✅هفتاد و دو سال پیش، در چنین لحظاتی، در هنگامهایی که تاریخ هنوز بوی نفت و باروت میداد، امپریالیسم…
انتشار: 2026/08/18 22:09 UTCدریافت: 2026/08/19 18:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 18:30 UTC
✅هفتاد و دو سال پیش، در چنین لحظاتی، در هنگامهایی که تاریخ هنوز بوی نفت و باروت میداد، امپریالیسم در تاریکترین اتاقهای سیاست، برای شکستن اراده یک خلق نقشه میکشید. کودتای ۲۸ مرداد تنها سرنگونی یک دولت نبود؛ تعرضی بود به حق یک ملت برای تعیین سرنوشت خویش؛ لحظهای که قدرت سرمایه، استعمار و ارتجاع داخلی با پشتیبانی اراذل اوباشهای تطمبع شده، در برابر اراده تاریخی مردم صفآرایی کردند.🔰امپریالیسم، هنگامی که نتواند اراده یک ملت را با منطق و رضایت به بند بکشد، به زبان جنگ و بمباران و تهاجم و کودتا سخن میگوید؛ زبان پول، توطئه، خشونت و خیانت. و در این میان، سلطنت پهلوی چیزی جز ابزار سیاسی این اراده بیگانه نبود؛ یک شاه تلفاتی برای لحظه کودتا و یک شاه فراری برای لحظه شکست. سلطنتی که بقای خویش را نه از اعتماد مردم، بلکه از حمایت قدرتهای خارجی و سرکوب داخلی میگرفت.🔰اما تاریخ را فاتحان نمینویسند؛ تاریخ را مبارزه انسانها با مناسبات سلطه میسازد.از منظر ما، حافظه تاریخی صرفاً یادآوری گذشته نیست؛ میدان نبردی است میان حقیقت و ایدئولوژی. طبقات مسلط میکوشند گذشته را چنان روایت کنند که سلطه امروزینشان طبیعی و بیبدیل جلوه کند. کودتا را «قیام ملی» مینامند، دخالت خارجی را «نجات ایران» میخوانند و شکست اراده مردم را «پیروزی ملت» جا میزنند. این همان وارونهسازی تاریخ است؛ جایی که جلاد جامه منجی میپوشد و قربانی، متهم به شورش میشود.اما حافظه خلق، حافظهای نیست که با تبلیغات پاک شود.مصدق برای ما صرفاً یک نام در کتابهای تاریخ نیست؛ نمادی است از لحظهای که یک ملت کوشید مالک سرنوشت و ثروت و شوکت خویش باشد. نفت برای او تنها یک کالا نبود؛ مسئله حاکمیت بود، مسئله استقلال بود، مسئله این بود که آیا ثروت یک سرزمین باید در خدمت زندگی مردم آن سرزمین باشد یا در خدمت انباشت سرمایه کانون های امپریالیستی.اما دقیقاً از همینجاست که خشم امپریالیسم آغاز شد.🔰آنچه در ۲۸ مرداد شکست خورد، فقط دولت مصدق نبود؛ رؤیای امکانِ استقلال در جهانی بود که سرمایه جهانی میخواست مرزهای سیاسی را پشت سر بگذارد و ثروت ملتها را به مدار انباشت خویش بکشاند.اما تاریخ، حتی وقتی شکست میخورد، تمام نمیشود.هر کودتا زخمی بر پیکر حافظه یک ملت میگذارد؛ و هر زخم تاریخی، اگر فراموش نشود، میتواند به آگاهی بدل شود. ما برای انتقام از گذشته به یاد نمیآوریم؛ برای آن به یاد میآوریم که دوباره همان تاریخ را به نام آینده بر ما تحمیل نکنند.خلق ایران عاملان، مباشران و آمران این ننگ تاریخی را فراموش نخواهد کرد.نه به این دلیل که در گذشته زندگی میکنیم؛بلکه دقیقاً به این دلیل که میخواهیم آینده را خودمان بسازیم.برای ما تاریخ هنوز تمام نشده است.مبارزه هنوز ادامه دارد.و حافظه خلق، سنگر حقیقت در برابر فراموشی است.t.me/presagee



