تو محل یه داروخونه شبانه روزی هست که کنارش یه سوپر پروتئینیه، از داروخانه اومدم بیرون دیدم پا به پای من داره میاد، ایستادم وایساد اینجوری نگام کرد بعد خودشو مالوند به پام، دلم سوخت رفتم سوپرپروتئینی گفتم یه تکه گوشت میخوام، گفت حتما بری ای گربو گفتم بله، گفت: امروز شما نفر چهلمی شگردشه😂
تو یه کافه کار میکردم که باهام خیلی بد برخورد میکردن؛ بهشون گفتم یه روزی من کافه خودمو میزنم و میترکونم.امروز بالاخره بعد از ده سال تلاش شبانه روزی موفق شدم شغلمو عوض کنم و تو نونوایی کار پیدا کنم.هیچوقت نا امید نشید❤️