
کانال نوشتاری متعلق به آکادمی اینلایت
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان پایین · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/21 تا 2026/08/21
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-17 تا 2026-08-23
🟢ادامهی نکات کلیدی و آموزههای کاربردی🔹 ۵. نانرسانی و خوراکبخشی- خوراک مهمترین «خروجی» انرژیایی شناخته میشود؛ اندیشه بهتنهایی کافی نیست و باید با خوراکی همراه باشد.- غذا را فقط به فقرا ندهید — جهان هستی فقیر و ثروتمند نمیشناسد. به هر کسی بدهید بدون سنجش نیاز یا شایستگی.- فن کلیدی: در لحظهی بخشش، دست خود را «یدالله» (دست خدا) کنید — یعنی حس نکنید شما دهندهاید. با حالت قنوت و دعا، انرژی را در دست بیدار کنید.- اندازهگیری ممنوع: نگویید «برای چند نفر» یا «فلانی دو ظرف گرفت». شمارش و سنجش، جریان برکت را در محدودیت متوقف میکند.🔹۶. چاکرای دست و بیداری انرژیایی- دست ابزار برکتآفرینی است (اشاره قرآنی به «بِیَدِه»). دستِ اهلِ دعا باابرکت است چون «بیدار» میشود.- تمرین: دست را در حالت قنوت بگذارید و از خدا بخواهید دستتان را «دست خدا» قرار دهد — موج انرژی لطیفی در دست حس میشود که همان روغنِ چرخدندههای زندگی است.🔹 ۷. پاکسازی مالی و توبه- اگر نمیتوانید پول ربایی را ترک کنید، وارد مرحلهی توبه شوید. توبه در گرههایی که با راهکار معمولی باز نمیشوند، مؤثر است.- دو دعای کلیدی: - «خدایا، آنچه به اشتباه وارد زندگیام شده را ببر و ببر!» - «پروردگارا، بابت نیروهای دافعهای که سهم راستینم را بازداشتند توبه میکنم؛ سهمم را برگردان!»- پس از توبه، اتفاقات زیروروشی رخ میدهد — نترسید. این پاکسازی عمیق الهی است. 🔹۸. ترس و شجاعت- برکت شجاعت میخواهد. کسی که با ترس و دلهرهی اقتصادی زندگی میکند، قوی نمیشود.- «برکت وسطبازی کردن ندارد» — یا کاملاً وارد میشوید یا نمیشوید. تردید و لرزش (مثلاً «بگذار اول امتحان کنم ببینم جواب میدهد») مسموم است.- آخرین مرد ایستاده در میدان برنده است.🔹۹. فرقان — تشخیص قلبی خیر و شر- برکت به کسی داده میشود که به فرقان رسیده باشد (آیهی ۱ سورهی فرقان): توانایی قلبیِ تمیز دادن مال پاک از ناپاک.- ظواهر ممکن است درست بهنظر برسند، اما قلب راهنماست: «این فروشگاه ارزانفروش چرا اینقدر ارزان میدهد؟» پشت آن آه و نالهی یک ویزیتورِ تحت فشار یا یک تولیدکنندهی ورشکسته است.- خرید از مزایدهی گمرک، خرید ملک سر پلهی دادگاه، و شرکت در هرمهای ورشکته — همه دارای انرژی ناگوار هستند.🔹۱۰. عوامل بازدارندهی برکت (مرور)- ربا و نزول — خوردن برکت از ریشه- دروغ، حقهبازی، شوخیهای آسیبزا، عدم وفای به عهد- اندازهگیری وسواسگونه (محاسبهی پیوستهی حقوق، مقایسه با دیگران) — بهویژه در کارمندان- ترس و طمع — نشانهی عدم ایمان به انرژیهای الهی🔹۱۱. موانع فرهنگی-اقتصادی- مدلهای اقتصاد مبتنی بر شیادی، رانت، و ربا به فرهنگ پارسی ایرانی نمیسازد.- نمونهی چین: پیشرفت عددی بالا اما بیبرکتی کیفیت زندگی — آه و ناله پشت تولیدات ارزان.- نمونهی شرکتهای خودروسازی: زرنگی در ظاهر → فقیر با بهترین امکانات.🔸 گامهای عملی خلاصه| مرحله | اقدام ||---|---|| ۱ | پول ربا را از زندگی خارج کنید یا توبه کنید || ۲ | از کودکان حمایت کنید (مستقیم یا غیرمستقیم) || ۳ | نانرسانی کنید — با دستی که «دست خدا» شده || ۴ | خلاف (دروغ، حقهبازی، عدم وفا) نکنید || ۵ | از فروشگاهها و معاملاتی که آه پشتشان است دوری کنید || ۶ | اندازهگیری نکنید — ببخشید بدون سنجش || ۷ | شجاع باشید و ترس اقتصادی نداشته باشید |☀️ پیام پایانی جلسه: از خدا طلب کنید شجاعت داشته باشید که همین الان میز شطرنج شیطان را بههم بریزید.در پناه نور و عشق الهی باشید.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoor
🟢 خلاصه و نکات مهم جلسهی سوم برکت آفرینی این جلسه به بررسی ابعاد متافیزیکی و انرژیایی «برکت» در زندگی و چالشهای دستیابی به آن میپردازد. در ادامه خلاصه و نکات کلیدی آن آورده شده است:🔸خلاصه کلیاین جلسه بر این اصل استوار است که «برکت» یک نیروی معنوی و انرژی پنهان پشت هر پدیده است، نه خودِ ماده یا کالا. جلسه تأکید دارد که با تغییر نگرش (فرمول شکرگزاری) و حذف موانع انرژیایی (بهویژه ربا)، میتوان جریان برکت را در زندگی شخصی و اجتماعی جاری کرد. همچنین جایگاه ویژهی فرزندان به عنوان «حاملان انرژی برکت» در اکوسیستم هستی تبیین شده است.جلسه پس از بیان موانع برکت (ربا، شیادی، دروغ)، راهکارهای فعالسازی این انرژی را آموزش میدهد: نانرسانی با دستِ بیدار، حمایت از کودکان، پاکسازی مالی از طریق توبه، و شجاعت در ترک سیستمهای فاسد.✨ پیام محوری این است که برکت نیازمند رفع ترس، قطع اندازهگیری ذهنی، و ورود شجاعانه به مسیر توکل بر خدا است.🔸نکات کلیدی و آموزههای کاربردی🔹 ۱. مفهوم «برکت» چیست؟* ریشه معنایی: برکت از «بارکالله» میآید؛ یعنی آن بخش از وجود که «تحسینبرانگیز» و الهی است. بقیهی اجزاء، ماده هستند که فراوانند.* انرژی پنهان: برکت را نباید در کالا یا پول جستجو کرد، بلکه باید «انرژی» پشت داستانِ ورود آن چیز به زندگی را دید. اگر آن انرژی (یا شتر هجدهم) نباشد، هیچ ساختاری در زندگی به سامان نمیرسد.🔹 ۲. فرمول خلقت و تغییر مسیر زندگی* ساختار آینده: آیندهی ما از جمع «گذشته» و «حال» ساخته میشود. * تکنیک شکرگزاری: بهجای غرق شدن در خاطرات تلخ گذشته، از متد شکرگزاری معکوس استفاده کنید: «خدا را شکر که امروز شرایط بهتر از قبل است.» با این کار، شیب نمودار زندگی خود را به سمت بالا میبرید.* نفی اصالتِ اسباب: «لا مؤثر فی الوجود الا الله». قیمت دلار، دولتها و امپریالیسم در اصلِ هستی کارهای نیستند. ریشهی مشکلات در اندیشه و انرژی ماست؛ اگر اندیشه اصلاح شود، وضعیت قابل تغییر است.🔹 ۳. مانع بزرگ: ربا و سیستم بانکی* تخریب برکت: ربا (نزول) شدیداً انرژی برکت را از بین میبرد. نه تنها دریافت سود، بلکه سپردهگذاری در بانکهای ربوی نیز انرژی برکت پول شما را میسوزاند.* توصیههای مالی: * پول خود را به کالا، طلا یا نقره تبدیل کنید. * از محیطهای قرضالحسنه استفاده کنید. * مراقب قراردادهای بانکی باشید که شما را به دروغگویی وادار میکنند (امضای قراردادهایی با موضوعاتی که انجام نمیدهید).* واقعیت قدرت بانک: سیستمهای بانکی (بهویژه در نظامهای ربوی) برکت را از بین میبرند و اگر برکت نباشد، حتی با داشتن چاه نفت و معدن طلا هم انسان ورشکست میشود.🔹 ۴. کودکان، حاملان انرژی برکت* جایگاه معنوی: کودکان تا زمانی که به سن قدرت نرسند، تحت حمایت مستقیم فرشتههای نگهبان هستند و حامل انرژی عظیم برکتاند.* مسئولیت اجتماعی: حمایت از فرزندآوری، حمایت از کودکان (حتی در حد تغذیه یا کمک به پرورشگاهها) باعث جاری شدن جریان برکت در جامعه میشود. جامعهای که فرزندآوری در آن ننگ شمرده شود، از جریان برکت دور مانده است.🔸 توصیهی جلسهبرای ورود به سیستم «برکتآفرینی»، باید از ترسها رها شد. کسی که به «روزیرسانی خداوند» ایمان دارد، نباید از بیرون کشیدن پول خود از سیستمهای ربا هراس داشته باشد. این پاکسازی نیازمند زمان است، اما نتیجهی آن تجربهی یک زندگی بهشتیگونه به مدد حضرت حق است.در پناه نور و عشق الهی باشید.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoor
