یکی از همکارامون خیلی بوی عرق میداد موهاش پوستش همیشه چرب بود، هیشکیم روش نمیشد بهش بگه، من رو کاغذ تایپ کردم آقای فلانی لطفا هروز حمام کن از عطر و اسپری استفاده کن و لباساتم هروز عوض کن و یروز موقع ناهار که اداره خلوت بود کاغذ و از زیر در اتاقش انداختم تو و پیچیدم و رفتماین از فرداش تا الان که ۶-۷ سال میگذره انقد تمیز و اتوکشیده و خوشبوعه که آدم کیف میکنه، هیشکی نمیدونست من همچین کاری کردم چون میترسیدم بهش بگن و ناراحت شه، چند روز پیش همو دیدیم بهم گفت علی آقا میدونستم اون کاغذ و تو انداختی تو اتاقم و ممنونم ازت، از خجالت ذوب شدم رفتم تو زمین..*moon child*@OfficialPersiaTwiter