❇️✴️ نجات یا نابودی ملتها در گذار تمدنی🔰تداوم ایدئولوژی دشمنسازی، دشمنهراسی، دشمنستیزی و جنگ دائمی، ملتها را به کدام سو برده است؟مقدمه: سالها میگذرد و طی آن، دشمنسازی، دشمنهراسی، دشمنستیزی و جنگ دائمی به عنوان استراتژی اصلی تداوم قدرت، به مردمان فروخته شد. هزینهاش، نابودی منابع ملی، فقر مزمن، و فساد سیستماتیک گسترده بود. شواهد تاریخی که در بسیاری از آثار پژوهشگران نمایانده شده، حاکی از آن است که از جنگ تحمیلی هشت ساله تا تحریمهای فلجکننده، از انهدام زیرساختها تا خالی شدن انبارهای غذا و ... طی دو جنگ تحمیلی بعدی و تاکنون، همه در سایه همین گفتمان رقم خورد. اما حالا بر اساس پروندههای قضائی و افشاگریهای گسترده و اعترافات، معلوم شده که پول نفت، صرف توسعه ی همان ایدئولوژی در کشورهای دیگر، یا شهرهای ... شده است، نه سفره مردم. در چنین شرایط مشابهی، ملتها در گذار تمدنی، یا نجات مییابند یا نابود میشوند.یکم: دشمنسازی، دشمنهراسی و دشمنستیزی، فقط یک استراتژی امنیتی نبود. یک صنعت بود. صنعتی که با ترس دائمی، مشروعیت قدرت را تضمین میکرد و از مردم، اطاعت بیچونوچرا میگرفت. جنگ دائمی نیز، این صنعت را تکمیل میکرد؛ جنگی که هیچگاه تمام نمیشد تا هیچگاه فرصتی برای حسابکشی پیش نیاید. اما هزینه این صنعت، نابودی نسل ها و منابع ملی بود.دوم: فساد سیستماتیک گسترده، با دشمنسازی گره خورده است. وقتی همهچیز به دشمن نسبت داده میشود، پاسخگویی معنا ندارد. مدیر نالایق، دشمن را مقصر ناکارآمدی خود میداند. غارتگر، پشت مصلحت امنیتی پنهان میشود. و مردم، در سرزمینی که همهچیز دشمن است، به یأس جمعی و بیتفاوتی مبتلا میشوند. این، نابودی تدریجی ملت است. فساد، در سایه جنگ دائمی، چنان ریشه دوانده که حتی نهادهای نظارتی نیز از مسیر خود منحرف شدهاند و به جای دفاع از حقوق مردم، به اطاعت از گفتمان جنگ روی آوردهاند.سوم: گذار تمدنی، یعنی انتخاب بین نجات و نابودی. اگر امروز، از گفتمان دشمنسازی عبور نکنیم و به جای ترس، امید را جایگزین نکنیم، فردا، نه در گذاری تمدنی موفق خواهیم بود، که در نابودی تدریجی گرفتار خواهیم شد. نجات، در بازتعریف امنیت است؛ امنیتی که در آن، رفاه جمعی و اعتماد ملی، جای ترس دائمی را میگیرد. بازسازیِ اعتماد، با توقف دشمنهراسی و شروع پاسخگویی ممکن میشود.به اعتقاد این کنشگر مدنی:❇️ به نظر میرسد چندین دهه دشمنسازی، شکاف عمیقی بین ملت و حاکمیت ایجاد کرده است. بازسازی اعتماد ملی، با توقف دشمن سازی، دشمنهراسی، دشمن ستیزی و شروع پاسخگو سازی در پیش وجدان آگاه ملت ممکن میشود.❇️ به نظر میرسد گذار تمدنی، نیازمند شجاعت تاریخی است. شجاعت نه گفتن به صنعت دشمنسازی و آری گفتن به صلح پایدار و توسعه انسانی.❇️ به نظر میرسد نجات، در تغییر روایت است. روایتی که در آن، امنیت با رفاه تعریف میشود، نه با ترس.