پروردگارا!بابت تمام ثانیههای عمرمان که نیروی برکت را در زندگی ندیدیم چشم ما به دست دیگران بود حفاظت از دیگر انسانها طلبیدیم توبه میکنیم ما را ببخش و بیامرز.پروردگارا!بابت تمام لحظات زندگی که قدرتی را فرای قدرت تو دانستیم توبه میکنیم. «استغفرالله ربی و اتوب الیه.»پروردگارا!بابت تمام لحظات زندگی که قدر انرژیهای الهی را ندانستیم، قدر خلقت هوشمند را ندانستیم، قدر نعمات فراوان را ندانستیم توبه میکنیم ما را ببخش و بیامرز.پروردگارا!بابت تمام لقمههایی که بهاشتباه خوردیم بیبرکت بود و سبب انسداد انرژی برکت در ما شد توبه می کنیم ما را ببخش و بیامرز.پروردگارا!بابت تمام مکانهایی که بیبرکت بود اشتباه بود و ما پا در آنجا قرار نهادیم و مسیر برکت زندگی ما مسدود شد توبه میکنیم ما را ببخش و بیامرز.«افتتح یا مفتحالابواب افتتح یا مفتحالابواب افتتح یا مفتحالابواب»از گشایندهی انرژیهای جهان هستی طلب میکنیم که تمام بندها، سدها، گرفتگیها و قبضها را از وجود ما بزداید و ما را لایق جریان برکت در زندگی قرار دهد.پروردگارا!ترا سپاس میگوییم که گشادی این قفل بسته را، ترا سپاس میگوییم که این قبض را به پایان رساندی.پروردگارا!ترا سپاس میگوییم که ما را از این منجلاب و گرفتاری که در آن غوطهور بودیم نجات بخشیدی.پروردگارا!نجات تو آمد، برکت تو جاری شد، آگاهی تو گسترش پیدا کرد و قلب ما روشن شد.پروردگارا!از تو طلب میکنیم که در قلبهای ما قدرت تشخیص حق از باطل، قدرت تشخیص حرام از حلال قرار دهی و ما را به درکی برسانی که در لحظات لغزش دستگیری شویم، در لحظات انتخاب اشتباه مورد حمایت قرار بگیریم. پروردگارا!ما ناآگاه هستیم و تو عالم، ما جاهل هستیم و تو منبع انرژی و نورِ هستی؛ از تو طلب میکنیم که در تمام لحظات ظلمت و ناآگاهی زندگی دستگیر ما باشی و ما را به مسیر برکت و فراوانی و روزی حق هدایت نمایی. «الحمدلله رب العالمین» در پناه نور و عشق الهی باشید.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی۲۵
جهان مسیری را طی کرد و اکنون بسیاری به این مسیر آگاه شدهاند و در حال بازگشت هستند؛. ما نیز باید بازگردیم. متاسفانه ما اندکی جلوتر از مسئولین خود هستیم آنها باید ما را بازمیگرداندند! اما این کار رخ نداده و اکنون ما خود در حیطهی فردی برمیگردیم. بازمیگردیم و میگوییم:«میخواهیم اقتصاد و زندگیهای خود را پاک کنیم.»عدهای کارمند هستد و در ادارات مشغول به کار هستند، این بد نیست. نمیتوان گفت بیبرکت است اما اگر میتوانست جای دیگر کار کند و مستقل باشد بهتر بود.با اینکه کارمندان قشری هستند که تمام امکانات جامعه در اختیارشان است؛ بُن خرید، عیدی و مزایا به آنها پرداخت میشود، حقوقشان سر موعد پرداخت میشود؛ اما در نهایت عموما هشتشان گرو نهشان است.البته همان کارمند نیز قادر است در کار خود برکت ایجاد کند و نسبت به وظیفهای که انجام میدهد به بهترین شکل عمل کند، خداوند راه برکت را به او نیز نشان میدهد.اما حقیقتاً کسی که دستش در جیب خدا باشد بهتر است. دستش در جیب فعالیت خودش باشد بهتر است. نمیتوان گفت کارمندی بیبرکتی است. اما اندازهگیری زیاد بیبرکتی است .چرا؟ زیرا یک کارمند در اداره دائم در این افکارست که: _ همکارم لیاقت کمتری دارد اما حقوق بیشتری دریافت میکند. _ اوضاع او بهتر از من است._ چرا به من فرصت رشد نمیدهند؟ _او با مدیر دوست بود و...یا دائم در مورد حقوقش اندازهگیری میکند که: _ چهقدر حقوق گرفتهام؟_اگر فلان جا بودم اینقدر حقوق میگرفتم.. _ فیش حقوقی خود را پیوسته به ریال حساب میکند.یعنی دائم سرگرم محاسبه است.اندازهگیری بیش از حد وسواسگونه، سطح اندیشه را بسیار پایین میآورد.البته حسابداری خوب است یک شرکت باید حسابداری داشته باشد اما اگر مبنای زندگی ما اینگونه شد که مدام اندازهگیری میلیمتری انجام دهیم دچار بحران میشویم.متاسفانه کارمندان عموما بیش از حد اندازهگیری میکنند، مدام میپرسند: «:بن را دادند یا ندادند؟» یا این مخارج را برای وقتی میگذارم که حقوق را واریز کردند.در واقع آن نظمی که به آنها بخشیده شده الزاما نظم خیلی خوبی نیست و نظمی است که جلوی مسیر برکتی را میگیرد.بزرگواران، صحبتهای ما بهدرازا کشیده شد و شاید بیش از حد صحبت شد اما باور کنید تکتک صحبتها مورد تجربه قرار گرفته است و سند الهی پشت خود دارد و میتواند زندگیهای شما را دگرگون کند.از پروردگار طلب میکنم آنقدر شجاعت داشته باشید که همین امروز میز بازی شطرنج شیطان را استوار بههم بریزید.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۴
بنابراین، حقیقتا این سبک اقتصاد به ما نمیآید و تجربهی مملکتِ ثروتمندِ فقیر را دیدهاید. اکنون دیگر باید مسیر اقتصاد خود را برگردانیم.زیرا دیدیم آخر کار چه شد؟ دیدیم در نهایت بانکها چه کاری انجام دادند؟ آخر ارزان خریدنها با ما چه کرد؟توجه کنید مثلا؛ چینیها چهقدر کالاهای خود را ارزان به بازارها عرضه میکنند اما هنوز بدبخت هستند. اما اروپاییها کالای خود را گرانتر راهی بازارها میکنند، اما خوشبختتر به نظر میرسند. چرا؟ زیرا آن چینی برای اینکه کالا را ارزان عرضه کند مجبور به استخدام کودکان شده است.مجبور شده اقتصاد بسیاری از دیگر کشورها را به ورشکستگی بکشاند؛ اما با این همه پیشرفت اقتصادی، دولت کمونیستی چین همچنان در بیچارگی بهسر میبرد.البته از لحاظ اعداد بسیار خوب هستند اما از لحاظ برکت و کیفیت زندگی بسیار پایین هستند و آن رشد لازمه را که باید داشته باشند، نداشتهاند. در صورتیکه آمار و ارقام نشان میدهد چین باید اکنون همهی دنیا را گرفته باشد حداقل باید اوضاع مردمش بسیار بهتر از این باشد که ما میبینیم. اگر هم چیزی دارند تماما حاصل کار زیاد و حاصل تلاش است، اما از کشتن و خوردن هرگونه حیوان دریغ نمیکنند که دیدیم در نتیجهی خوردن یک خفاش چندین سال است که جهان را درگیر کردهاند.نمونهای از بهرهوری از ملتها، چه مناطقی که اقدام نموده و زمینهای آنجا را خشک کردند تا بتوانند معادنشان را برداشت کنند. گوشیهایی درست میکنند مانند برند شیائومی که بسیار گوشی قوی است اما آخر کار همهی مردم گوشی اپل میخرند. با اینکه میبينند قیمت آن پایینتر است، باتریاش قوی است، نیازمند بسیاری از سیستمهای پشتیبانی نیست؛ دولت نیز قاطع پشت کالاهای چینی میایستد، اما باز هم مردم با اینکه میدانند آیفون پشتیبانی ندارد و هزاران داستان دارد؛ اپل میخرند. چرا؟ زیرا میگویند: «حسم با این خوب است.»این حس چیست؟این حس این است که پشت تولید چین آه بسیار و بینهایت تخریب وجود دارد. طبیعت را نابود کردهاند، بسیاری از ملتها را از بین بردهاند تا بدینجا رسیدهاند.اما حداقل آیفون کمی انسانیتر حقوق داده است و در ازای یک وعده غذا ۸ ساعت انسانی را به بیگاری نکشیده است.اما چینیها اینگونه کار کردهاند و نتیجهی آن این است که شما یک گوشی چینی میخرید، حستان خوب نیست و آخر کار میگویید: «من آیفون میخواهم.» در صورتیکه میدانید آن جنس چینی از همه نظر به صرفهتر است.بنابراین ماجرا ماجرای برکت است و همان آیفون نیز اگر اصول بیشتری را رعایت میکرد از این بهتر نیز میشد.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۳
