، کم رغبتید، بیزارید، قصد ندارید، ممکنه، محاله، بعیده) که یک (ساعت، ماه، سال، دهه) دیگر او را ببینید را چرا سعی (می کنید، نمی کنید) کهانتقاد کنید، تغییر دهید، اصلاح کنید، آموزش دهید، بی توجهی کنید، توجه مثبت بدید، توجه منفی بدید، هدایت کنید،
به اندازه ای که شدنی های زیادی داری که تبدیل به نشدنی می کنی، نشدنی های دیگرت شدنی می شوند.بعضی حرفها را زدن در جمع self destruction است.-----بهترین (دکتر، دارو، مریض، تراپی، ویروس، استاد، شاگرد، بازاری، مشتری) برای(خوب، بد) کردن حالمانیاد (گرفتن، دادن) (علم، فروشندگی)مشاهده ی یک (بدبخت تر، خوشبخت تر) از خودمان است.همکلام شدن با یک (حسود، مهربان، گیج، اوتیسم) تر از خودمان است.(خریدن، فروختن، دوری از، نزدیکی به) [ محصول (از، به)، --] رتبه های n کنکور است.
هوش یعنی اولویت کسب یک سری مدارج در زندگی را برایخودمان، ....درصد اطرافیان...درصد (error, accuracy, وارونه، سلیقه ای) بگیم.(+, -, 0) SUM GAME IN Priorities
فردی که اگر ... (روز، ماه، سال) وقت صرف کنه،(میتونه، نمیتونه) به احتمال ...درصددر (رشته ی، دانشگاه، رشته ی، مقطع) (--،--،--) قبول بشه،در (ارگان، شهر) ... استخدام دولتی بشه،به کشور ... مهاجرت کنه،در (کشور، شهر، صنف) (--،--،--) مغازه دار بشه،بین (ایرانی ها، انگلیسی زبانان) N، M مخاطب بگیره،به احتمال ...درصد (میتونه، نمیتونه)(رتبه ی کنکور، سرعت، گاز، ترمز) ش را (ماکزیمم، مینیمم، میانگین، میانه، مدیریت) کنه.(بازاری، پزشک، قاضی، وکیل، مهندس، کارگر، ایرانی، استاد، دانشجو، کارمند، کارآفرین، روانشناس، برنامه نویس) خوبی بشه.
(Say, Don’t say) something(Do, Don’t do) something(Stay in touch, Cut off contact) with someonesuch that, if:Ten years pass.(Your, His/Her) reputation becomes 100 times greater than it is now.(You, S:he) (go to, stay in, goes to, stays in) a ... (country, city).(You، He/ She) (get accepted into, don’t get accepted into) a particular (major, university).(He/She, You) (enter, leave) a particular employment sector, such as (government employment, the private/free market).(Her/His, Your) English becomes ...(percent, times) (better, worse).It is the (first, last, nth) time that (they, you) see ( them, you).you (may, may not) (be able to, be unable to, want to, not want to, hate the idea of, be willing to, be eager to, be indifferent to, be reluctant to)(say it, do it, stay in contact with them).چیزی (بگو، نگو)کاری (بکن، نکن)با فردی (در ارتباط باش، قطع رابطه کن) که اگرده سال دیگه شد.شُهرت (ات، اش) ۱۰۰ برابر الان شد.(به، در) (کشور، شهر) ... (رفتی، ماندی، رفت، ماند)(رشته ی، دانشگاه) ... قبول (شدی، شد)(وارد به، خارج از) صنف شغلی (کارمندی، بازارآزاد) ... (شدی، شد)زبان انگلیسی (ات، اش) ...(درصد، برابر) (بهتر، بدتر) شد،(اولین، آخرین، n امین) (بارت، بارش) بود که (میبینی اش، میبینه تت)(بتونی، نتونی، بخوای، نخوای، بیزار باشی، مایل باشی، مشتاق باشی، بی تفاوت باشی، کم رغبت باشی) که(بگی، بکنی، در ارتباط باشی).
آدمها جایی کهقدرت (خرید، فروش) (زیادی، کمی) دارند،ارز رایج شان برش (کمی، زیادی) داره،حس این را دارند که(خودشان، بقیه) (چوپان، حیوان اهلی، موجود زیستی طبیعی، انسان نرمال) هستند.(داخل، بیرون) (طویله، جنگل) هستند و (چوپان، حیوان اهلی، شکارچی، شکارشونده، انسان) هستند.-----(ارزان، گران) (خریدن، نخریدن، فروختن، نفروختن)،مجانی (گرفتن، دادن، نگرفتن، ندادن)(مسکن، خوراک، پوشاک، اینترنت، حمل و نقل، بهداشت، نظافت)باعث میشه حس ...(بهت، بهشان) دست بده.
