💥تاریخ ما بی قراری بود!✍️علی مرادی مراغه ایظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه ۳۴ سال حاکم بلامنازع اص…
انتشار: 2026/08/10 20:25 UTCدریافت: 2026/08/11 07:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 07:35 UTC
💥تاریخ ما بی قراری بود!✍️علی مرادی مراغه ایظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه ۳۴ سال حاکم بلامنازع اصفهان بود در اوج اقتدارش، ۱۷ ایالت یعنی ثلث ایران تحت فرمانش بود که کم کم ناصرالدین از افزایش قدرت او بیمناک بود. خطه اصفهان را دو نفر باهم میخوردند:ظل السلطان و شیخ محمدتقی آقانجفی!گاهی بین شان دعوا می شد اما دعوایشان ربطی به مردم نداشت بر سر تقسیمِ ثروت و قدرت بود!اعتمادالسلطنه در مورد ادرار کردن او در طفولیت مى نويسد:«شاهزاده(ظل السلطان) جور غريبى ادرار فرمودند؛ پيشخدمتى گلدان در دست داشت، دكمه شلوار را در حضور من باز كردند، پيشخدمت باشى، كه به ابراهيم خليل خان موسوم است، احليل شاهزاده را گرفته در گلدان نهاد، شاهزاده ادرار كردند، همان پيشخدمت باشى آب ريخت، طهارت گرفت. خيلى من تعجب كردم.»(روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه...ص۶۲۳)وقتی هنوز طفل بود «خواجه ها و كنيزها را وادار به گرفتن گنجشك كرده و او با ميخ و چاقو چشم گنجشكها را درآورده در هوا رها میكرد و لذت میبرد. يكبار ناصرالدین شاه او را دیده تنبيه سختی نمود».(شهیدی، سرگذشت تهران...ص ۲۹۳)قساوتش بحدى بود كه مظفرالدين شاهِ دلرحم، هر وقت میخواست كسى را به قساوت مثل بزند می گفت:«اين آقا عينا مثل ظل السلطان است»! حالا در نظر بگیرید که این طفلی که لذتش درآوردن چشم گنجشکان بود در بزرگسالی در اصفهان سرنوشت هزاران مردم در دستش بوده! مثل آب خوردن آدم می کشت و اموال را مصادره می کرد. مستر بنجامين می نویسد: «او از تاجری پول زيادى گرفت پس نداد تاجر به تهران پیش شاه رفت و شاه به ظل السلطان نوشت که پول تاجر را بدهد، تاجر بيچاره اميدوار به اصفهان برگشته دستخط شاه را به ظل السلطان داد ظل السلطان با دیدن آن، بطور استهزا گفت: تو باید دل شجاع و بزرگى داشته باشی. به نوکرها گفت میخواهم دل اين شخص را ببینم. نوكرها شكم تاجر را پاره كرد و قلبش را در سينى پيش شاهزاده بردند».(تاریخ لرستان : روزگار قاجار...ص ۱۵۱)وقتی تفنگی تازه به حضورش آوردند او برای امتحانِ کارایی آن تفنگ، زن رختشویی را نشانه گرفت و با شلیک، او را زخمی ساخت! در بالا نوشتم که مال و جان مردم اصفهان و اطراف آن در دست دو نفر بود:ظل السلطان و شیخ محمدتقی آقانجفی!شیخ آقا نجفی همان روحانی ثروتمند، متنفذ، ضد مشروطه و طرفدار شیخ فضل الله نوری بود که گویند کتاب مثنوی معنوی را با چنگگ برمی داشت و به بخاری می انداخت تا دستش نجس نگردد!. این دو نفر، چنان به هم نزدیک بودند که «ظل السلطان، شیخ آقا نجفی را حضورا و غیابا اخوی خطاب میکرد»(مقدمه ای بر جامعه شناسی اصفهان، هرمز انصاری...ص۴۸)البته برخی مواقع، میانه شان شکرآب می شد که ارتباطی به مردم نداشت، شیخ نجفی یکبار از ظل السلطان خواست کاری برایش انجام دهد اما ظل السلطان گفته بود:«من این کار را برای تو نخواهم کرد اگر قانع نمی شوی میتوانی به شاه بابام بنویسی تا مرا از حکومت اصفهان معزول کند» آقانجفی هم گفته بود:«چرا بنویسم شاه بابات ترا بردارد، می نویسم به امپراطور روس که شاه بابات را معزول کند»!البته قدرتِ آقا نجفی چنان بود که برای ناصرالدین شاه نیز تره خرد نمی کرد در اینجا نمونه ای را آورده ام.ثروت آقانجفی به كرورها مى رسيد، مالیات نمی پرداخت هر وقت هم او را به تهران احضار می کردند نمی رفت، او «در اصفهان قريب پنجاه شصت نفر از بابيه را شكم دریده و سر بریده بود»!(روزنامه خاطرات عين السلطنة...ج۲ص۱۶۱۶).مشروطیت که پیروزی شد ظل السلطان مشروطه طلب شد!او فرزند ارشد ناصرالدین شاه بود و شاهی را حق خود میدانست اما چون مادرش از طایفه قاجاری نبود پس مظفرالدین شاه انتخاب شد با پیروزی مشروطه، او نقاب مشروطه خواهی زده میخواست شاه مشروطه شود!عین السلطنه در مورد ادعای مشروطه خواهی او مینویسد:«هر وقت از هضم رابع گذشت باز همان ظالم، همان بدکار و خونخوار آدمکش است که زنها را جلوی سگهای«بول داگ» می انداخت و از تکه تکه کردن آنها قاه قاه میخندید بقدر موی سرش آدم کشته، ظلم و بیدادش از نمرود و فرعون و حجاج گذشته بود»(خاطرات عین السلطنه...ج۳ ص۱۸۹۶)جالبه که مردم اصفهان از دست ظلم و تعدی ظل السلطان و آقا نجفی در ۸ محرم ۱۳۲۵ه به وکلای آذربایجان در مجلس اول متظلم شدند.(اسناد مشروطیت...ص۳۴۶)با کوششهای مجلس، ظل السلطان عزل شد اما حاکمان جدید می ترسیدند به آن شهرها بروند که قبلا ظل السلطان حاکم آنها بوده!هر چه باشد ما از کبیر و صغیر و با قدرت و بی قدرت...حامل آن ژن های تاریخی هستیم و حتما صفاتشان بصورت بیولوژیکی به نسلهای بعدی و به ما منتقل گردیده است. مگر آنکه با تربیت اساسی و زیستی انسانی و دمکراتیک در دراز مدت آن صفات رو به خاموشی روند رو به فراموشی روند. بقول کانت:آدمی چیزی نیست جز آنچه تربیت از او می سازد...@meyguon◀️تصویر ظل السلطان و آقانجفی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 24 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 🌺میگون در گذر زمان🌺 · تطابق دقیق — ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۱۵
- صالح نیکبخت · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۲۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