مدتی قبل یکی از دوستانم گفت قصد دارد در مزایدهای شرکت کند و بسیار خوشحال بود. پرسیدم: «مزایدهی چیست؟» گفت: «مزایدهی کالاهای توقیف شده است که در گمرک باقی ماندهاند و به صاحبانشان تحویل داده نمیشوند.»به او گفتم: «اینکار را نکن، نابود میشوی! چون آن اجناس متعلق به تو نیست، تو آدم حسابی هستی.»درست است که مسئولیت این کار با دولت است اما تکتک این کالاها از افرادی است که خریدهاند به امید اینکه وارد کشور کنند و به سودی برسند، اما به هر دلیل یا به دروغ یا واقعی به آنها گیر دادهاند.آنها برای تو نیستند. گمرک میتوانست از آنها جریمهای دریافت کند، یا به آنها بگوید؛ کالاهاا را برگردانند. اما همه را جمع کرده و اکنون به مزایده گذاشتهاند تا امثال شما بروید و در مزایده شرکت کنید. پشت تکتک کفش و لباسها و اجناسی که میخواهید بخرید انرژی ناگواری وجود دارد. ممکن است بهکار افرادی بیاید اما بهکار کسیکه میخواهد با برکت زندگی کند نمیآید.بنابراین، از این فضا که کسی با رانتخواری پولدار شد، کسی دزدی کرد و اکنون خارج از کشور زندگی میکند؛ بیرون بیایید.بر سر سفرهی خدا بنشینید. ممکن است اینگونه افراد چند روزی موفق شوند اما آن ملتی که اساس اقتصادش بر نزولخواری بود هزاران سال است هنوز سرگردان است و هنوز امنیت ندارد. حداقل بدانید حتی اگر پولدار هم شدهاند اما با ترس در سرتاسر دنیا زندگی میکنند و نمیتوانند احساس امنیت داشته باشند. چرا؟ زیرا ذات آنان درست نبوده با اکوسیستم هماهنگ نبوده است.حال شماهایی که مردمان پارس هستید کدهای ذهنی شما قویتر و خطرناکتر است و زندگیهای شما را نابود میکند.اگر کسب و کاری را شروع کردید و پول کم آوردید باید خیلی ساده و راحت اعلام کنید؛ «من ورشکست شدم، کم آوردم.» اما پول ربا نگیرید.گاهی اوقات بهخاطر اینکه غرورمان شکسته نشود و نشان دهیم همچنان شرکت خود را سرپا نگه داشتهایم؛ وامهایی با بهرههای بالا دریافت میکنیم یا پول نزول میگیریم. نتیجه آن چه میشود؟ مال ما را نابود میکند.از طرفی وقتی انرژی فقدان و بیبرکتی بخواهد برود به تنهایی نمیرود، بسیاری چیزهای دیگر نیز با خود میبرد. ایکاش وقتی پول ربا را تسویه میکردیم خوب میشد اما خوب نمیشود تازه ادامه دارد. ادامهی آن بیماری دارد، برهم خوردن روابط دارد و هزار داستان در پس خود دارد.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۲
یکی از مشکلاتی که بانکها دارند، این است؛ که وامهایی با بهرههای بالا به افرادی که در کارهای صنعتی هستند، پرداخت میکنند و آنان را مجبور به پرداخت سود زیاد این وامها میکنند، با این روند سوددهی پس از مدتی ورشکست میشوند و بانک نیز خانه یا کارخانهی آنها را توقیف میکند.بنابراین این پولی که بانک بهعنوان سود به من و شما میدهد حاصل اشکهای افراد بسیاری است. ما تنها قسمتی از این عمل را میبینیم که گفتهاند؛ ربا حرام است. اما قسمت عمدهی آن را نمیبینیم که چهقدر خانوادهها بههم خورده، چهقدر اختلاف ایجاد شده است، چهقدر کودکان بهخاطر این موضوعات اذیت شدهاند و...؛ ما اینها را نمیبینیم و برای ما پنهان است.بنابراین قسمتهایی را که میبینید با دقت و وسواس بگویید: «نمیخواهم این مال وارد زندگیم شود».چرا؟ زیرا میخواهیم جریان برکت وارد زندگی ما شود. برای جریان برکت باید کمی سختگیر باشید و گرفتار طمع نشوید.من مواردی را دیدهام که میداند این شرکت هرمی یک هفتهی دیگر ورشکست میشود اما وارد میشود تا حداقل خودش پولی بهدست بیاورد؛ حال اگر افراد پایین هرم نیز ورشکست شدند مهم نیست.اینگونه جریان برکت را از زندگی خودتان قطع میکنید و آنگاه، چهقدر باید مال شما بسوزد تا دوباره پاک شود پس از همان ابتدا این کار را انجام ندهید. اینگونه کارها به ما نمیآيد؛ یعنی به مردم ایران، به مردمانی که نامشان مردمان پارساست، مال حرام نمیآید.ممکن است به بعضی ملتها بیاید. برخی ملتها اقتصاد خود را بر اساس ربا چیدهاند. از هزاران سال پیش رباخواری کردهاند و از هزاران سال پیش سرگردان بوده و دایما از کشورهای دنیا اینسو و آنسو شدهاند، .زمین آنان را نگرفته است. اکنون نیز که خداوند جایی به آنها زمینی داده است، هر روز در حال جنگ هستند. چرا؟ زیرا ربا برای آنها یک چیز طبیعی بوده است؛ اما برای ما که طبیعی نبوده است. ما ملت کهنی هستیم، ما ملتی پدرمادردار هستیم، ما نباید به بازیهای اقتصادی سیاه جدیدی که همه جا انجام میشود وارد شویم.به ما کشور خورشید میگویند، مظهر اینجا نور و آگاهی است. ما دارای اسطورههای نیک رفتاری هستیم. ما اینجا کسی داریم که وقتی کیسهی گندمی خرید و به خانه آورد متوجه شد؛ دو مورچه درون گندمهاست؛ پس دوباره مسیری طولانی را طی میکند تا مورچهها را به خانهشان برگرداند. واقعا این نمونه از اخلاق را هیچ جای دنیا نمیتوان پیدا کرد.برای همین به ما نمیآید، شیادی و متدهای شیادی به ما نمیآید.جاهایی را خودمان متوجه میشویم، اما در جاهای دیگر را قرآن میفرماید: «ما به او فرقان عطا کردیم.»خداوند در آیهی ۱ سورهی فرقان میفرماید: «تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا» برکت وارد شد بر کسیکه به او فرقان دادیم.فرقان چیست؟یعنی خیر و شر را بفهمد و بتواند فرق این دو را تشخیص دهد. پس این برکت حاصل چیست؟ حاصل اینکه شما بتوانید به فرقان دست پیدا کنید. فرقان نیز کاملا قلبی است یعنی در قلب خود بتوانید بفهمید که این مال، مال پاکی نیست. ظواهر نشان میدهد همه چیز درست است اما این کار، کار صحیحی نیست! ظواهر نشان میدهد کاملا درست است، اما قلبت میگوید؛ «نه این درست نیست.»چهگونه میتوانيد این را بفهمید؟ آیهی یک سورهی فرقان چنین میفرماید که از طرف خدا برکت یا تبریک به کسی داده میشود که به فرقان رسیده باشد یعنی بتواند این دو مرزی که بههم چسبیدهاند_مرز خیر و شر_ را تشخیص دهد.من باید مواظب باشم در بعضی از رستورانها غذا نخورم، از برخی فروشگاهها خرید نکنم. دلم بتواند مرا راهنمایی کند که اینجا چندان جالب نیست؛ زیرا در حال پاکسازی هستید. اما جالب است که در این مسیر حمایت میشوید یعنی دقیقا پس از مدتی سیستم شما به گونهای شکل میگیرد که نمیتوانید وارد فروشگاهی شوید که آه و ناله و نفرین پشت آن است یا وارد مکانی شوید که از افراد پول زور گرفتهاند.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۱