تا حالا داخل یک چاه آب رو دیده بودید؟ این ویدئو هم جالب و هم دلهرهآور۱۴۰متر چاه تنگ و تاریک!بعضی کارهای دیگ در زندگی شبیه همچنین کاری هست اما متوجهش نیستیم.جراته؟ تخصصه؟ ریسکه؟ کنجکاوی؟ فضانوردی؟ جوگیری؟ مهارت؟ تجربه اندوزی؟ حماقت؟ هیجان؟ وظیفه؟ شغل؟
میگن که آدمها تو سن ازدواج شون میمونن.مردها بعد ازدواج یادگیری شون شروع میشه. قبل ازدواج هرچی بهشان یاد بدی تو مخ شان نمیره.خانوم ها بعد ازدواج یادگیری شون متوقف میشه و هرچی لازمه قبل ازدواج باید یادبگیرن.البته ممکنه تو برخی فرهنگ ها برعکس باشه و همچنین تو بعضی فرهنگ ها مستقل از ازدواج باشد. منظور از یادگیری هم اینه که ذهنشون کجا گیر کرده و تو چه ورژنی از زندگی براشون خوشی تلقی میشه. نه اینکه از کجا به بعد حافظه شون بجای هوش شان تقویت شده.
اونی که برتر هست،احتیاجی به این نداره که برتر بودنش توسط دیگران گفته بشه.اونی که عادی هست، احتیاج داره که عادی بودنش به فرم برتری گفته بشه و یا گفته بشه که برتر یا پست تری نیست و همه برابر هستند.از این روست که میگن: برای آنکه (می فهمد، نمی فهمد)(هیچ، هر) توضیحی (کافی، لازم) (نیست، است).
If we judge by assigning ... percent weight to (the quality of the decision, the outcome),then we (do, do not) (reinforce, weaken) (all, many, some, none) of the (wrong, correct) patterns.---A (decision, strategy) that is (correct, wrong, rational, emotional, cautious, risky, well-calculated, bad, good) and that led to (losing, winning)makes us (abandon it, repeat it, question it).---There are people around us who respond to our (correct, wrong) decisionswith (ignoring us, attention, positive attention, negative attention, punishment, reward)because of (slow thinking, quick thinking, intelligence, cleverness, insight, ulterior motives, bias).Type I Error vs. Type II Error in StatisticsDelay, Lag, and Iteration in Dynamic SystemsRegret and Satisfaction Charts in Decision-Makingاگر با وزن ...درصد تخصیص دادن به (کیفیت تصمیم، نتیجه) قضاوت کنیم،(تمام، خیلی از، بعضی از، هیچ یک از) الگوهای (اشتباه، درست) را (تقویت، تضعیف) (می کنیم، نمی کنیم). -----(تصمیم، استراتژی)(درست، اشتباه، منطقی، احساسی، محتاط، پرریسک، سنجیده، بد، خوب) ای کهمنجر به (باختن، بردن) شده را (منصرف شویم، تکرار کنیم، شک کنیم)----آدمهایی اطرافمان است که تصمیمات (درست، اشتباه) ما را بخاطر (کند ذهنی، تیزهوشی، ذکاوت، بینش، غرض، تعصب) (بی توجهی، توجه، توجه مثبت، توجه منفی، مجازات، پاداش) می کنند.Error 1 vs Error 2 in Statistic Delay, Lag, Iteration in Dynamically SystemRegret, Satisfaction chart in Decision Making
هر محتوایی که در اینترنت از دیگری (می خونید، می شنوید، می بینید) و باعث میشه که بهش ترحم کنید،بهش حسادت کنید،ازش یاد بگیرید،برآورد کنید که در حال پیشرفته،تخمین بزنید که در حال پسرفته،گمان بدهید که در حال درجا زدنه،رفتارش را تقلید کنید.برعکس رفتارش را انجام دهید.نه رفتارش نه برعکس رفتارش را انجام دهید.بهش بی توجهی کنید.بهش توجه کنید (و، ولی) (سانسور، تبلیغ)ش (کنید، نکنید).Input (x) ---> process...Any content on the internet that you read, hear, or see from someone else and that causes you to:feel sorry for them,feel jealous of them,learn from them,estimate that they are making progress,estimate that they are declining,assume that they are staying at the same level,imitate their behavior,do the opposite of what they do,do neither what they do nor the opposite,ignore them,pay attention to them,(censor, promote) their contentInput (x) → process → ...
Those who predict the future better are those who:A) Encourage others to predict the future.B) Discourage others from predicting the future.C) Are less likely to claim that they know everything.D) Are more likely to claim that they know everything.آینده را بهتر کسانی پیش بینی می کنند که:الف) بقیه را به پیش بینی آینده سوق می دهند.ب) بقیه را از پیش بینی آینده منع می کنند.ج) کمتر ادعای دانستن همه چیز را دارند.د) بیشتر ادعای دانستن همه چیز را دارند.
