فشار اقتصادی؛ جایگزین موقت حملات نظامیایالات متحده نیز تا حدی بر ظرفیت جامعه ایران و همچنین نیروهای…
انتشار: 2026/08/11 11:07 UTCدریافت: 2026/08/15 20:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 20:02 UTC
فشار اقتصادی؛ جایگزین موقت حملات نظامیایالات متحده نیز تا حدی بر ظرفیت جامعه ایران و همچنین نیروهای نظامی و امنیتی داخل کشور برای ایجاد فشار از درون حساب باز کرده است.در این چارچوب، ترکیب فشار اقتصادی با فشار اجتماعی و سیاسی میتواند بخشی از راهبرد فشار بر ساختار جمهوری اسلامی باشد.انتقال محور فشار از حمله نظامی مستقیم به فشار اقتصادی، در عمل به معنای کاهش اتکا به حملات گسترده هوایی و افزایش اتکا به پیامدهای داخلی فشار بر حکومت است؛ یعنی بهجای آنکه همه اهداف از طریق ناوها و جنگندهها هدف قرار گیرند، بخشی از فشار از طریق اقتصاد، جامعه و ساختار حکومتی ایجاد شود.در این چارچوب، حملات هوایی شبانه ظاهرا فعلا در اولویت پایینتری قرار گرفتهاند. این توقف میتواند دلایل مختلفی داشته باشد:۱. کاهش اهداف ارزشمند یا قابلدستیابی برای حملات هواییپس از حملات گسترده، ممکن است بخشی از اهداف اصلی نظامی و زیرساختی پیشتر منهدم یا آسیبدیده باشند و در نتیجه، ارزش عملیاتی حملات بیشتر کاهش یافته باشد.۲. فشار کشورهای عربی منطقهتداوم حملات موشکی ایران میتواند کشورهای عربی منطقه را که در معرض حملات و پیامدهای جنگ قرار دارند، بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. حتی اگر بخش عمده موشکها رهگیری شوند، عبور تعداد محدودی از آنها نیز میتواند به زیرساختها و تأسیسات حیاتی آسیب وارد کند. بنابراین هزینه سیاسی و امنیتی ادامه حملات برای متحدان و شرکای منطقهای آمریکا نیز میتواند افزایش یافته باشد.۳. کاهش ذخایر سامانههای رهگیرییکی دیگر از محدودیتهای احتمالی، مصرف ذخایر موشکهای رهگیر است. در یک جنگ فرسایشی، حتی اگر سامانههای دفاعی عملکرد خوبی داشته باشند، ادامه نرخ بالای مصرف مهمات رهگیری میتواند به یک مسئله راهبردی تبدیل شود. با این حال، این به معنای از بین رفتن توان تهاجمی آمریکا نیست.ایالات متحده همچنان از ظرفیت قابلتوجهی برای انجام حملات هوایی برخوردار است و در صورت تصمیم سیاسی، میتواند مجددا حملات سنگین را آغاز کند.بنابراین میتوان توقف فعلی حملات شبانه را، دستکم در سطح یک فرضیه تحلیلی، نتیجه ترکیبی از کاهش ارزش برخی اهداف، ملاحظات سیاسی منطقهای و مدیریت منابع دفاعی و نظامی دانست؛ نه نشانه پایان توانایی آمریکا برای حمله.اما بخش مهمتر ماجرا، فشار اقتصادی است.لطفا این بخش را بخوانید:فشار اقتصادی هرچقدر هم شدید باشد، الزاما به همان نسبت مستقیما به خود سران حکومت منتقل نمیشود. چیزی از سفره خود سران کشور کاسته نمیشود.ساختارهای قدرت معمولا میتوانند برای مدتی طولانی هزینه بحران را به جامعه منتقل کنند و منابع محدود را برای حفظ هسته قدرت، نیروهای نظامی و امنیتی و ساختار حکومتی در اولویت قرار دهند.هدف احتمالی فشار اقتصادی، بنابراین میتواند ایجاد فشار بر جامعه از یک سو و بدنه حکومت و نیروهای نظامی و امنیتی از سوی دیگر باشد.اگر این فشار ادامه پیدا کند و تشدید شود، ممکن است بهتدریج از سطح مردم عادی فراتر رفته و به خانوادههای نیروهای نظامی و کارکنان حکومت نیز منتقل شود.• اما چرا فشار اقتصادی به بدنه نظامی حکومت منتهی میشود؟اینجاست که مسئله مهم دیگری مطرح میشود:نیروهای نظامی و امنیتی حقوق دریافت میکنند؛ اما این حقوق از چه منابعی باید تأمین شود؟تا چه زمانی منابع مالی برای پرداخت حقوق وجود خواهد داشت؟تا چه زمانی امکان تأمین ارز برای واردات سوخت وجود دارد؟و اگر بنزین، گازوئیل و سایر سوختها با کمبود جدی مواجه شوند، حملونقل زمینی، دریایی و هوایی تا چه اندازه میتواند ادامه پیدا کند؟پس از اختلال در حملونقل نیز مسئله دیگری آغاز میشود:اگر حملونقل مختل شود، مواد غذایی و کالاهای تولیدشده چگونه باید از محل تولید و واردات به فروشگاهها و شهرها برسند؟اینجا با یک اثر دومینویی مواجه میشویم:محاصره و اختلال در تجارت خارجی ↓کاهش درآمد ارزی و دشوار شدن واردات ↓کاهش توان تأمین سوخت، مواد اولیه و کالاهای اساسی ↓کمبود یا گرانی بنزین، گازوئیل و سایر سوختها ↓افزایش هزینه حملونقل ↓اختلال در حملونقل جادهای، دریایی و هوایی ↓اختلال در انتقال کالا از محل تولید و واردات به شهرها و فروشگاهها ↓کاهش عرضه کالا و افزایش قیمتها ↓احتکار، خرید هیجانی و شکلگیری بازار سیاه ↓کمبود محسوستر کالاهای ضروری ↓فشار مستقیم بر زندگی مردماما این تنها یک شاخه از دومینو است.کاهش درآمد و منابع مالی دولت ↓کاهش توان پرداخت حقوق، مزایا و هزینههای جاری ↓کاهش قدرت خرید کارکنان و نیروهای نظامی و امنیتی ↓فشار اقتصادی بر خانوادههای آنان ↓کاهش رضایت و انگیزه بخشی از بدنه حکومت ↓افزایش احتمال غیبت، فرار از خدمت، امتناع از اجرای برخی دستورات یا نافرمانیاز طرف دیگر:گرانی و کمبود کالاهای ضروری ↓افزایش نارضایتی عمومی ↓اعتراضهای پراکنده ↓سرکوب ↓افزایش هزینه حفظ امنیت و کنترل اجتماعی ↓مصرف بیشتر منابع محدود حکومت ↓فشار بیشتر بر بودجه و اقتصادو این یعنی شکلگیری یک حلقه بازخورد:از پایین و چپ بخوانید:→کاهش منابع → اختلال اقتصادی → گرانی و کمبود → اعتراض → سرکوب → افزایش هزینه حکومت → کاهش منابعیعنی فشار اقتصادی باعث ایجاد یک حلقه میشود، یعنی دوباره از آخر به اول رجوع کنید. همه اینها در صورتی که مجتبی نخواهد مذاکره و توافق کند به احتمال زیاد رخ خواهند داد. سام🚀 @ofoghroydad