بسیاری موقعیتها را شخصا نمیتوانیم مورد سنجش درست قرار دهیم. یک مثال برای شما میزنم: فرض کنیم؛ فروشگاهی را میشناسید که فروشگاه ارزانی است و اجناس را بسیار ارزان عرضه میکند که حتی از قیمت کارخانه نیز ارزانتر است. پس اگر اینقدر ارزان است، بهتر است از این فروشگاه خرید کنیم!اینجا باید با قلب خود بسنجید چرا اینقدر ارزان میدهد؟! اولا من آنقدر فقیر نیستم که بخواهم تا این حد ارزان خرید کنم؛ اما چرا همهی اجناس را اینقدر ارزان میفروشد؟یکبار از ویزیتورهایی که برای هایپرهای بزرگ جنس میبرند بپرسید: «چرا اجناس را تا این حد ارزان میدهید؟»کارخانه به آنها گفته است مثلا؛ باید تا سر ماه ۲۰۰ میلیون تومان فروخته باشید و اگر موفق نشوند حقوق ندارند.ویزیتور مجبور است فردی یا گروهی تارگت یا هدف خود را بزند و به آن هدف برسد.گاها آخر ماه متوجه میشود که به هدفش نرسیده است و به یکی از این هایپرهای بزرگ میگوید؛ موفق نشده است به هدف میزان فروش خود برسد. فروشگاه نیز پیشنهاد میکند: «مشکلی نیست، اجناست را زیر قیمت کارخانه به ما بده و بقیهی مبلغ را از جیب خودت بگذار ما همهی آنها را از تو میخریم.» یعنی مفت و زیر قیمت از تو میخریم. با اینکه اگر از جیب خودش بگذارد ضرر میکند اما برای اینکه نمایندگیاش باطل نشود و تارگت خود را زده باشد که کارخانه او را تحت فشار قرار ندهد؛ کالاها را حتی با ۶۰٪ تخفیف میفروشد؛ این ۶۰٪ از جیبش رفته است! یا در مواردی ممکن است کارخانهداری در معرض ورشکستگی است و فروشندگان کالاهای او را زیر قیمت اصلی میخرند.سپس من خوشحال هستم از که با ۵۰٪ تخفیف کالایی را خریدهام؛ متوجه نیستم که آه و نالهی بسیاری پشت آن کالاست و کسی از روی اجبار این کار را کرده است. برخی از این کتابهای موفقیت ایران را که میخوانم بسیار شرمسار میشوم که چهقدر این موارد در فرهنگ ما در حال جا افتادن است؛ اتفاقا این کتاب جزو پر فروشترین کتابهای ایران است. نویسنده میگوید؛ بیشتر زمینهایی را که خریدهام روی پلههای دادگاه به یکدهم قیمت خریدهام.فردی راهی زندان است؛ میرود و روی پلههای دادگاه میایستد؛ اصلا برای معامله به بنگاه هم نمیرود، روی پلههای دادگاه میایستد و هر بازداشتی را میبیند به او میگوید: «بهخاطر بدهی راهی زندان هستی؟ آیا ملکت را میفروشی؛ من به یکدهم نقدا همینجا خریدارم!» آن فرد هم مجبور است و این گونه ملک را از او میخرید. اینگونه اعمال ممکن است در برخی از فرهنگها یا در بعضی از ملتها جواب دهد اما برای ملت ما جواب نمیدهد؛ زیرا ما نان حلال خوردهایم. اجداد ما انسانهای پارسایی بودهاند.چرا به ما میگویند سرزمین پارس؟ چرا به زبان ما پارسی میگویند؟ رفتار ما پارسا منشی بوده است. ما نمیتوانیم اینگونه نان بخوریم.شاید خرید از چنین فروشگاههایی از لحاظ اقتصادی بسیار جوابگو باشد اما آه و نالهی بسیاری پشت آن است.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۰
انسانی که در برکت است اصلاً دلنگران هیچچیز نیست. روزیرسان را خدا میداند، از هیچ قدرت و حکومت، دولت و هیچکس دیگر نیز در دنیا هراسی ندارد و آسوده زندگی خود را میکند.حافظ او خداست.روزیرسانش نیز خداست.بنابراین با چه کسی بهتر از او میخواهد معامله کند، این گونه در دل خود احساس قوت میکند.نتیجهی آن چیست؟ نتیجه انسانی میشود که زمین را به آسمان متصل کرده است یعنی روزیِ زمینی را به روزیِ آسمانی و حیاتِ زمینی را به حیات آسمانی متصل کرده است.زیرا گفتیم انسان موجودی در حد فاصل زمین و آسمان است و تا زمانیکه این انرژی را وصل نکنیم نمیتوانیم انسان شویم یعنی اصلا تا پیش از آن ما انسان نبودهایم. انسانی که اینقدر رنجور است عمر و پولش برکت ندارد، انسان نیست؛ بنده است، آزاده نیست. یک موجود آزاد که خداوند آفریده باید دست و بالش باز باشد و انشاءالله این اتفاق برای تکتک شما رخ دهد.لطفاً در تمام مباحثی که خدمت شما گفته شد گرفتار وسواس نشوید که: با دست راست بود یا با دست چپ بود؟باید چند بار در هفته این کار را انجام بدهم؟ چه مقدار خوراک باید بدهم؟اینها تماما ما را وارد اندازهگیری میکند. وقتی با قلب خود زندگی میکنید اگر قلب گفت؛ «انجام بده.» انجام بدهید. آخرین نکته اینکه شما تنها بهدنبال یک چیز باشید و تنها یک سنجش داشته باشید. اینکه از خود بپرسید: «در این کار برکت هست یا نه؟» یعنی با قلب خود موضوعاتی را که نسبت بدان شناخت ندارید، بسنجید. مثلا: وارد این بازار سرمایه بشوم؟ وارد این کار بشوم؟ این برکت دارد یا ندارد؟زیرا تلاش میکنید و سبک زندگی را تغییر میدهید تا حاصل این تغییر سبک زندگی، یک زندگی پاک و حیاتطیبه شود.وقتی به حیاتطیبه یا زندگی پاک برسید برای رسیدن به آن زحمت کشیدهاید، پس نباید بهخاطر موضوعات و ترسهای کوچک اینهمه زحمات خود را خراب نکنید. کجا مشخص میشود؟ نقطهای که شما وارد کار جدید یا دریافتی جدید میشوید که شبههناک است. یعنی نمیدانید چیست، نمیدانید خیر و برکت دارد یا ندارد؟اینجا دیگر قلب باید بگوید. شما باید قلب خود را متوجه حضرت حق کرده باشید که؛ «پروردگارا به من نشان بده جایی که خراب است و جایی که برکت ندارد.»#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۹
امروزه انرژی برکت از زندگیهای ما رخت بربسته است. انشاءالله بهمدد حضرت حق این انرژی برگردد و ما بتوانیم برکتآفرین شویم.اگر بهخاطر داشته باشید در جلسات نخست گفته شد؛ با نکاتی که در طول این دوره آشنا میشویم، متوجه میشویم بسیاری از کشورهایی که ما گمان میکنیم دین و ایمان ندارند؛ اتفاقا چهقدر خدا با آنها مهربان است بهخاطر اینکه قوانین برکت را میدانند و میتوانند بهواسطهی قوانین برکت زیست نیکویی در جهان داشته باشند.بزرگواران، شروع ماجرای برکت شجاعت میخواهد و شجاعت متعلق به انسانِ خداباور است. چرا؟ زیرا من اگر بدانم یک نفر مثل کوه پشت من ایستاده که هوای مرا دارد و مواظب من است؛ من ایمان دارم، به یقین میرسم و با یقینی که دارم دلهرهای نخواهم داشت.داستان برکت، شتر سواری است؛ دولا دولا نمیشود. یعنی یا این طرف هستید یا آن طرف دیگر.اگر وارد قصهی برکت شدید گاهی اوقات مجبور هستید؛ شیوهی کسبوکار یا ظاهر و عملکرد آن را عوض کنید، اصلا نگران این موضوع که کم میآورم یا زیاد میشود و...نباشید. برکت وسط بازیکردن ندارد؛ برکت انسان شجاع میخواهد. اگر وارد برکت شدید، توکل شما به خداست، ساختار زندگی را کامل دگرگون میکنید و بر اساس یک زندگی پیش خواهید رفت که جریان جهان هستی را گسترش دهید و مایهی نیکی و خیر شوید و به این صورت زندگی میکنید.