❁﷽❁ #زندگی_قرآنیشماره شماره 590 سوره #انعام 61#محافظت_خداوندقاهر از #انسانها تا لحظه #مرگ🔻وَ هُوَ اَلْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتّٰى إِذٰا جٰاءَ أَحَدَكُمُ اَلْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ يُفَرِّطُونَ وتنها اوست كه قهر واقتدارش مافوق بندگان است و نگهبانانى بر شما مىفرستد، تا آنكه چون مرگ يكى از شما فرا رسد، فرستادگان ما (فرشتگان) جان او را بازگيرند و در كار خود، هيچ كوتاهى نكنند.( 61 انعام) ❇وَ هُوَ اَلْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ. در تسلّط خدا بر بندگانش، همين بسكه آنان بدون آنكه خود دخالت داشته باشند به دنيا مىآيند و با اجبار دنيا را ترك مىكنند. اما على عليه السّلام فرمود: «بازگشت همۀ اشيا تنها بهسوى خداوند يكتا و قهار است. آنها در آغاز آفرينش خود، هيچ توانى نداشتند و از نابودى خود نيز نمىتوانند جلوگيرى كنند».# قاهر بودن خدا بر بندگان، رحمت رساني و حفظ آنهاست و قاهر بودن #فرعونها، به خدمت خود درآوردن تودههاي مردم📚تفسير كاشف و بازرگان ❇اين آيه حاكى از يك مسئلۀ مستقل است و آن اينكه خدا ملائكه را تا رسيدن مرگ، حافظ انسانها قرار داده است و چون مرگشان رسد همان ملائكه يا ملائكه ديگر آنها را قبض روح مىكنند،لَهُ مُعَقِّبٰاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اَللّٰهِ رعد/ 11 مِنْ أَمْرِ اَللّٰهِ يعنى براى انسان از پس و پيش تعقيب كنندگانى هست كه او را از آفات و بليّات حفظ مىكنند 📚تفسير احسن الحديث❇اينكه ارسال حفظه را مطلق ذكر نموده و قيدى نه به ارسال زد و نه به حفظه و آن گاه آن را محدود به فرا رسيدن مرگ نمود، خالى از دلالت بر اين معنا نيست كه آن حفظه كارشان حفظ آدمى است از همه بليات و مصائب، نه تنها بلاى مخصوصى. و جهت احتياج آدمى به اين حفظه اين است كه نشات دنيوى، نشات اصطكاك و مزاحمت و برخورد است، و لذا به طورى كه از روايات نيز برمىآيد خداى تعالى از فرشتگان خود كسانى را مامور كرده تا او را از گزند حوادث و دستبرد بلاها و مصائب حفظ كنند، و حفظ هم مىكنند و از هلاكت نگهش مىدارند تا اجلش فرا رسد، در آن لحظهاى كه مرگش فرا مىرسد دست از او برداشته و به دست بلاها و گرفتارىها مىسپارندش تا هلاك شود📚تفسير الميزان❇ايا تا اخر عمر مصون از خطريم؟در مورد #حفاظت از #انسان، منظور اين نيست كه زندگي ما تا آخر عمر تضمين شده و هيچ خطري جان ما را تهديد نميكند، اين حفاظت، همچون حفاظت ساير موجودات، جنبة طبيعي دارد و به اصطلاح در اكوسيستم طراحي و هماهنگ شده و به خودي خود هيچ موجودي از بين نميرود، مگر با حوادث طبيعي، جنگها، بيماريها، سوء تغذيه و سوء رفتار كه آنها نيز قانونمند هستند.💫تفسير بازرگانکانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
3⃣8⃣1⃣#قرآنفهمیبرایهمه : تدبر در سوره های قرآن #به_ترتيب_نزول#سوره_انعام فراز ايات 136_ 150﴿وَكَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ﴾ انگيزهٴ آنها در اين تزيين بيجا قتل فرزندان چه بود؟ اين بود ﴿لِيُرْدُوهُمْ﴾ اصراري نيست كه اين لام، لام عاقبت باشد لام غايت هم هست يعني هدف متولّيان بتكده، هدف شياطين اين بود كه اينها را #ارداء كنند، ارداء يعني اهلاك، ردأ يعني هلك اينها را به هلاكت برسانند لام ميتواند لام عاقبت باشد و اما چون اين فعل تلخ را خدا به شركاي آنها اسناد داد آن شياطين يا متولّيان دروغين بتكده قصد اهلاك اينها را داشتند، البته متولّيان چون خودشان بتپرست بودند آنها به قصد هلاكت اين كار را نميكردند چون اين كار را زيبا ميپنداشند ﴿يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً﴾ نسبت به آنها ميتواند لام، لام عاقبت باشد اما نسبت به شياطين اگر داديم اين ميتواند لام غايت هم باشد. ﴿وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ﴾ #دين اصلي اينها كه دين انبياي ابراهيمي بود اينها خواستند آلوده كنند اصل قرباني را آنها آوردند كه اينها قرباني را براي بتها قرار دادند اصل عبادت را انبياي ابراهيمي آوردند اينها براي بتها قرار دادند اصل طواف اطراف كعبه را آوردند اينها براي بتها قرار دادند و مانند آن ﴿وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ﴾. ❓چرا خداوند جلوي انحراف عقايد پيروان اديان و ترويج خرافات را نمي گيرد؟