✅ ظهوروزوالگروههایاجتماعی✍ یادداشت #فرزاد_نسيمیپور در شماره ۲۲۰۱ روزنامه #نقدحال همه ما تجربه…
انتشار: 2026/08/26 09:46 UTCدریافت: 2026/08/26 12:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 12:40 UTC
✅ ظهوروزوالگروههایاجتماعی✍ یادداشت #فرزاد_نسيمیپور در شماره ۲۲۰۱ روزنامه #نقدحال همه ما تجربه عضويت در گروههاي مختلفي را داشتهايم؛ گروههايي که زماني در اوج فعاليت و توجه متقابل ميان اعضايشان بودهاند و زماني ديگر احساسات همگروهي فروکش ميکند و پيوندهاي همگروهي رفتهرفته رنگ ميبازد. واقعيت اين است که زندگي اجتماعي صحنه آفرينش بيوقفه گروههاي اجتماعي است. در اين لحظهاي که ما بهسر ميبريم ممکن است اراده اوليه خلق هزاران گروه جديد شکل بگيرد يا هزاران گروه به مرز فرسودگي و از هم پاشيدگي برسند. اين گروهها متکثر و متنوع هستند؛ از گروههاي دوستانه و خانوادگي گرفته تا حلقههاي علمي، انجمنهاي فرهنگي، گروههاي نفوذ، احزاب سياسي، تشکلهاي تخصصي و... همه را ميتوان دربرگيرد. يکي از مباحثي که ميتواند براي ما جالب باشد که فراگردهاي گروه تحتتاثير چه مناسباتي هستند و چگونه ميتوانيم بقاي گروه را حفظ کرده و از افول و زوال آنها جلوگيري کنيم. مطالعه فراز و نشيب گروهها را ميتوان از ديدگاهها مختلف ارزيابي و تحليل کرد اما يکي از جذابترين اين رويکردها، رهيافت رفتارگرايان اجتماعي است. رويکردي که موسوم به نظريه تبادل است. در اين نظريه مفاهيم پاداش و تقويت در مرکز تحليلهاي رفتاري قرار ميگيرد و بهعنوان زيربناي سنجش رفتار يا تغيير رفتار افراد، ارزيابي ميشود. فرض بنيادين آنها اين است که در مورد همه اعمالي که فرد انجام ميدهد اگر پاداشي متناسب دريافت گردد، احتمال زيادي ميرود که آن عمل در آينده دوباره تکرار شود. انسانها بهدلايل گوناگوني جذب همگروهيهاي اجتماعي ميشوند. بعد از اينکه اولين پيوندهاي گروهي شکل گرفت، پاداشهاي متقابلي که گروه براي اعضا تعريف ميکند منجر به تقويت انگاره همگروهي و بقاي گروه ميشود. برعکس اين هم صادق است؛ اگر پاداشهاي حاصل از روابط گروه براي فرد، رضايتبخش نباشد ميل به خروج از گروه پيدا ميکند و در جستجوي گروههاي جديد خواهد رفت. البته تازهواردان براي پذيرفتهشدن در گروه جديد بايد پاداشهاي قابل توجهي به گروه جديد ارائه دهند. اين نکته نيز قابل توجه است که پاداشها صرفا محرکهاي مادي نيستند بلکه پاداشهايي که ميان اعضا ردوبدل ميشود هم شامل پاداشهاي درون ذاتي مثل احترام، عشق و محبت است و هم شامل پاداشهاي برون ذاتي که شامل پاداشهاي مثل پول و کار و... ميشود. اعضاي يک گروه هميشه نميتوانند پاداشهاي يکساني به يکديگر بدهند. هرگاه نابرابري در تبادل پاداش به وجود بيايد، اينجاست که تفاوت قدرت و مناسبات سياسي خودنمايي ميکند. هميشه افرادي در گروه از طريق پاداشدادن خواهان تاثيرگذاري بيشتر بر همديگر هستند. اين فراگرد منجر به رقابت و تمايز اجتماعي ميشود. آنهايي که بيش از همه توانايي دادن پاداش به ديگران دارند بيشتر از بقيه احتمال دارد که جايگاه رهبري گروه را به دست آورند. در اين شرايط صفبندي و کشاکش پنهان در گروه شروع ميشود و تفکيک و تمايز بيش از پيش خودنمايي ميکند. اين فراگرد منجر به برکشيدن سرآمدان گروه ميشود. سرآمدان گروه از طريق تنظيم پاداش به اعضا و تعريف و تعيين خطوط ارزشي خود و ايجاد غيريت با گروههاي ديگر به خود معنا و سامان ميدهند. از اين به بعد استمرار گروه مشروط به اين ميشود که سرآمدان بتوانند پاداش را متوازن و هدفمند نمايند. دو شگرد اعطاي پاداش در اين بين مهم هستند؛ اول اينکه پاداشهاي متناوب بيش از پاداشهاي دائمي، ميل به انسجام و همگروهي را بالا ميبرد و دوم اينکه اگر بين عمل و پاداش فاصله زيادي بيفتد، موجب نااميدي و سست شدن پيوندهاي گروهي ميشود. اگر نابرابري در پاداش به اعضاي گروه پر رنگ شود، موجب دلسردي کنشگران قبلي ميشود و در اين شرايط دو حالت پيش ميآيد يا رفته رفته فعاليت و پويايي گروه کمتر ميشود و در نهايت به گروهي منفعل و صوري بدل ميگردد يا گروههاي رقيب در برابر آن شکل ميگيرند و ممکن است اعضاي قبلي را جذب خود کنند.@naghdehall