وقتی یونگ میگوید انسان در کالبدی فاسد متولد میشود، در واقع دکترین کاتولیک را به عنوان فرض استدل…
انتشار: 2026/08/14 17:32 UTCدریافت: 2026/08/18 10:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 10:10 UTC
وقتی یونگ میگوید انسان در کالبدی فاسد متولد میشود، در واقع دکترین کاتولیک را به عنوان فرض استدلال خود میپذیرد. موضع خود او، آنطور که من درک میکنم، این است که انسان واجد یک «سایه»، یک پسزمینهٔ تاریکِ حیوانی و دمِ سوسمارمانند است؛ در واقع، تمامی آن پتانسیلهایی که در سنت ما، به شکلی کهنالگویی در قالب ابلیس مسیحی تجسم یافتهاند. او همچنین دارای پتانسیلهای «خوب» است که در فیگور خدای مسیحی تجسم مییابند. خیر و شر در این سطح، مفاهیمی نسبی هستند. هر دو نمایندهٔ عناصر ساختاری در طبیعت بشرند و خدا و ابلیس برای تکمیل الگوی تمامیت، به یکدیگر تعلق دارند. انسانِ کامل شر را سرکوب نمیکند، بلکه خلاقانه از دلِ کثرتِ مبهم و پرتناقضِ طبیعت خویش زندگی میکند. میتوان ادعا کرد که او با این کار، در واقع به خیری والاتر دست مییابد.چنین افرادی نادرند، اما هرگاه ظهور کنند، به مراتب کمتر از مدافعانِ عذابوجدانزدهٔ ارتدکسی (سنتگرایی جزمی) ملالآورند؛ و چه بسا شخص عیسی نیز خود از زمرهٔ آنان بوده باشد.~ یوجین رولف، دیدار با یونگ، صفحات ۱۳۲-📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚۱۳۳