آنگاه فرمود: ﴿وَلَوْ شَاءَ اللّهُ مَافَعَلُوهُ﴾ خدا اگر ميخواست جلوي اينها را ميگرفت ولي خدا اينها را آزاد گذاشته. فرمود: ﴿وَكَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ﴾ حالا يا منظور از اين شركا همان شياطيناند كه در حقيقت اينها گناه كردند يا متولّيان بتكدهاند يا علاقهٴ به بتها باعث شده است كه اين اسناد مصحّح پيدا كند همان طوري كه در سورهٴ «ابراهيم» وجود مبارك ابراهيم عرض كرد خدايا ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثيراً مِنَ النَّاسِ﴾ در حالي كه اصنام مضلّ نيستند ولي علاقه به اصنام سبب ضلالت شده است. ﴿وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ﴾ آن ديني كه از ابراهيم خليل(سلام الله عليه) رسيده بود در حدّ آزمون بود، نه ذبح خارجي آنهم براي خدا بود، نه براي وثن و صنم ﴿وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللّهُ مَافَعَلُوهُ﴾ اگر ذات اقدس الهي براساس ارادهٴ تكويني ميخواست جلوي اينها را بگيرد هرگز اينها توان اين خرافات را نداشتند اين جمله را در وسط نقل خرافات جاهلي ذكر فرمود كه بخشي از خرافات قبلاً گذشت و بخشي هم بعداً خواهد آمد 👈يعني اين اصل كلي براي همه اين #خرافات آنها صادق است كه اگر ذات اقدس الهي براساس جبر جلوي اينها را ميگرفت ميتوانست ولي بناي اله بر اين است كه اينها تكويناً آزاد باشند گرچه تشريعاً مكلّفاند به ترك محرّمات. ﴿فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾ كه اين ﴿فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾ نظير ﴿اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ﴾ نظير آن است. بعد در ذيل آيه فرمود: ﴿فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾ذات اقدس الهي يك عدهاي كه قابل هدايت نيستند فرمود اينها را رها كن هر چه ميخواهند بگويند بگويند مثل اينكه طبيب به آن بيماري كه غير قابل علاج است ميگويد شما آقا پرهيز نداريد هر كاري ميخواهيد بكني بكن يعني كار تو از درمان گذشته اينجا هم فرمود: ﴿فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾ اينها را رها كن دعوت به تقوا دربارهٴ اينها اثر ندارد ولي ﴿مَعْذِرَةً إِلَي رَبِّكُمْ﴾ البته دعوت تقوا را تا آخرين لحظه داشته باش احتجاج را هم تا آخرين لحظه داشته باش و اين ﴿فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾ نه يعني از اينها قهر كن از اينها فاصله بگير اينها را طرد كن بلكه براساس ﴿وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً﴾ از اينها مهاجرت كن به هَجر جميل نه اينكه به هَجر قبيح اينها را ترك كني كاري با آنها نداشته باشي احتجاج نكني مناظره نكني دعوت نكني و مانند آن.خلاصه تفسير تسنيمnew.quranpuyan.com/Post/Index/5198%DA%A9%… قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━
#گزیده_نڪات_تفسیرےسوره#نساء#صفحه_98❇️شاخص هاي سه گانه #بهترين_دين💠وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا «125» 🌱و دين و آيين چه كسى بهتر از آن كس است كه خود را تسليم خدا كرده، در حالى كه نيكوكار است و از آيين ابراهيمِ حقگرا پيروى كرده است؟ و خداوند، ابراهيم را به دوستى خود برگزيد. 👈در این آیه سه چیز مقیاس بهترین آیین شمرده شده: 🔸نخست تسلیم مطلق در برابر خدا «اسلم وجهه للّه»، 🔸دیگری نیکوکاری «و هو محسن» منظور از نیکوکاری در اینجا هر گونه نیکی با قلب و زبان و عمل است. كه اين ،بيان ديگري است از عمل صالح به انگيزة ايماني (وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِن) كه 7 بار در قرآن آمده است 🔸و دیگری پیروی از آیین پاک ابراهیم است 🔹حنيف از ريشة «حَنَفَ»، بيانگر انگيزه و ميل حركت از گمراهي به هدايت و از کجي به راستي و استقامت است. بر عكس «جنيف» كه كسى را گويند كه از حقّ به باطل گرويده است. بيشتر آدميان در ارتباط با حق خونسرد و خنثي هستند و کمتر انگيزه و احساسي براي جستجو و گرايش به حق از خود نشان ميدهند. اما «حنيف» صفت مشبهه است و دلالت بر ثبوت حقگرايي در شخص ميکند. نمونه ممتازش در قرآن، ابراهيم خليل(ع) است که چنين حالتي در شخصيت او حالت ثابت و راسخ يافته بود👈به طور كلي در اين آيه سه اصل يا سه مرحلة توحيدي را برشمرده است: 1- تسليم به وجه خدا (نيّت پاك و هدف گيري توحيدي)، 2- عمل صالح (كار مثبت)، 3- پيروي توحيدي از الگوي عملي ايمان. 