دو سال.تا وقتی اینجاست، سهمش از ما نباید کمتر از تمام چیزی باشد که میتوانیم به او بدهیم.و روزی که…
انتشار: 2026/08/20 18:22 UTCدریافت: 2026/08/24 15:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 15:25 UTC
دو سال.تا وقتی اینجاست، سهمش از ما نباید کمتر از تمام چیزی باشد که میتوانیم به او بدهیم.و روزی که رفت، مثل تمام آنهایی که رفتند، چیزی از او نمیخواهم.نه یاد کردن.نه تشکر.نه بازگشت.نه حتی پشت سر را نگاه کردن.من از بچههایی که از این خانه میروند فقط یک طلب دارم:دیگر هیچوقت مجبور نباشند به جایی مثل خانه ما پناه بیاورند.اگر روزی آنقدر خوب زندگی کردند که حتی فراموش کردند زمانی خانهای بوده، آدمهایی بودهاند، و کسی جایی نگران شیر و پوشک و تب و آیندهشان بوده،شاید آن فراموشی زیباترین دستمزد تمام این سالهای من باشد.من عادت کردهام به این آمدنها و رفتنها.یا شاید فقط خیال میکنم عادت کردهام.چون هنوز وقتی بعد از یازده سال عکس کودکی را برایم میفرستند،چند لحظه همه چیز میایستد.نگاهش میکنم و زیر لب میگویم:خدایا...من دیگر کاری با او ندارم.از اینجا به بعدخودت هوایش را داشته باش.بی خیال از این همه فریادهای دروت سرمباید بروم به فکر سبسمونی باشم برای دخترماندختری که حتی نامش را نمی دانمپنجشنبه1405.05.29#علی_حیدری





