◀️رسانهها در ایران پساجنگ – از انحصار تا تکثر خردمندانه◀️موسی اکرمی، استاد فلسفه✔️مدیریت ارتباطات،…
انتشار: 2026/07/17 16:36 UTCدریافت: 2026/08/14 23:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:30 UTC
◀️رسانهها در ایران پساجنگ – از انحصار تا تکثر خردمندانه◀️موسی اکرمی، استاد فلسفه✔️مدیریت ارتباطات، شمارهی ۱۹۳، خرداد ماه ۱۴۰۵مقدمه. روزنهی امید پس از طوفانبا همهی فرازونشیبهای تلخ جنگ، این روزها نسیمی از امید در فضای سیاسی ایران وزیده است. مذاکرات میان ایران و آمریکا، اگرچه پرپیچوخماند، ولی شاید سرآغازی بر پایان یک دورهی فرسایشی و ورود به فصلی تازه از صلح پایدار، بازسازی همهجانبه، و زندگی در سایهی آزادی و عدالت نسبی باشند. تجربهی جنگ به ما آموخت که موشک و سنگر به تنهایی نمیتوانند کشوری را تابآور کنند؛ نرمافزار اصلی بقا، «اعتماد»، «حمایت مردمی»، و «ارتباطات شفاف» هستند. در چنین فضایی، رسانهها نه در حاشیه بلکه در نقطهی کانونی بازسازی ملی قرار میگیرند. پرسش این است: در ایران پساجنگ، چه الگویی از رسانه میتواند هم نیاز به آزادی و تنوع را برآورده کند، هم امنیت و انسجام را حفظ نماید؟ این نوشتهی کوتاه، نگاهی به جایگاه، حقوق و وظایف بازیگران گوناگون عرصهی رسانه در افق فردایی است که شاید نزدیک باشد.یکم. اهمیت رسانهها در دوران پساجنگ: چرا بدون رسانههای نیرومند بازسازی ممکن نیست؟هنگامی که آتش جنگ خاموش میشود، نخستین ویرانهای که باید بازسازی شود، اعتماد عمومی است. جنگ، جامعه را چند پاره میکند: گروهی جان باختهاند، گروهی آواره شدهاند، گروهی از سود جنگ ثروتمند گردیده، و گروهی به فقر مطلق رسیدهاند، و گروهی إحساس میکنند که به اهدافی دست نیافتهاند. بدون رسانههای مستقل و کارآمد، زخمهای روانی گوناگون بخش بزرگی از مردم هرگز التیام نمییابند. رسانهها در پساجنگ سه نقش حیاتی ایفا میکنند:۱. شفافسازی دربارهی حقیقت جنگ تا آشکار گردد که بهراستی چرا جنگ روی داد؟ چه کسانی یا چه نهادهائی در بیرون و درون کشور چه تصمیمهای مهمی گرفتند، چه کسانی سود بردند، چه کسانی زیان دیدند، و چه کسانی مجازات شدند یا باید مجازات شوند؟۲. نظارت بر فرآیند بازسازی: تعیین اولویتهای تخصیص منابع مالی و اعتباری، تعیین شایستهی اولویتهای بازسازی، و جلوگیری از فساد در قراردادهای عظیم عمرانی و توزیع کمکهای بینالمللی.۳. ایجاد فضای گفتوگوی شایستهی ملی میان قربانیان، بازماندگان، نظامیان و مسئولان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی.کشورهایی که پس از جنگ، رسانههای خود را آزاد و رقابتی کردهاند (مانند آلمان پس از ۱۹۴۵ یا آفریقای جنوبی پس از آپارتاید)، بسیار زودتر از کشورهایی که رسانه را در انحصار دولتی نگه داشتهاند، به ثبات رسیدند.دوم. گونهشناسی رسانهها در افق جدید: از دولتی تا مستقلدر ایران پساجنگ، به جای الگوی «رسانهی تکصدا»ی دوران جنگ، باید به استقبال زیستبومسامانهی فرهنگی و سیاسی متنوع رفت:۱. رسانههای دولتی و حاکمیتی (صداوسیما، خبرگزاریهای رسمی). این رسانهها دیگر ابزار «تبلیغ جنگ» نیستند؛ بلکه وظیفه دارند به رسانهی خدمات عمومی تبدیل شوند، یعنی باید با احترام به قانون میزبان همهی صداها – حتی منتقدان دولت – باشند. در آلمان پساجنگ، شبکههای عمومی الگوی موفقی از تعادل میان دولتی بودن و استقلال تحریریهای ارائه دادند.۲. رسانههای مستقل و خصوصی (روزنامهها، سایتهای خبری، و رادیوها و تلویزیونهای خصوصی که باید پدید آیند). این بخش موتور اصلی نقد سازنده و خلاقیت است. در پساجنگ، باید انحصار صدور مجوز شکسته شود و فرایند تأسیس رسانه شفاف، سریع و مبتنی بر قانون باشد. حاکمیت از طریق نهادهای قضایی و اجرایی تنها نظارت بر خطوط قرمز (عدم تشویش راستین اذهان، عدم توهین، عدم افشای اسرار نظامی) را بر عهده خواهد داشت و از هرگونه سانسور پیشاپیش و مجازات برای اقدامات تحقق نیافته دروری خواهد جست.۳. رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای اینترنتی. فضای مجازی میدان جدید نبرد افکار است. در دوران پساجنگ، باید قانونگذاری هوشمند (برای نمونه الزام به شفافیت الگوریتمها، مقابله با اخبار جعلی با همکاری خود پلتفرمها) جایگزین قطعیهای مکرر اینترنت و فیلترینگ گسترده شود.متن کامل:musaakrami.blogfa.com/post/437#%D8%AC%D9%…