🔹تسليم در برابر خداوند واحسان به مردم از اصول اديان الهى است. أَسْلَمَ ... وَ هُوَ مُحْسِنٌ 🔹مكتب، بر پايهى ايمان و عمل، هر دو استوار است و هر كدام بدون ديگرى ناقص است. أَسْلَمَ ... وَ هُوَ مُحْسِنٌ 🔹بهترين الگوهاى مردم كسانى هستند كه خداوند آنان را براى خود برگزيده است. «وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا»📚تفاسير نور، نمونه و بازرگان༻🍃🌸🍃༺🆔@quranpuyan
#گزیده_نڪات_تفسیرےسوره#نساء#صفحه98 ❇️با انجام برخى #كارهاى_صالح، به #بهشت اميد داشته باشيد. چه زن چه مرد با ايمان.💠وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا نساء:124 🌱و هركس از زن يا مرد [كاري] از صالحات [=اعمال اصلاح گرانه] انجام دهد، در حالي كه مؤمن باشد [و به انگيزة ايماني نه رياكاري انجام داده باشد]، پس آنان به بهشت در آيند و كمترين حقي از آنان كاسته نميگردد. 👈اين آيه شريفه پاداش كسانى را خاطرنشان مى سازد كه اعمال صالح مى كنند و آن پاداش عبارت است از بهشت. 🔹از يك سو شرط كرده كه صاحب عمل صالح اگر بخواهد به پاداش خود يعنى بهشت برسد، بايد كه داراى ايمان باشد، چون هر چند پاداش در برابر عمل است و ليكن آنكه كافر است كفرش براى او عملى باقى نمى گذارد و هر عمل صالحى بكند آن را حبط و بى اجر مى نمايد، همچنانكه قرآن كريم در جاى ديگر فرموده : (و لو اشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون ). 🔹و از سوى ديگر نفرمود: (و من يعمل الصالحات ) تا در نتيجه پاداش اخروى و بهشت را منحصر كرده باشد به كسانى كه همه اعمال صالحه را انجام دهند، بلكه فرمود: و (من يعمل من الصالحات: بخشي از كارهاي صالح را انجام دهد ) و اين خود توسعه اى است در وعده به بهشت . 🔹فضل الهى نيز همين را اقتضاء مى كرد كه جزاى خير آخرت را منحصر در افرادى انگشت شمار نكند بلكه آن را عموميت دهد تا شامل حال هر كسى كه ايمان آورد و مقدارى اعمال صالحه انجام دهد بگردد و آنگاه از راه توبه بنده و يا شفاعت شفيعان ، بقيه اعمال صالح را كه او انجام نداده و گناهانى را كه مرتكب شده ، تدارك و جبران نمايد واز سوى سوم با آوردن جمله : (من ذكر او انثى ) حكم را عموميت داده تا شامل مردان وزنان هر دو بشود و اختصاص به مردان نداشته باشد. 🔹آرى از نظر اسلام هيچ فرقى بين مرد و زن نيست ، بر خلاف پندار قدماى اهل ملل و نحل از قبيل هند و مصر و ساير بت پرستان كه مى پنداشتند #زنان اصلا عملى ندارند و اعمال صالحه آنان پاداش ندارد و نيز بر خلاف آنچه از #يهوديان و #مسيحيان به ظهور رسيده كه گفته اند: #زنان نزد خدا خوار و بى مقدارند، چون خلقتشان ناقص و اجرشان خاسر است ، هر چه حرمت و كرامت هست از آن مردان است و نيز بر خلاف آنچه عرب جاهليت مى پنداشت كه آنان نيز گرفتار اين عقائد خرافى بودند ولى اسلام دو طائفه زن و مرد را يكسان معرفى نموده ، فرمود:(من ذكر او انثى ). 📚تفسير المیران🔹عامل ورود به بهشت، ايمان و عمل صالح است، نه نژاد و ادّعا و آرزو. آيهى قبل و لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ ... مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ ... 🔹همهى نژادها، رنگها، ملل و طبقات، در بهرهگيرى از لطف خدا يكسانند. «مَنْ يَعْمَلْ» 🔹با انجام برخى كارهاى صالح، به بهشت اميد داشته باشيد. چون كمال بىنهايت است و قدرت كسب انسان محدود. «مِنَ الصَّالِحاتِ» 🔹زن و مرد، در رسيدن به كمالات معنوى برابرند. «مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى» 📚تفسير نور༻🍃🌸🍃༺🆔@quranpuyan