توجه، توجه: امروز، در چهارراه تاریخی قرار داریم. یک راه، ادامه مسیر دشمنسازی و جنگ و فقر است و راه دیگر، صلح عزتمندانه، تضمین امنیت ملی و یکپارچگی میهنی و شکوفایی همه جانبه. انتخاب، با مردم فهیم و غیور و با شرف و آینده نگر است. اگر امروز، هم حل مسئله و هم پاسخگو کردنِ مسئلهساز را جدی نگیریم، فردا، دوباره، تاریخ، خودش را تکرار خواهد کرد و برای سالیان سال از تمدنسازی و عبور از پیچهای دوران تمدنی باز خواهیم ماند.❇️ پاینده باد ایران و خردمندانی که دشمنسازی را به ملتسازی تبدیل میکنند ✍️ غلامرضا رضائی برگرفته از مقالههای: سپهر خردمندی، نظریه لزوم و کفایت کنش مؤثر، انسان، ابرقدرت سازنده فردای خوشبختی.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
نرخ دلار در عربستان ۴۰ سال است ثابت ماندهدر امارات حدود ۳۰ سال است که تغییر نکردهدر قطر هم بیش از ۲۵ سال بدون تغییر بودهو در ایران، طی ۴۷ سال، ۲۷ هزار برابر شده است!این فقط داستان سقوط یک واحد پولی نیست؛روایت تباه شدن عمر و زندگی چندین نسل به پای بلاهت اقلیتی نابخرد است!✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ چرا اصرار دارید اصلاح اقتصادی را همیشه از جیب مردم آغاز کنید؟✍ مجید رئوفمهراین چه داستانی است که در سیاستگذاریهای اقتصادی، برخی تجربهها نه برای آموختن، که گویی برای تکرار شدناند؟ سالهاست کارشناسان تأکید میکنند در جامعهای با مختصات امروز ایران، هیچ تصمیم مهم اقتصادی را نمیتوان بدون «پیوست اجتماعی» و محاسبهٔ آثار آن بر معیشت، انتظارات و اعتماد عمومی اجرا کرد؛ ضرورتی که در شرایط دشوار اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و بهویژه وضعیت جنگی، اهمیتی دوچندان دارد.با این وصف، بحث بر سر این نیست که قیمت حاملهای انرژی باید تا ابد ثابت بماند. اقتصاددان نمیتواند نسبت به ناترازی انرژی، مصرف غیرمتعارف، قاچاق، اتلاف منابع و فاصلهٔ قیمتها بیاعتنا باشد. مسئله اما جای دیگری است؛ در منظومهٔ اصلاحات اقتصادی، معمولاً متغیری زودتر «اصلاح» میشود که هزینهاش سریعتر به خانوار منتقل میشود.اهمیت این ملاحظه زمانی روشنتر میشود که بدانیم سوخت کالایی معمولی نیست. چهبسا آثار ناشی از افزایش قیمت آن از حملونقل آغاز میشود، اما در همین فقره محدود نمیماند؛ هزینهٔ جابهجایی کالا و خدمات، انتظارات تورمی و نهایتاً هزینهٔ زندگی را متأثر میکند. از همین رو، مسئلهٔ بنزین را نمیتوان به یک محاسبهٔ سادهٔ «قیمت فعلی ـ قیمت مطلوب» فروکاست.در امتداد همین بحث، ماجرای کارت آزاد جایگاهها نمونهٔ قابل تأملی است. این کارتها فقط برای خودروهای صفرِ فاقد کارت سوخت نیستند؛ مسافران و افرادی که به دلایل مختلف نیاز دارند سهمیهٔ کارت شخصی خود را برای مواقع ضروری حفظ کنند نیز از آنها استفاده میکنند.محدود شدن دسترسی به کارت جایگاه، در برخی مسیرها به شکلگیری صفهای طولانی انجامیده است. مصرفکننده در چنین وضعیتی عملاً میان تحمل صف و اتلاف وقت برای دریافت بنزین ارزانتر یا پرداخت نرخ بالاتر و رهایی از معطلی قرار میگیرد.