📝📝📝آتش در نیستان، حکایت اوّلین ترجمه مثنوی به زبان فرانسه«یادداشتی بر شاهنامه فردوسی همراه با ترجمه…
انتشار: 2026/08/24 04:00 UTCدریافت: 2026/08/24 20:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 20:00 UTC
📝📝📝آتش در نیستان، حکایت اوّلین ترجمه مثنوی به زبان فرانسه«یادداشتی بر شاهنامه فردوسی همراه با ترجمه قطعاتی از این کتاب»، ۱۸۱۰ میلادی ، از «یعقوب د والنبورگ» مطابق ضبط روی جلد که عکسش را میبینید. در قاب تصویر او این بیت آمده است که:«ارباب علم و معرفت بر این دانشمند نالانند / اصحاب کمال و فضیلت بر این هنرمند گریانند»... و چرا؟ ✅وقتی تاریخ ترجمهٔ آثار کهن فارسی به زبانهای اروپایی و خصوصاً زبان فرانسه را پی میگیریم، تعجّب میکنیم که چرا ترجمهٔ مثنوی این همه به تاخیر افتاده است. از ترجمه گلستان دو ریه به سال ۱۶۳۴ میلادی آغاز کنیم و بعد ترجمههای پر تعداد بعدی همچون لیلی و مجنون جامی ۱۸۰۷، منطق الطّیر ۱۸۵۷، شاهنامه ۱۸۷۶، بوستان ۱۸۸۰، دیوان منوچهری ۱۸۸۶... کلمان هوار حتّی کلّ مناقب العارفین افلاکی را به سال ۱۹۱۸ ترجمه و منتشر کرده است و در این میان ترجمه کامل مثنوی کی بوده است؟ ۱۹۹۰ میلادی... ربع قرن پیش! امّا نه... ✅نیکلسون در مقدّمه چاپ اوّل تصحیح خود از مثنوی، لیدن ۱۹۲۵، از کتاب نایابی سخن گفته است که دوستش برای او آورده و از آنجا او دریافته که مثنوی مدّتها پیش به تمامی ترجمه شده ولی پیش از انتشار، دستخوش آتش شده و از آن نشانی نمانده است.✅آن کتابی که نیکلسون ذکرش را میکند، همین کتاب «یادداشتی بر شاهنامه» از دِ والنبورگ است که چهار سالی پس از مرگ نویسنده به همّت یار و همکار قدیمی او، بیانشی منتشر شده است. بیانشی، در مقدّمه کتاب، با غم و اندوهی عمیق از فقدان این دوست سخن میگوید و شرح حالی از او میآورد که گزیده ترجمه آن را اینجا میآورم:«والنبورگ، دیپلمات فرانسوی، کارش را به عنوان مترجم در استانبول آغاز کرد. در سفرهای مختلف نقش مهمّی در مذاکرات صلح با عثمانیان داشت. جدای دانش گسترده در زبانهای اروپایی، زبان یونانی جدید، ترکی، عربی و فارسی را هم میدانست امّا همچون همهٔ ادبدوستان، علاقه خاصّ او به زبان فارسی بود که نویسندگان بزرگی را در قرون پیشین پرورده بود.✅سال ۱۷۹۲ که پس از ماموریتی در وین به استانبول بازگشت، شش سال به ترجمهٔ مثنوی مشغول بود تا آن را به پایان برد. مثنوی، کتابیست شاعرانه در خصوص برخی نکات مذهبی، اخلاقی، وجدانی، سیاسی و تاریخی. ترجمه را، پس از مقابلهٔ نسخ متفاوت، به عادت خویش، با وفاداری بسیار به متن اصلی تا آخرین بیت پیش برده بود بدون آن که بکارت معنی، قدرت بیان و تازگی و روشنی رنگهای متنوع آن از دست برود. این ترجمه همچنین همراه یادداشتهایی به زبان فرانسه در خصوص تصحیح متن و معنی آن بود امّا تمامی ترجمه و یادداشتها در آتشسوزی سال ۱۷۹۹ که نیمی از استانبول را به کام خود کشید از بین رفت. والنبورگ از این خسران، بیش از همهٔ آنچه از دست داده بود، حسرت خورد.» ✅بیانشی سپس میافزاید که این دیپلماتِ دانشمند، خسته و دلشکسته، به وین بازگشت و این بار ترجمهٔ شاهنامه را به دست گرفت امّا فرصت نیافت.✅این هم حکایت اوّلین ترجمهٔ مثنوی از دیپلمات دانشمندی که در میانهٔ سالهای پر تب و تاب انقلاب فرانسه، دل به مثنوی داده بود. نیکلسون در اشاره به همین واقعه در مقدمه ترجمه خود مینویسد که بخت همیشه همراه شجاعان و بلندپروازان نیست و این که چطور اثر والنبورگ و نام او با هم گم شد و همانجا آرزو کرده که دست کم خودش خوشاقبالتر باشد. بیهوده نیست که بر سر هر سه جلد ترجمه خود، این بیت مشهور را آورده است که تِلكَ أثارُنا تَدُلّ عَلَيْنا، فانْظُروا بَعدَنا إلى الأثار.. آری جهد بیتوفیق خود کس را مباد ولی ما اینجا دست کم یادی کردیم از این دانشمند و عشق او به ادب فارسی و نی و نیستان مثنوی...@MostafaTajzadeh