⭕️ چرا مسئلههای ملی در ایران حل نمیشوند؟ (بخش دوم)؛اتحلیل سه سناریوی سقاب اصفهانی و خطای قیاس با…
انتشار: 2026/08/22 04:03 UTCدریافت: 2026/08/22 04:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 04:51 UTC
⭕️ چرا مسئلههای ملی در ایران حل نمیشوند؟ (بخش دوم)؛اتحلیل سه سناریوی سقاب اصفهانی و خطای قیاس با دهه ۶۰#یادداشت_مستضعفین 🔹در بخش نخست گفتیم که وقتی صورتمسئله ناترازی بنزین اشتباه تعریف شود و تمام تقصیرها بر دوش «مصرف مردم» بیفتد، راهکارهای خروجی از اتاقهای تصمیمگیری نیز انحرافی و شوکآور خواهند بود.🔸برای لمس این انحراف در مقام عمل، کافی است نگاهی به سه سناریوی اخیر مطرحشده توسط اسماعیل سقاب اصفهانی (رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی) بیندازیم. بررسی این راهکارها نشان میدهد که چگونه هیچکدام به ریشه مسئله نمیپردازند و صرفاً بحران را به حوزههای دیگر منتقل میکنند:سناریوی اول؛ عرضه محدود تا سقف ۱۲۱ میلیون لیتر و خاموشی نازلها:🔹این طرح فرض میکند تقاضای سوخت مثل یک کلید قطع و وصل ساده است! خاموش کردن نازلها به محض رسیدن به سقف تعیینشده، بلافاصله منجر به «صفهای کیلومتری»، «هجوم هیجانی به جایگاهها»، «بازار سیاه سوخت» و شوک شدید امنیتی میشود. سیاستگذار با این کار، ناترازی انرژی را مستقیماً به بحران امنیت و آرامش اجتماعی تبدیل میکند.سناریوی دوم؛ سهمیهبندی و فروش مازاد با نرخ آزاد (طرح کرمان):🔸این نسخه بر فرضِ گران کردن بنزین مازاد برای کنترل مصرف استوار است. اما وقتی خودروی فرد پرمصرف است و حملونقل عمومیِ کارآمدی وجود ندارد، گران کردن نرخ آزاد باعث کاهش مصرف نمیشود؛ چون رفتوآمد فرد اجباری است. در نتیجه، این طرح فقط هزینه زندگی را بالا برده و ناترازی انرژی را به بحران معیشت خانوار منتقل میکند.سناریوی سوم؛ تخصیص سهمیه به کدهای ملی (۹۱ میلیون لیتر به افراد و ۳۰ میلیون لیتر به حملونقل عمومی):🔹تعمیق نابرابری و بیعدالتی: در کشوری که پایگاه داده مالی شفاف نیست، داراییهای میلیاردی در قالب سکه، ارز، رمزارزها و اسناد غیررسمی رصد نمیشوند و تشخیص دهک واقعی مردم ممکن نیست، دادن سهمیه یکسان به دو کد ملی (یکی ثروتمند و دیگری بیبضاعت) اوج بیعدالتی است. تاوان اصلاحات بنزین باید بر دوش طبقات مرفه باشد، نه فرد کمدرامدی که باید بنزین را گران بخرد.تبعات سنگین برای اقشار فاقد خودرو:🔸بخش زیادی از محرومان جامعه اصلاً خودرو ندارند. اعطای سهمیه به کد ملی این افراد، بلافاصله بازار سیاه و دلالی سوخت ایجاد میکند. نوسان در بازار بنزین، موج تورمی جدیدی راه میاندازد که قیمت همه کالاها را بالا میبرد. در نهایت، سود ناچیز فروش سهمیه برای فرد فاقد خودرو، در آتش این تورم ذوب شده و خودش بیشترین آسیب را میبیند.شاهکارِ قیاس بنزین با «کمبود شیر در دهه ۶۰»🔹اوج این سادهسازی و کجفهمی در سیاستگذاری را میتوان در اظهارنظر خودِ سقاب اصفهانی دید؛ آنجا که مسئله پیچیده بنزین را به «مسئله کمبود شیر در دهه ۶۰» تشبیه میکند!🔸این قیاس، نماد روشن خطای شناختی مسئولان است: شیر یک کالای نهایی معیشتی با توزیع محدود بود؛ اما بنزین پیشران هزینه حملونقل، تولید و خدمات در کل کشور است و تغییر آن کل اقتصاد را دچار موج تورمی میکند. تقلیل دادن ناترازی بنزین به کوپندهی شیر در دهه ۶۰، نشان میدهد سیاستگذار چگونه از دیدن واقعیتهای ساختاری میگریزد و برای مسئلهای پیچیده، راهکارهای بدوی ارائه میدهد.🔴 پینوشت: (ادامه دارد... در بخش سوم و پایانی، به این پرسش پاسخ میدهیم که «راهکار واقعی چیست؟» و چطور میتوان با سه شرط پایدار و بدون ایجاد شوک، مسئله ناترازی را مدیریت کرد)✍️سجاد عالینژاد🎬 @Mostazafin_TV