پیامد چنین وضعیتی صرفاً به معطلی در جایگاه محدود نمیشود. به جای اقناع جامعه دربارهٔ ضرورت اصلاح قیمت، این شائبه شکل میگیرد که رفتار مصرفکننده با افزایش هزینهٔ زمانی و دشوار کردن دسترسی به نرخ قبلی، به سمت پذیرش نرخ بالاتر هدایت میشود. اگر نتیجهٔ یک سیاست، عادت دادن تدریجی جامعه به قیمت جدید از مسیر محدود کردن گزینهٔ قبلی باشد، مرز میان سیاستگذاری و مهندسی رفتار مصرفکننده باریک میشود؛ روشی که میتواند بیش از منابعی که ایجاد میکند، اعتماد عمومی را مصرف کند.این ملاحظه، آنچه در استان کرمان رخ داده را نیز قابل تأملتر میکند؛ از محدودیت کارتهای آزاد جایگاهها و تغییر در سهمیهٔ نرخ دوم سههزار تومانی گرفته تا اضافه شدن نرخ سوم پنجهزار تومانی و اکنون هم اعلام نرخی دیگر تحت عنوان نرخ آزاد پالایشگاهی، معادل ۷۸ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر برای خودروهایی که به هر دلیل فاقد کارت سوخت هستند که البته دستکم فعلاً دولت از اجرایی شدن آن عقب نشسته است.دامنهٔ ابهام البته به اصل اعلام این نرخ ختم نمیشود. فارغ از مبنای حقوقی و جزئیات اجرایی آن، یک خودرو ممکن است به دلیل صفر بودن، مفقودی یا خرابی کارت و طی شدن فرایند صدور المثنی موقتاً فاقد کارت باشد.قرار گرفتن مصرفکننده در چنین وضعیتی در معرض قیمتی با این فاصله از نرخهای متعارف، خود نیازمند توضیح و توجیهی روشن از سوی سیاستگذار است.وجه دیگری که در ارزیابی این تصمیم نباید از نظر دور بماند، دامنهٔ اثرگذاری آن است. سیاستی که جغرافیای اجرایش استانی است، الزاماً جغرافیای اثرش استانی نیست. کرمان جزیرهای جدا از شبکهٔ حملونقل کشور نیست. مسافر، خودرو و ناوگان حملونقل از سراسر کشور وارد استان میشوند یا از آن عبور میکنند. بنابراین آثار چنین تصمیمی بالقوه از مرزهای یک استان فراتر میرود و نمیتوان آن را صرفاً یک تصمیم محلی تلقی کرد.در کنار ماهیت و دامنهٔ تصمیم، شیوهٔ مواجهه با افکار عمومی نیز اهمیت کمتری ندارد. در چنین شرایطی، ادبیات مسئولان نیز بخشی از خود سیاست است.اگر سخنان مقام اجرایی استان محل اجرای طرح این تصور را ایجاد کند که حفظ بخشی از امکانات یا اعطای یک تسهیل، لطفی از جانب مدیریت استان به مردم بوده، نهتنها کمکی به اقناع عمومی نمیکند، بلکه حساسیت جامعه را افزایش میدهد. مسئول اجرایی مالک منابع عمومی نیست که برخورداری مردم از آن را امتیازی اعطایی معرفی کند؛ مسئولان امانتدار منابع مردماند، نه صاحبان آن.با عبور از نحوهٔ اجرا و ادبیات مواجهه با مردم، باید به منطق اصلی این سیاست نیز پرداخت. مسئلهٔ بنیادیتر، کارکرد و هدفی است که برای این مجموعه اقدامات تعریف شده است. اگر یکی از استدلالها مقابله با قاچاق سوخت است، ابتدا باید میان قاچاق خُرد ناشی از سوءاستفاده از سهمیهها و قاچاق عمده و سازمانیافته تمایز گذاشت.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 ریال؛ بازنده بزرگ جنگ ارزهای ۲۰۲۶ در حالی که بخشی از ارزهای جهان در برابر دلار تقویت شدهاند، ریال ایران با افت ۴۷ درصدی در یک سال، در قعر جدول قرار گرفته است. بر اساس دادههای منتشرشده، پزو کلمبیا با رشد ۱۹.