سوگیری تاییدی چیست؟ انسان دوست دارد دنبال شواهدی بگردد که باورهایش را تایید کند. مثلا اگر باور کند بیت کوین ریزش می کند، صرفا اخباری را می خواند و می شنود که بر این موضوع صحه بگذارند و به اخباری که صعود بیت کوین را حدس می زند، چشم و گوش اش کور می شود.در طرف مقابل، عمدا دنبال اطلاعاتی می گردند که ثابت کند کاری که می کنند چرا اشتباه است.طرف پارانوئید و بدبینی به تصمیماتی که می گیرد دارد و همش دنبال اینه که بقیه بهش ثابت کنند که چرا آدم احمقی است.-----در برخوردمان با آدمها و قومیت های مختلف و جنسیت ها هم این اتفاق رخ میده. یک پیش داوری و قضاوت در مورد یک فرد داریم و سپس دنبال شواهدی هستیم که آن را تایید کند و یا دنبال اطلاعاتی هستیم که آن را رد یا تصحیح کند.
وگرنه یا من دارم مهارت خودم را گران میفروشم و یا شما خودتو خیلی دست پایین گرفته ای.
آدمی که با خودش خیلی روراست هست به خودش خیلی دری وری میگه و به بقیه ی آدمها واقعیت زیادی میگه.
من یک زمانهایی لیدر یک جامعه ای بودن را با قوانین طبیعت شرطی می کنم.مثلا اگر در اسفند شروع کنم به بستنی خوردن، اتوماتیک در روزهای بعد هوا گرم میشه و بقیه ناخواسته ازم تقلید خواهند کرد.یا اگر بدونم سه ماه دیگ فراوانی غذا یا قحطی غذا باعث میشه بقیه رژیم بگیرن و لاغر شن من قبلش پیشاپیش رژیم گرفتن و لاغری رو شروع میکنم که بقیه اتوماتیک تو تقلیدکردن از من دچار شن.یک عده در ازدواج و مهاجرت و جوک گویی و پرسشگری و سحرخیزی و شب بیداری و... لیدر میشن.مثلا یکی ۹ شب بخوابه و تو ۱۱ شب، مگه نه این میشه که تو فالورش هستی در زندگی و الگوت شده؟ So maybe if you think doing something to them is inevitable, try to do it before others and act like being influencer.
آدمی که در یک چیز در حال رشد هست بیشتر دقت میکنه امتیاز بقیه در آن چیز چقدر هست.مثلا اونی که در حال لاغر شدن هست، کمتر به وزن بقیه دقت میکنه. اما اما اونی که وزنش ثابت یا در حال چاق شدن است، تو ذهنش همش وزن بقیه را حدس میزنه.
تنها آنها که از ما پایینتر هستند، درباره ما فکر بد میکنندو اما کسانی که از ما بهترند، آنها اصلا وقتی برای ما ندارند.📚 @Academic_Library
هر فردی خودشو به یک مدلی معرفی کنه بهتره به رسمیت بشناسیمش. اگر حداقل قابل قبول بودن ها را داشته باشد.مثلا یک خانومی که ۲۶ سالش هست، بگه که ۳۸ سالش است، ازش بپذیریم. یا یک فردی بگه تو ایتالیا پزشکی خوانده تا مادامی که نخواد ما رو معاینه کنه ازش قبول کنیم.این حس اثبات یا رد دیگران به ادعاهایی که دارند در مسائل حقوقی و دادگاهی و مسائل مشابه می باشد. زندگی درصدی بازیگری و سینما است. تو سینما دیدی یکی نقش مهندس داره ولی مهندسی نخونده یا بکی ۲۳ سالش هست ولی تو فیلم ۱۹ ساله هست و...حالا نه مثل زندگی واقعی باشیم و نه مانند داستانها و قصه هااما در کل وقتی بولوف می زنند رو نکردن دست شان خودتو کم هوش نشون نمیده بلکه بخاطر احترام گذاشتن به طرف است.آدمها هرچه یک قابلیتی را خودشان دست فرمانش را داشته باشند بیشتر تمایل دارند که داشتن گواهينامه اش را به بقیه نسبت دهند.بیشتر چیزی مثبت منفی که در خودت است به بقیه نسبت میدهی
وقتی یک نفر از شما یک درخواستی دارد که وظیفه ی کاری و عزت نفس شخصی شما میگوید که باید نه بگویید اما بخاطر معذوریت و رو دربایستی و... جواب بله می دهید،در این مواقع به این فکر کنید که کسی که جواب نه میده باید شرمنده باشه و نه فردی که درخواستی خلاف وظایف کاری یا حریم عزت نفس دیگری کرده است.
با قرار گرفتن نزد یا مشاهده ی افرادی که برای انجام کاری یا تصمیمی محدودیت دارند و نمی توانند انجام دهند،میفهمی که چه کارهایی را میتوانی انجام دهی. انگار بیشتر مرز بین بالقوه ها و بالفعل ها و نشدنی و ممکن ها را برات شفاف و مشخص می کنند.