👇👇 پیامد توقف مذاکرات و کاهش درآمد نفتی کشور | زمان علیه نفت ایران👇 اظهارات تازه رئیسکل بانک مرکزی درباره توقف صادرات نفت ایران و صفر شدن درآمدهای نفتی، تنها یک هشدار اقتصادی نیست. توقف مذاکرات، تشدید فشار آمریکا بر مسیرهای درآمدی ایران، ناامنی در مسیرهای صادرات انرژی و حمله اخیر به سه نفتکش، تصویر بزرگتری را نشان میدهد. ادامه وضع موجود، بیش از طرف مقابل، گزینههای ایران را محدود میکند. 👇 «زمان» اکنون مهمترین متغیر در محاسبات سیاست خارجی و اقتصادی ایران است. گذشت زمان فقط در صورت افزایش قدرت اقتصادی و توان چانهزنی کشور یک مزیت محسوب میشود. حفظ توازن میان دو طرف نیز میتواند انتظار را توجیه کند. شرایط فعلی اما مسیر دیگری دارد. هر ماه تأخیر، درآمد نفتی را کاهش میدهد، ذخایر را مصرف میکند و فشار تأمین ارز را افزایش میدهد. ساده تر اینکه زمان دیگر متغیری خنثی نیست؛ به بخشی از فشار علیه ایران تبدیل شده است.👇افزایش شدید قیمت جهانی نفت نیز الزاماً برای ایران منفعت اقتصادی ندارد. محدودیت صادرات و دریافت پول نفت همچنان پابرجاست. در چنین وضعی، نفت ۱۵۰ دلاری روی تابلوهای جهانی لزوماً دلار بیشتری وارد اقتصاد ایران نمیکند.👇 «قدرت نفت در بازار جهانی» با «درآمد نفتی ایران» تفاوت دارد. اختلال در خاورمیانه قیمت انرژی را برای جهان بالا میبرد. ایران اما بدون امکان افزایش صادرات و وصول درآمد، سهم چندانی از این جهش قیمت نمیبرد. هزینه گرانی نفت به اقتصاد ایران میرسد، اما منفعت آن پشت دیوار تحریم باقی میماند. کاش حکمران این واقعیت را می پذیرفت که نفت گران فقط در صورت فروش و بازگشت پول، به قدرت اقتصادی تبدیل میشود و نه با فروش زمان به سود رقبا و به ضرر خودمان!👇 بزرگترین خطای محاسباتی، تصور حرکت همیشگی زمان به سود ایران است. بدون درآمد تازه و با ادامه مصرف ذخایر، پشتوانه اقتصادی کشور ضعیفتر خواهد شد. شاید کارتهای سیاسی امروز همچنان روی میز باقی بمانند، اما قدرت استفاده از آنها کاهش خواهد یافت.مسئله امروز فقط مذاکره یا عدم مذاکره نیست. پرسش اصلی به نتیجه راه فعلی مربوط میشود: افزایش قدرت ایران یا سوختن تدریجی آن؟زمان همیشه حلال مشکلات نیست؛ گاهی خودِ مسئله است.اینجا را باز کنید🌐🆔@mizenaft