۲ درصدی بهترین عملکرد را داشته و در مقابل، حتی ارزهایی مانند وون کره جنوبی و ین ژاپن که بهترتیب ۱۲.۶ و ۱۱.۳ درصد افت کردهاند، فاصله زیادی با سقوط ریال دارند.این یعنی کاهش ارزش پول ملی در ایران دیگر صرفاً بخشی از نوسانات معمول بازار ارز نیست؛ شکافی جدی با روند بسیاری از اقتصادهای دیگر ایجاد شده است. شکافی که ترجمه آن برای مردم ساده است: قدرت خرید کمتر، هزینه واردات بیشتر و فشار مضاعف بر زندگی روزمره. وقتی ارزش پول ملی تقریباً نصف میشود، مسئله فقط بازار ارز نیست؛ بخشی از توان اقتصادی هر شهروند هم همراه آن آب میرود.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ چرا ایران پیروز نخواهد بودبا وجود تغییرات عمدهای که در جابهجایی تصمیمسازان کلیدی تهران رخ داده، احتمال تغییر اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی ناچیز است. از سوی دیگر، فراز و نشیب کشمکش و جنگ، فرآیندی نیست که با چنین تغییراتی بهکلی دگرگون شود.امروزه روز، جنگ تنها با معیار آرایش قدرت صرفا مادی سنجیده میشود. تصویری که امروز از میدان نبرد جاری در دست است، نه نشانه ی توازن، که نشانه فرسایشی یکطرفه است؛ فرسایشی که در پوسته مقاومت تاکتیکی پنهان مانده و پنهانگر بطن و متن استراتژی کشمکش است.نخست به رویکرد متحدان ایران بنگرید. روسیه و چین، بهرغم بیانیههای حمایتی و کمکهای اطلاعاتی و فناورانه، از ورود آشکار به میدان امتناع میورزند و همچنان خواهند ورزید. تحلیلگران بیپرده بیان میکنند: مشارکت استراتژیک تهران-پکن، فاصله ی بعیدی با تعهد نظامی دارد. روسیه نیز، گرفتار در جنگ اوکراین و محاسبات منفعتمحور خود، جنگ ایران را نه میدان همبستگی، که فرصتی برای تخلیه منابع رقیب میبیند. ایران، برخلاف آمریکا که با شبکهای از پیمانهای دفاعی و ائتلافهای نهادینه وارد میدان شده، تنها با شراکتهایی بیتعهد و غیر استراتژیک پدافندی روبهروست.دومین نشانه، در اقتصاد سیاسی نهفته است: تنگه هرمز.اختلال در این گذرگاه، بیتردید بزرگترین شوک بازار نفت در تاریخ را رقم زده و بهای برنت را در کوتاهمدت بهشدت افزایش داده است. ولی همین شوک، بهجای آنکه ایران را در موضع چانهزنی برتر بنشاند، محرک بیسابقهای برای بازآرایی زیرساخت جهانی انرژی شده است. کشورهای خلیجفارس اکنون با شتابی که پیش از جنگ متصور نبود، شبکهای از خطوط لوله جایگزین میسازند تا تا پایان این دهه، بیش از نیمی از صادرات پیشازجنگ خود را از گزند هرمز مصون سازند. ایران با بهکارگیری اهرم خود، انگیزه نابودی همان اهرم را در دشمنانش برانگیخته است. هر روز که این پروژهها به بهرهبرداری نزدیکتر میشوند، ارزش استراتژیک تهدید ایران کاهش مییابد، درحالیکه هزینه سیاسی و اقتصادی آن همچنان بر دوش تهران سنگینی میکند.