اما نمیتوان با احتیاط گام برداشت. یکی از مشکلات ما این است که پیش خود میگويم؛ «بگذار کمی ببخشم ببینم برمیگردد، اگر برگشت ادامه میدهم.»این تفکر و نگرش بسیار سم است. با تردید زندگی نکنید.مثلا میگويم: «بگذار ببینم این دوره جواب میدهد؛ اگر جواب داد تسویه حساب میکنم.»در صورتی که اگر وارد یک بازی شدید محکم و استوار بازی کنید، تا پایان بازی بروید. لیکن تردید و لرزش دست و دل به شما اجازهی ورود به بازی برکت را نمیدهد.کسیکه با دلنگرانی زندگی میکند به قوت نمیرسد، کسیکه ثابتقدم بر سر بازی میایستد برنده میشود. برنده آخرین مرد ایستاده در میدان نبرد است یعنی آن کسیکه تا انتها میایستد او برندهی ماجراست ....بنابراین، لطفاً اگر میخواهید وارد برکت شوید بایست شجاع باشید و دلهرهی اقتصادی نداشته باشید.ما ملت ثروتمندی هستیم، کمدهای ما پر از لباس است، یخچالهای ما پر از خوراکی است همهی ما دارای مقداری طلا و دارایی هستیم، قطعه زمینی داریم؛ ما ملت ثروتمندی هستیم، همانگونه که کشوری صاحب نفت هستیم. اما ترس داریم یعنی احساس اعتماد نداریم. سیستم بهگونهای طراحی شده که ما چه فقیر چه ثروتمند هر روز نگران آینده باشیم و این نگرانی سبب شده است با ترس زندگی کنیم.برکت شجاعت میخواهد. اگر با این ذهنیت شروع به تهیهی خوراکی کردید که به افرادی بدهید که؛ «مبادا زود تمام شود، نکند کم بیاید، به خودم نرسد! قرار بود به فلانی هم تعارف کنم و...» اگر وارد این فضاها شدید یعنی گرفتار ترس هستید. این مسیر یک انسان آزادمنش نیاز دارد که هیچ دلهرهای نداشته باشد. دلهره و اضطراب، بازیهای ذهن است و اندازهگیری موجب آن است. چرا؟ زیرا من اندازه گیری میکنم که نکند؛ این بخشش را انجام دهم و دچار فلان مشکل شوم. یعنی اندازهگیری میکنم و نوعی سوداگری یا معامله کردن رخ میدهد و حاصل این سوداگری، برگشت دوباره به نقطهی بیبرکتی است.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۸
در گذشته خلاف یک معنایی داشت، امروزه نیز خودتان تقریباً بیشتر کارهای خلاف را میدانید._ انجام کاری که با این کار در حق کسی ظلم میشود. _مستقیم یا غیرمستقیم کلاه کسی را برداشتن._حرفی بزنیم یا شاید شوخی کنیم که حتی آن شوخی نیز نوعی کلاهبرداری است؛ سپس میگویم: «من شوخی کردم تو متوجه نشدی؟»نه اینگونه نیست، من حقهباز بودهام.جهان هستی به انسان حقهباز برکت نمیدهد، غیر از اینکه به خودش نمیدهد بلکه وقتی رخت بربست اطرافیان او نیز میروند. بنابراین اگر کسی دروغ گفت، قول بیهوده داد، قولی داد که وفا نکرد. مقابل همه اعلام کرد: «من اینکار را انجام میدهم، قیمت فلان چیز را پایین میآورم و..» اگر انجام نداد؛ دیگر برکت وارد آن سیستم نمیشود، برکت هم در ابعاد بزرگتر و هم در ابعاد کوچکتر، رخت برمیبندد.یک نکتهی بسیار مهم: حتما بسیاری از اوقات شنیدهاید؛ در کشورهای متمدن _بهنظر من اصلا متمدن مهم نیست، کشورهای بابرکت. کشورهایی که مردمانش غم نان ندارند، هر روز به فکر آینده نیستند با اینکه ممکن است اوضاع اقتصادی آنها پایینتر از ما باشد این میزان استرس تحمل نمیکنند؛ این کشورها با برکت محسوب می شود_ آنها مراقب هستند به کودکان دروغ نگویند.مثلاً اگر گفتند؛ این را برای تو میخریم یا نمیخریم، به تو جایزه میدهیم یا نمیدهیم بسیار حساس هستند که حتما به وعدهی خود عمل کنند. چرا حساس هستند؟ زیرا بهتجربه دریافتهاند؛ اگر دروغ بگویید یا حقه بازی کنید سبب میشود برکت از شما رخت بربندد لذا کاملا بهصورت هوشمندانه این نکته را رعایت میکنند اگر بخواهیم با جزئیات همه چیز را بیان کنیم همه میدانید و نیازی نیست. اما خلافهایی که عموماً دروغ، ریاکاری و مایهی ضربه زدن به دیگران است؛ تماما جلوی جریان برکت را میگیرد.بهطور مثال؛ یک کمپانی خودروسازی گمان میکند زرنگ است؛ ابتدای کار پول پیش میگیرد. سپس خودرویی تحویل میدهد که در اصل آن خودرویی نیست که باید باشد، در ادامه متوجه میشوید گارانتی مورد نظر، آن گارانتی که باید باشد نیست یعنی سراسر دروغ..!نتیجه چه میشود؟نتیجه این میشود که با بهترین امکانات، فقیر هستند، با بهترین امکانات بیآبرو هستند و با بهترین قیمت مواد اولیه در دنیا ناتوانترین هستند. چرا؟ زیرا دروغ گفتهاند.ما باید در حد توان خودمان رعایت کنیم.شاید زمانی مسیر اقتصاد به سمتی میرود که باید نیرنگ بزنید؛ میز بازی را بههم بزنید!ممکن است وارد فضایی شوید که باید در آن فضا حتماً شارلاتان باشید در این شرایط با شیطان شطرنج بازی نکنید. میز را بههم بزنید و بگویید: «اصلاً نمیخواهم،» قطعاً شرایطی بهتر از آن نصیب شما میشود، قطعاً شرایط بهتر است.زمانی بهخاطر جذب محبت کسی، بهخاطر یک رابطه مجبور به خودنمایی و دروغ میشوید، برکت آن رابطه از بین میرود. اینجا نیز میز بازی را بههم بزن و بگو: «من همین هستم؛ میخواهی بخواه، نمیخواهی نخواه.»پس هر چیزی میتواند انرژی برکت را وارد خود کند یا میتواند انرژی برکت را از خود خارج کند. #برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۷
بنابراین پیش از هر چیز_ مال خود را پاک میکنید._ اگر نتوانستید توبه میکنید خود خدا برای شما پاک میکند. _ از کودکان حمایت میکنید. در حد توان از بچههای کوچک به شیوههای مستقیم یا غیر مستقیم حمایت کنید._ نانرسانی میکنید؛ آن هم با دستی که دست شما نیست دست خداست. با این تصور و احساس به دیگران ببخشید که من هیچکاره هستم و هیچ اندازهگیری نیز نداشته باشید؛ آنگاه از اینجا معجزه آغاز میشود.پس از این مرحله خصوصا در مورد خوراک، متوجه میشوید که چه معجزاتی رخ داده است و حتی اگر معجزهای رخ داد به آن دقت نکنید و بگویید؛ «خواست خدا بوده است.» نسبت به معجزاتی که در برکت میبینید؛ بسیار عادی رفتار کنید و صرفا آن را تایید کنید. چرا عادی رفتار کنید؟ زیرا اگر شگفتزده شویم یعنی چیزی خارج از استاندارد دریافت کردهایم.معجزه یعنی چیزی که طبیعی نیست در حالی که حالت طبیعی ما باید اینگونه باشد که همهی زندگی ما پر از برکت باشد.بنابراین زمانی که یکباره یک حالت فراوانی وارد زندگی شما شد یا اتفاقاتی رخ داد که متوجه شدید بهطور شگفتانگیزی برکت در حال ورود است، این موضوع را سهم طبیعی خود بدانید؛ اصلا خلقت با این همراه بوده است. گمان نکنید چیز جدیدی آمده است و چهقدر خوب شد که آمد. چراکه اصلا چیز جدیدی نیست چرا قبلا نبود؛ باید میبود. غیر از این نباید باشد.ما بهاین دنیا نیامدهایم که تمام عمرمان را شبیه الاغهایی باشیم که یک هویج جلوی صورتشان میگیرند و مدام بهدنبال آن میدوند. تمدن، تفکرات نفسانی، همهی اینها ما را در این بازی وارد کرد، امروز روز خروج از بازی است.زمانی که پای شطرنجی نشستهاید که طرف دیگر شطرنج شیطان است، فکر نکنید در شطرنج میتوانید از شیطان ببرید، میز بازی را بههم بریزید.