گاهی خودمان آنقدر خستهایم که میپنداریم ذهن آشفتهمان دیگر توان نگهداری خاطرهها، احساسهایی را نخ…
انتشار: 2026/08/10 22:41 UTCدریافت: 2026/08/14 12:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 12:42 UTC
گاهی خودمان آنقدر خستهایم که میپنداریم ذهن آشفتهمان دیگر توان نگهداری خاطرهها، احساسهایی را نخواهد داشت که منِ آسیبپذیرِ ما تنها جایگاه و یگانه وسیلۀ تحقق آنهاست. و از این متأسفیم، زیرا همۀ لطف زندگی به روزهایی است که در آنها خاک واقعیت با شن جادو میآمیزد، و رویداد ناچیزی انگیزهای شاعرانه میشود. آنگاه قلهای از جهان دستنیافتنی از دل روشنای رؤیا بیرون میزند، و در زندگی ما جا میگیرد، در زندگیی که چون خفتۀ تازهبیدارشدهای، کسانی را در آن میبینیم که خوابشان را با چنان شوری میدیدیم که میپنداشتیم هرگز جز در خواب نخواهیمشان دید.@rahi_be_rahaei— مارسل پروست. در جستجوی زمان ازدسترفته. در سایۀ دوشیزگان شکوفا. ترجمۀ مهدی سحابی
