داستان عشق سربازی که بعد از خدمت برمی گرده و می بینه عشقش الهام ازدواج کرده رو امشب به شعر کشیدم چهارپاره عاشقانه من تقدیم نگاهتون ❤️یادش بخیر اون روز بارونیوقتی قسم خوردی که می مونیانگار دنیا رو بهم دادناز پشت لبخندای پنهونیدیوار پشتم تکیه گاهم شدموهات پریشون بود و من بیشترتوی دلم گُر می گرفت انگاریک آتیش اما زیر خاکستراون شب قرار و از دلم بردیتا قطره های اشکت و دیدماز اینکه سهم دیگران باشیتوی دلم بدجور ترسیدم رفتم ولی بعد دو سال تلخسهم من از تو، اون نگاهت بودیادم نرفته، تازه شاهد بودچتری که اون شب سرپناهت بودحالا همونجا تو همون کوچهبا من غم عشقت قدم می زدبه عاشق دیوونه ی اون شبیک شهر انگ متهم می زد از موج موهای شرابی تاچتری که بالای سرت داریدارم حسودی می کنم الهامبه حسی که به همسرت داری#معصومه_خورشیدی گوارای وجودتون🌹❤️t.me/mypoems_mkhorshidi