این کار شجاعت میخواهد؛ جایی قرار گرفتهاید که میدانید در بازی ماتریکس شیطان قرار دارید و با شما بازی میکند و در حال چیدن مهرهها هستید؛ دیگر بازی نکن!قرآن میفرماید؛ او دشمن شماست. بیهوده گمان نکنید؛ این پول را میدزدید، سپس در راه خیر خرج میکنید. نه..، این شطرنج شیطان است.بزنید، میز بازی را خراب کنید. از این فضا بیرون بیایید، در خارج از جهل شیطان برکت است. جایی که شیطان ما را در بند کرده است برکت وارد نمیشود زیرا برکت بسیار لطیف است.توجه کردید در دستان خود یک موج لطیف احساس کردید؛ این موج بسیار لطیف است. موج زمختی نیست. این انرژی بسیار لطیف است و بسیار راهگشاست. یک دستگاه پر از چرخدنده یا یک ابزار پیشرفته را تصور کنید؛ این دستگاه اگر روغن نداشته باشد پس از دو روز کار کردن خُرد میشود. بدون روغن سیلندر چرخ دندهها، هرچه باشد خرد میشوند، برکت، همان روغن است که لطیف وارد میشود و چرخدندهها را به حرکت در میآورد؛ اگر نباشد همه چیز خرد میشود.زندگیهای ما اکنون در آن حالت خرد شدن است. ما به یک موتور خرد شده چسبیدهایم و گمان میکنیم اوضاع ما بسیارخوب است.دارایی ما یک خانه، یک ماشین، چند وسیلهی کوچک است اما گمان میکنیم بسیار دارا هستیم.نه..، این موضوعات بیبرکت است، آنقدرها زیاد نیست. بیشتر برای ما زحمت است تا دارایی. پس باید شروع کنیم تا روغن لطیف برکت وارد چرخ دندههای زندگی ما شود.بنابراین شروع کنید؛ نان به دست مردم برسانید، از کودکان حمایت کنید و موضوع آخر اینکه خلاف نکنید!#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۶
جلسهی پیش خدمت شما گفتیم؛ شیوهی اندیشیدنی که گذشته را پایینتر از لحظهی حال بدانید، چهزمانی جواب میدهد؟ زمانی که اصلا اندازه گیری نکنید، از آن بگذرید، اجازه دهید رد شود. پس از شش ماه با یکسال یکباره نگاه میکنید، میبينيد ورق همه چیز برگشت و با این ورق برگشتن تازه زندگی آغاز میشود...حقیقتاً ما اصلا طعم زندگی را نچشیدهایم ما تماما گرسنه بودهایم چرا گرسنه بودیم؟ زیرا انرژی نگرفتهایم. به موجب گرسنگی پرخوری میکنیم و غذا به دهان ما نمیچسبد. البته گرسنگی ما از جنسِ گرسنگی مادی نیست. خدا را شکر اینجا مواد خوراکی زیادست اما گرسنگی برکتی است.ما همه تشنه و گرسنه هستیم، سیر نمیشویم، کافی نیست، ولع داریم، حرص داریم و اذیت میشویم، چراکه برکت رفته است.شبیه به آن سه میراثخواری هستیم که شتر هجدهم را نداشتند. تا وقتی شتر هجدهم نبود با یکدیگر جنگ و دعوا داشتند. هفده شتر داشتند اما نمیتوانستند با هم تقسیم کنند. پس برکتی میآید و همه را نجات میدهد.بنابراین در گام نخست، باید پاک کنیم اگر میتوانيد پاک کنید بسم الله. اگر نمیتوانید توبه کنید تا اتفاقات خود رخ دهد. به شما هشدار میدهم اگر اتفاقاتی رخ داد نترسید؛ کسی که به خدا توکل میکند دیگر نمیترسد. میگوید؛ «اگر مال مرا خوردند یا هر اتفاق دیگری رخ داد حاصل توبهی خودم بوده است.»این را نیز بدانید؛ یک بار پاک میشوید، سپس بستر زندگی دوباره از پایه چیده میشود. یعنی یکبار دزد میآيد و میبرد، سپس دوباره با چیدمان الهی چیده میشود. از خدا بخواهید چیزی را که سهم شما نیست و به اشتباه وارد زندگی شما شده است از شما بگیرد، بگویید: «خدایا من نمیدانم کدام است، توبه میکنم بابت آن چیزی که در زندگی کسب کردهام، خودت آن را بگیر و ببر.»برای آن چیزی که سهم شما بوده اما وارد نشده است، بگویید: «پروردگارا بابت اینکه با نیروهای دافعهی خودم اجازه ندادم که سهم راستین من وارد زندگیم شود توبه میکنم. خدایا اگر سهم من است، لطفا آنها را به من بازگردان.»اینگونه با خدا معامله کردن است و جریان برکت را راهاندازی میکنید.بنابراین، در مراحل مختلف، باید مرد میدان باشید. وقتی میگوییم مرد؛ منظور جنسیتی نیست یعنی استوار در این میدان بایستید و عقب نشینی نکنید. نگران نباشید اوضاع خدا بسیار خوب است... نه خدا مرده و نه بی پول شده و نه ضعیف شده است که نتواند از ما حمایت کند.اما خدا یا انرژی برکت بسیار حساس است جسارتا گویا بسیار لوس است؛ در واقع میگوید: «من همه چیز در اختیارت قرار میدهم، همه چیز را برای تو ردیف میکنم تو نیز حداقل بر سر پیمان خود بایست؛ به عهدی که امروز میبندی وفا کن. به این عهد وفا کنی، من نیز وفا میکنم و فراوانی را وارد زندگیات میکنم.»#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۵
بنابراین شروع میکنیم؛ پیش از هر کار هرگونه پول ربا را از زندگیهای خود خارج میکنیم، زیرا بسیار خطرناک است و بر این موضوع پافشاری کنید.اگر در شرایطی قرار دارید که میگویید: «اطلاع ندارم اینجا رباست یا نه.» _که البته من گمان میکنم همه میدانند_ اما اگر نمیدانید یا شرایط آن را ندارید. اینجا باید وارد مرحلهی استغفار شوید.این نکته را قرآن به زیبایی بیان میکند که اگر در جایی گیر میکنید یا گرفتار میشوید طلب مغفرت کنید. چرا؟ زیرا ممکن است یک دادهی معیوب، یک خطا یا یک گناه و مشکلی دارید که در داستان ربا گیر افتاده و نمیتوانید خارج شوید.گاهی اوقات کسی میگوید: «من بدهکار بودم، نزول کردم چه کاری انجام میدادم؟!» اگر در چنین موقعیتهایی گیر افتادیم؛ با راه حلهای معمولی قابل حل نیست باید با توبه آن را حل کنیم.در مورد توبه نیز صحبتهای بسیار در «شرح محدودیت صفر» و «شرح میدان اول توبه» از کتاب «صد میدان جناب خواجه عبدالله انصاری» بیان شده است. توبه گرهگشاست ... «خدایا بابت شرایطی که در آن گرفتار هستم توبه میکنم مرا ببخش.»در این شرایط اتفاقاتی رخ خواهد داد که زندگی شما را زیرورو میکند. از این زیرورو شدن نترسید یعنی بهطور کامل مال و وجودتان را پاک میکند حتی انسانهایی را که اطراف شما هستند، پاک میکند.این پاکسازی عمیق الهیست بابت اینکه شما نیت کردهاید برکت وارد زندگیتان شود و مالی که آلوده بوده پاک شود. ممکن است بگوید: «من حلالخور بودهام، کار کردهام.» اما مال شما به مال آلوده چسبیده است و انرژی مال آلوده روی مال شما اثر گذاشته است.بسیار جالب است که انرژی برکت تراوش میکند اگر بغل دستی شما برکت داشته باشد در مجاورت او شما نیز برکت خواهید داشت.پس اگر نگران فرزندان خود هستید، نگران همسر یا پدر و مادر خود هستید اصلا لازم نیست کاری انجام دهید شما خود انرژی برکت را ایجاد کنید آنها خودبهخود درست میشوند، زیرا برکت تراوش میکند.دوباره تاکید میکنم؛ در این مورد نیز اندازهگیری نکنید. شاید هر روز بگوییم: «من امروز نیک بودم، آیا فرزندم هم نیک شد؟» بدین ترتیب وارد فضای اندازهگیری میشوید. به من و شما هیچ ربطی ندارد شما فقط نیک شوید و بگذرید.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۴