سومین نشانه، در نامتقارن بودن ظرفیت انطباقپذیری دو طرف است. آمریکا و متحدان منطقهایاش، بهموازات ساخت زیرساخت جایگزین، توان ضد مین دریایی و اقدامات دفاعی خود را نیز تقویت کردهاند. حتی ابزار عملیاتی ایران. ولی رفتهرفته با تدبیرهایی روبهرو میشود که اثربخشی آن را کاهش میدهند. در چنین آرایشی، تکرار همان تاکتیک، بازده نزولی دارد: هر دور از اختلال، هزینه بیشتری بر ایران تحمیل میکند و سود کمتری نصیبش میسازد.چکیدهاز دل این سه نشانه، یک نتیجه بیرون میآید، نه یک احتمال: ایران میتواند در میدان نبرد ضربات موثر بزند، تلفات به دشمن تحمیل کند، کشورهای عرب را در مخمصه اندازد،حتی گذرگاهی حیاتی را موقتا فلج سازد؛ ولی در عین حال، همین حالا، نه فردا، در سطح استراتژیک در حال باختن باشد. زیرا پیروزی استراتژیک را نه شمار ضربات، که توان شکلدادن به نظم پس از جنگ تعیین میکند؛ و در همین لحظه، در آرایش موجود قدرت، ایران نه شریکی استراتژیک دارد که تعهد آورد، نه اهرمی که ارزشش را در طول زمان حفظ کند، و نه ظرفیتی برای همگامی با انطباقپذیری دشمن.آنچه امروز بهعنوان مقاومت جلوه میکند، در غیاب یک «نظریه شکست» روشن، همان زنجیرهای است که هر پیروزی تاکتیکی امروز را به سنگبنای شکستی استراتژیک فردا بدل میکند؛ نه بهشرط تحقق آن در آینده، بلکه بهمثابه فرآیندی که هماینک در جریان است.#یدالله_کریمیپور ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ معجزه اقتصاد آزاد در آژانتین✍🏼محمد حسین مصباح🔴بسیاری از اقتصاددان ها دردنیا وضعیت ارژانتین را برای سنجش کارایی "اقتصاد بازار" تحت نظر داشتند!🔴نتایج اجرای سیاست های "نسبتا آزاد" میلی در ارژانتین نشان میدهد این کشور که با اجرای سیاست های سوسیالیستی فرناندز به تورم ۲۱۱٪ و نرخ فقر ۴۱٪ و کاهش ۱۰ برابری ارزش پزو به فروپاشی رسیده بود، چگونه ظرف دوسال در تمامی شاخص ها موفقیت خیره کننده داشته و از منجلاب درامده و به سمت بهبود حرکت کرده!-تورم ماهانه از ۲۵٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۱/۹ ٪ در ژوئن ۲۰۲۶-نرخ فقر از ۴۱/۷٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۲۸٪ در نیمه دوم ۲۰۲۵-نرخ فقر شدید از ۱۸٪ به ۶٪ -تورم سالانه از ۲۱۱٪ به ۳۱٪ 🔴اینموفقیت بزرگ در اجرای سیاست های بازار ازاد میتوانست الگوی کشور ما باشد که با تلفیق رانتخواران و سفلهگان دلارزدا تا به امروز انجام نشده!پ.ن۱:برخی از سیاست های البرتو فرناندز که تشابه زیادی با سیاست های پیاده شده در ایران دارد:-دولت بزرگ و مداخله زیاد در اقتصاد-یارانه گسترده برای انرژی، حملونقل و خدمات عمومی-کنترل قیمتها برای بعضی کالاها و خدمات-کنترل شدید بازار ارز و محدودیت خرید دلار-افزایش مالیات، از جمله مالیات بر خرید ارز و برخی صادرات-تلاش برای حفظ قدرت خرید مردم از طریق سیاستهای حمایتیپ.ن۲: راه اصلاح مشخص است ولی منافع عده ای قدرت طلب و رانتخوار مانع از انجام آن است.پ.ن۳: ایران با داشتن اهرم انرژی سالیانه ۲۰۰میلیارددلار به راحتی میتواند اثرات تحریمرا خنثیکند که امروز با مفت فروشی منابع خود باعث ناترازی شده! /پیام اقتصاد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology