چشمها را باید شست 🌓6⃣0⃣2⃣ فقط به اندازه قدم بعدی!نیمهشب بود. جادهی کوهستانی در سکوت فرو رفته بود. مه غلیظی همهجا را پوشانده بود و نور چراغ خودرو، بیشتر از چند ده متر جلوتر را روشن نمیکرد.یکی از سرنشینان با نگرانی گفت:«با این مه، بهتر نیست توقف کنیم؟ ما که مسیر جلوتر را نمیبینیم.»راننده آرام پاسخ داد:«برای رسیدن به مقصد، لازم نیست تمام جاده را ببینم. همین مقدار که جلوی پایم روشن است، برای قدم بعدی کافی است.»حرکت کرد.در پیچها سرعت را کم کرد، در مسیرهای بازتر کمی جلوتر رفت، هر جا مانعی دید، مسیرش را اصلاح کرد؛ اما هرگز از اینکه همهی راه را نمیدید، آشفته نشد.او یک راز ساده را میدانست:لازم نیست انسان همیشه تمام مسیر را بداند تا بتواند حرکت کند. گاهی دانستن قدم بعدی، برای ادامه راه کافی است.زندگی انسان نیز شبیه همین جاده است.بخش زیادی از اضطرابهای ما از جایی آغاز میشود که میخواهیم آینده را امروز ببینیم. میخواهیم بدانیم تصمیمی که گرفتهایم، دقیقاً به کجا میرسد، رابطهها چگونه پیش خواهد رفت، فرزندانمان چه آیندهای خواهند داشت، مسیر شغلیمان چه خواهد شد و دهها سؤال دیگر.اما واقعیت این است که انسان همیشه فقط بخشی از راه را میبیند.یکی از نشانههای سلامت روان، توانایی زندگی کردن با همین نادیدههاست؛ چیزی که در روانشناسی از آن با عنوان "انعطافپذیری روانشناختی" یاد میشود.انسان انعطافپذیر کسی نیست که هیچ نگرانی و ابهامی ندارد؛ بلکه کسی است که با وجود ابهام، توان حرکت را از دست نمیدهد.او واقعیت را میپذیرد، از امکانات موجود استفاده میکند، اگر لازم باشد مسیرش را اصلاح میکند و همچنان به سوی هدف حرکت میکند.مشکل بسیاری از انسانها این نیست که راه را نمیدانند؛ مشکل این است که میخواهند تمام راه را قبل از حرکت بدانند.در حالی که زندگی، همیشه چراغی در اختیار ما نمیگذارد که همه ی مسیر را ببینیم و فقط اندازه قدم بعدی را روشن میکند.شاید حکمت عمیقی در این محدودیت وجود دارد. انسان موجودی محدود است و همه حقیقت و آینده را نمیداند.قرآن کریم میفرماید:«وَما أُوتیتُم مِنَ العِلمِ إِلّا قَلیلًا»از دانش، جز اندکی به شما داده نشده است.خداوند از انسان نخواسته است تمام مسیر را ببیند؛ از او خواسته است در نوری که به او داده، درست قدم بردارد.این نگاه، در زندگی انسان مؤمن نیز معنا پیدا میکند. توکل یعنی انسان، وظیفهی خود را انجام دهد، اما خود را مالک تمام نتایج نداند.و شاید زیباترین جلوه این نگاه را در زندگی انسان منتظر، بتوان دید.انسان عصر غیبت، زمان ظهور را نمیداند، بسیاری از حوادث آینده را نمیشناسد و همهی نقشهی الهی را مشاهده نمیکند؛ اما این ندانستن، دلیل توقف نیست.منتظر واقعی نمیگوید:«چون همه چیز را نمیدانم، کاری از من ساخته نیست.»بلکه میگوید:«من وظیفه امروز خود را میدانم و همان را انجام میدهم.»او به اندازهی نوری که در اختیار دارد، حرکت میکند؛ خود را اصلاح میکند، حق را میشناسد، برای خیر تلاش میکند و به وعده الهی اعتماد دارد.شاید زندگی، بیش از آنکه آزمون دیدن تمام جاده باشد، آزمون درست برداشتن قدم بعدی است.خداوند تمام مسیر را یکباره روشن نمیکند؛ اما همیشه نوری به اندازهی گام بعدی در اختیار انسان قرار میدهد.✍ بهزادفیروزمنش، مرداد ۱۴۰۵🔍: #معرفتhttp://t.me/nikoosokhan