بنابراین تنها با این حالت، هر از گاهی دعا کنید و این حس را ایجاد نمایید. همان دستی که در آن حس دعا وجود دارد و اصلا خیالی نیست، خود دست است یعنی باید در ماهیچهها در اعصاب و استخوانهای دست آن را حس کنید. احساس کنید که چیزی در حال خروج از دستان شماست. در آن لحظه شما نباید حتی ذرهای خودتان را روزیرسان بدانید یعنی نقطهی شکست برکت این است که ما خود را جای خالق روزیرسان بدانیم و احساس کنیم که بهعنوان مثال؛ «من نذری پختم و پخش کردم.»من هیچکاره بودم! در آن لحظه این دست خدا نذری را آماده کرد و نگفت فقط به فقرا بدهید. برای هر کس دلش خواست یا هر کس که قسمتش بود!اصلاً بنا نیست که ما فقیر پروری کنیم و گمان کنیم باید حتما به دست فقرا بدهیم. قسمت هر کسی بود یا هر کسی گرسنه بود، هر کسی که دلش خواست. یکی خواست دوتا بخورد یا ده تا بخورد؛ اصلا هیچکدام از اینها مطرح نیست؛ این نگرش و این اندازهگیریها فکر را فاسد میکند، لحظاتی که در وضعیت برکت هستید حق ندارید اندازهگیری کنید زیرا اندازهگیری بازی ذهن است.اندازهگیری چهگونه است؟ چه تعداد برداشت؟حقش بود یا نبود؟! خدا برکت داد یا نداد؟! هر نوع اندازه گیری ما را وارد وضعیت ذهن میکند. کار ذهن اندازهگیری و استنتاج و نتیجه گیری است، مدام میخواهد مقایسه کند.ذهن بهخودی خود بد نیست و یکی از هدایای الهی در وجود ماست اما برای برکت باید پاکباز باشید.پاکباز چیست؟ یعنی این مرحلهی ذهنی را کاملاً طی کرده باشید راحت بروید و کار را انجام دهید. تازه اکنون متوجه میشویم آن مدارسی که هر روز لقمه تهیه کرده و به کودکان کشورشان میدهند، چه برکتی را وارد زندگی خود میکنند.این کار چندان هزینهای ندارد، مشکل مملکت ما با صبحانهی مدارس حل میشود. ایکاش کسی بود مدتی آزمایشی این کار را انجام میداد و مدتی از کودکان حمایت میکرد. بسیاری از آنها گرسنهاند، خوراک خوب ندارند دلشان خوراکی میخواهد زیرا کودکان هوس خوراکیهای مختلف میکنند.بیایید با همین سیستم جلو بروید، ناگهان متوجه میشوید برکت وارد این کشور شد. برکت که آمد خودش همه چیز را درست میکند، امروز عدهای لنگ و لوچ دور هم جمع شدهایم که بگوییم: «ما درستش میکنیم.» اصلاً هنر ما نیست.«خانه از پایبست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است»ما میخواهیم ظاهر را درست کنیم اما ریشه خراب است. ریشه نیز ربطی به فرد خاصی ندارد ربط به جریان روزی دارد. زمانی که این جریان روزی قطع شود، متوجه میشوید، چرا یک مملکت ثروتمند، انسانهای ثروتمند اما عایدات بسیار کم و نتایج بسیار اندک است. انشاءالله بهیاری خداوند باید این سیستم را ایجاد و پیاده کنیم. #برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۳
در مطالبی که در مورد آداب ایرانیان باستان میخواندم؛ تمامی جشنهای آنان بیشتر خوراکی بوده است. این نکته را دریافته بودند که مراسمها باید با خوراکی همراه باشد. البته یک فن بسیار ظریف دارد، لحظهای که در حال انجام این کار هستید یا آن خوراک را آماده میکنید یا خوراک را تحویل میدهید در آن لحظه دست شما باید «یدالله» شود یعنی حس نکنید این دست شماست. اکنون با یکدیگر امتحان میکنیم: بهترین حالت برای درک این وضعیت این است که دست به شکل قنوت و در حالت دعا باشد.لطفا لحظاتی دست خود را در حالت قنوت قرار دهید و از خدا بخواهید: «خدایا دست مرا دست خدا قرار بده.» موجی از انرژی را در دستان خود احساس خواهید کرد و جریانی از انرژی در کف دست و سر انگشتان به وجود میآید. حالتی که «دهنده» است یعنی احساس میکنید انرژی میخواهد از دستتان خارج شود. تمرکز بر دستان خود داشته باشید متوجه میشوید که گویا دست سبک میشود حتی یک شوق و یک انرژی لذّتبخش در دست به وجود میآید.این حالت ابتدای برکتآفرینی است. انسانهایی که دعا میکنند، همراه با دعا کردن در حالی که خودشان متوجه نیستند، دستان خود را نیز برکتآفرین میکنند.ما گمان میکنیم بیدلیل در این حالت دعا میکنیم،؛ اما چرا به شکل دیگری دعا نمیکنیم، چرا با دستان بسته دعا نمیکنیم؟ در واقع با این حالت دستان خود را فعال میکنیم.دست انسانِ اهلِ دعا بابرکت است. چرا؟ زیرا دست بیدار شده است و وقتی بیدار شود یک جریان و موج انرژی را در آن حس میکنید.اکنون تنها باید یک طلب داشته باشد: «خدایا این دست را دست خدا قرار بده.» یعنی لحظهای که این کار را انجام میدهیم این من نیستم که غذا، خوراکی، صبحانه یا ناهار به کسی میدهم؛ دست خدا باید این کار را انجام دهد.اینجاست که حاکمیت روح ایجاد میشود که حس آن با حاکمیت ذهن متفاوت است. حال لحظهای دستان خود را پایین بیاورید و در حالت عادی فرض کنید؛ میخواهید وزنهای را بلند کنید، نیت شما نیز این باشد که میخواهم وزنه بلند کنم و دست خود را به حالت وزنه بلند کردن نگه دارید، اصلا حس معنوی نداشته باشید؛ توجه کنید که حس شما متفاوت شد! حال دست خود را پایین آورده و رها کنید و با این حس و نیت که؛ «خدایا میخواهم برکت ببخشم.» در دل خود به هر شیوه که تمایل دارید دعا کنید در این حالت، حس دست متفاوت میشود این حس یک جریان انرژی است که این جریان انرژی دقیقاً شبیه به زمانیست که میگویند؛ «دعاها به آسمان میرود.» به موجب این است که برکت از زمین وارد بدن ما میشود سپس از دست، سر و از کلام ما حرکت کرده و به میدان انرژیکی متصل میشود و متصل شدن آن به انرژی کیهان، سبب چرخش شده و ما نیز زآن پس تبدیل به انسان میشویم.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۲
به خاطر دارید گفتیم؛ ممکن است از فردی، پول یا چیزی بگیریم که برای ما مایهی برکتی شود، اما این در زندگی ما دوام ندارد. چرا؟ زیرا انرژی است، به پایان میرسد. یک پیل است که این پیل تمام میشود.چه زمان جاودان است؟ زمانیکه شما برکتآفرین باشید. برکتآفرینی به چه صورتی انجام میشود؟ اول اینکه اگر به کسی غذا میدهید فکر نکنید که این غذا حق اوست یا حق او نیست.، شما چه کارهاید؟!مثلاً؛ برخی نذری پخش میکنند و به این توجه دارند که؛ «شما دو ظرف گرفتید، شما سه ظرف گرفتید!»اصلاً نگاه نکنید چه کسی گرفت.یا میگویند: «چرا فلانی که وضع مالی خوبی دارد آمد و غذای نذری گرفت!» اینگونه افراد دوست دارند دیگران را فقیر ببینند و این موارد تماما قوانینِ مخالفِ برکت است. خداوند که اصلاً نگاه نمیکند. بارانی که میبارد نمیگوید: «تو چه کسی هستی؟» آفتاب که اصلاً به این مسائل فکر نمیکند. اکوسیستم بدون هیچگونه چشمداشت و بدون هیچ سنجشی میبخشد.پس شما نیز وقتی میبخشید اصلاً اندازهگیری نکنید.این نکتهی بسیار مهمی است و اگر إنشاءالله فرایند نان دادن را شروع کردید در انجام دادن این فرایند زیاد از واژهی؛ «برای چند نفر» استفاده نفرمایید، تا إنشاءالله انرژی آن به وجود آید.زیرا وقتی میگوییم؛ «میخواهیم ۱۰۰ پرس غذا آماده کنیم.» حقیقتا کار را خراب میکند و در همان عدد گیر میکند.امّا زمانیکه شما مقداری خوراک آماده میکنید و بدون شمارشِ چند نفر و چهقدر پخش میکنید؛ شاید آن خوراک به هزار نفر برسید، شما اصلا نسنجید که این غذا به چند نفر رسید.جهان هستی زمانیکه مورد اندازهگیری قرار بگیرد در محدودیت متوقف میشود. یعنی نباید متوجه شوید: این غذا را چه کسی خورد؟ ثروتمند بود یا فقیر؟ نیازمند بود یا نبود؟ با خوردن این غذا چه اتفاقی رخ داد؟ این موارد اصلاً به شما ربطی ندارد!حالت بعدی این است؛ در لحظهای که از دست شما خوراکی، تاکید میکنم خوراکی... ممکن است بگویید: «من میخواهم اطلاعات گسترش بدهم.» این نیز برای موضوعاتی خوب است اما بسیار جالب است؛ آن چیزی که اکوسیستم به عنوان خروجی میشناسد خوراکی است. باید به دست دیگران خوراکی بدهید. بسیاری از مکاتب کهن که تاکنون پابرجا ماندهاند آنهایی هستند که در کنارشان خوراکی بوده است. تصور نکنید که اشتباه میکردند،؛ نه.. حکیمانه فکر میکردند. همین امروز در هندوستان، سیکهای هند به میزان فراوان خوراک و نذری میدهند.مکاتبی که نذری آنها خوراکی بوده است بیشتر باقی ماندهاند. چرا؟ زیرا خوراکی دارای انرژی حمایتی است. تنها اندیشه کافی نیست، اندیشه باید با یک خوراکی همراه باشد. #برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۱
امروز روش و متد کیفیت را خدمت شما بیان میکنم که چهگونه بتوانید غذا و خوراکی آماده کنید. تاکید میکنم باید خوراکی باشد باید پیوسته خوراک دست یکدیگر بدهید، به یکدیگر لقمه بدهید. اگر لقمهای به کسی دادید جهان هستی این لقمه دادن را میفهمد.مثلاً؛ هفتهای یک بار یک قابلمه غذا درست کنید و به همسایهها بدهید. در این رابطه اتفاق بسیار بدی رخ داد و ما تصور کردم فقط باید به فقرا کمک میکنیم، در صورتیکه جهان هستی فقیر و ثروتمند نمیشناسد!مثلا؛ ما ۱۰۰ پرس غذا آماده میکنیم تا به دست فقرا برسانیم؛ چرا صرفا به فقرا بدهید؛ به هر کسی که بود بدهید!اگر بهدنبال افراد فقیر هستید، شاید آن فرد در نظر شما فقیر باشد اما از نظر اکوسیستم فقیر نبوده و بسیار هم ثروتمند باشد. شاید شما که گمان میکنید او فقیر است سبب میشوید که فقیر شود!بنابراین سعی کنید از دست شما غذا و خوراکی خارج شود و به یکدیگر خوراکی بدهید. نیکوترین حالت نیز این است که خوراکیها را خودتان تهیه کرده باشید.هر از گاهی شام یا ناهاری بدون برنامهریزی آماده کنید. ما تصور میکنیم: «باید فقیری را پیدا کنیم، غذای فقیر باید نان زیاد داشته باشد، گوشت کمتری استفاده کنم، به تعداد زیاد آماده کنیم و ...»درگیر محاسبات ذهنی میشویم و کار خراب میشود. در اصل مقداری از همان چیزی که برای خودتان تهیه میکنید به همسایه یا به دیگری بدهید. و بهترین حالتش این است که با دست خودتان لقمه در دهان کسی بگذارید.این کار یک فن دارد آن فن را خدمت مبارک شما عرض میکنم و باید این کار را با این فن انجام دهید تا اثربخش باشد.توجه کنید در قرآن نیز هر جا صحبت از برکت میشود، میفرماید: «بیَدِه»: با دستت. یعنی با دست رخ میدهد؛ دست ابزار برکتآفرینی است. وقتی میگویند؛ «دستش خوب است.» نه اینکه نیتش خوب باشد، واقعاً دستش خوب است. منظور خود بافت دست است. یعنی دست میتواند بسیار روزیرسان و برکترسان باشد و اگر کسی دست نداشت انتقال این انرژی توسط عضوی دیگر انجام میگیرد که میتواند آن را بیابد لذا نگران این نیز نباشید که اگر دست نباشد.بنابراین با دست باید این اتفاق رخ دهد، لیکن حالتی دارد که امروز آن حالت را با یکدیگر تجربه میکنیم و شما نیز با این حالت انجام بدهید.زمانیکه در منهای ذهنی و وضعیت ضعف آگاهی خود هستیم؛ در واقع با بازیهای ذهنی پیش میرویم و قسمت بسیار اندکی از برکت وارد زندگی ما میشود. زمانیکه بتوانیم ذهن را از آلودگیها _که خدمت شما عرض میکنم_ پاک نماییم و روح جایگزین شود زآن پس برکت آغاز شده و این برکتآفرینی است.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۱۰
بنابراین از این موضوع حمایت کنید و هر کس به سهم خود جایی را پیدا کنید یا شیوهای را بیابید یا حتی اگر میتوانید در خانهی خود یک اتاق بازی آماده کنید که کودکان آنجا بازی کنند.امروزه خانههای ما به حد کافی بزرگ است و وسیلههای بسیاری داریم جایی را مشخص کنید تا کودکان در آنجا بازی کنند که هزینه نداشته باشد؛ این کار آنقدر برکت وارد زندگی میکند که شگفتانگیز است.این موارد فرمولهایی است که باید پذیرفت؛ اگر اینجا باران نمیآید و فلان جا باران میآید یا اینجا همیشه ضعف و آنجا قوت است؛ به موجب این است که آنها فرمولهای برکت را میدانند و رعایت میکنند.ما گمان میکنیم حال که اوضاع حجاب ما خوب است پس باید اوضاع زندگی نیز خوب باشد اما نه..؛ ربطی به اینها ندارد، اما ربط به ربا دارد، ربط به قطع فرزندآوری دارد!پس اگر نمیتوانیم فرزند بیاوریم، از فرزندان دیگر حمایت کنیم و اجازه بدهیم صدای گریهی کودک، خنده و بازی کودک در زندگیها جاری باشد.اگر بدانید چهقدر این امر میتواند جریان انرژی برکت را زیاد کند آن زمان به درک این نکته میرسید که چرا خداوند میفرماید؛ نگران روزی فرزندان نباشید من روزیرسان آنها را میرسانم.چهگونه روزی آنها را میدهد؟جهان هستی قاعده دارد، در جلسهی پیشین گفته شد، همهچیز دارای یک فرمول است و تنها توانستیم بخش کوچکی از آن فرمولها را نمایش بدهیم.ما حجم زیادی از معادلات را استخراج کردهایم که دقیقا نشان میدهد؛ جهان هستی در یک معادلهی بسیار پیشرفته زیست میکند. این جهانی که اینقدر حساب شده و پر از قانون است یکی از قوانین آن همین حمایت از کودکان است._باید هوای کودکان را داشته باشید. _اگر جایی به کودکی تعرض شد باید گروههایی ایجاد شود و جلوی تعرض را بگیرید. _مواظب کودکان باشید. _ به روان و شخصیت کودک احترام بگذارید._ به کودکان خدمترسانی کنید. اینگونه برکت و فراوانی وارد زندگی شما میشود. پس این نیز یکی از دریچههای برکت است که متاسفانه در کشور ما در حال بسته شدن است.یکی دیگر از کارهایی که خدا را شکر همچنان در کشور ما و در میان قشر مذهبی وجود دارد و به همین دلیل هنوز تهماندهای از برکت را میبینیم «نان دادن به دیگران» است، آن هم با دست خودتان.در جهان هستی، یک جریان ورودی و یک جریان خروجی وجود دارد؛ گفتیم انسان رابط بین زمین و آسمان است. جریانی از زمین میآید و به آسمان میرود، دوباره ممکن است از آسمان بیاید و به زمین برود. در این میان سیم انسان باید متصل باشد؛ یعنی بتواند جریان را از خود عبور دهد.چهگونه جریان را عبور میدهیم؟به میزانی که شما «میدهید» به همان میزان «میگیرید.»به خاطر داشته باشید؛ این میزان کمیتی نیست بلکه کیفیتی است. یعنی گمان نکنید اگر امروز تمام دارایی خود را که ۱۰۰ میلیون تومان است به خیریه کمک کردید فردا صد میلیون تومان برای شما میآید. نه..، عددی نیست؛ کیفیتی است.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۹