مصادره به متن.....، کانال تلگرام بابک شاکر از قدرنادیدهترینهای تلگرام فارسیست. 👆پیشنهاد دنبال کر…
انتشار: 2026/07/23 21:48 UTCدریافت: 2026/08/17 11:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:03 UTC
مصادره به متن.....، کانال تلگرام بابک شاکر از قدرنادیدهترینهای تلگرام فارسیست. 👆پیشنهاد دنبال کردن(مطلب بازفرستادهشده بخش اول از یک مطلب سه قسمتی است، ادامه را همانجا بخوانید)
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کلاس شاهنامه مسکوب
من هنوز و هر شب، بین این کاورهای مشکی، دنبال خودم میگردم.وسط روز، آخر هفته، اول ماه. بین حرفام، میون پیدا کردن کلمات، حین فیلمدیدن، تو شلوغی، تو سکوت. موقع گوش دادن به آهنگها، توی اتوبان، وقت غروب... توی گریهها، یاد شما بودم حتی وسط اون معدود قهقههها. وقتی شب، آروم و بیرحم، همهچیزو از نو به خاطرم میآورد. هفتماهه! همونجام، بین جنازهها.
دربارۀ واژۀ ماسالاچای ماسالا نوعی نوشیدنی هندی است که از چای و شیر و شکر و برخی دیگافزارها (ادویهها) تهیه میشود. ماسالا در چند سال گذشته از انگلیسی وارد فارسی شدهاست. این واژه برگرفته از واژۀ مصالح (جمعِ مصلحة) است. یکی از معنیهای مصالح در فارسی «مجموعهچیزهایی است که در تهیه و ساخت چیزی دیگر به کار میرود، چنانکه مصالح ساختمانی». این گسترش معناییِ مصالح حاصل دستبرد فارسیزبانان در این واژه است و مصالح در عربی چنین معنایی ندارد (نک. ابوالحسن نجفی، غلط ننویسیم، ذیل مصالح). واژۀ عربیِ مصالح از طریق فارسی به زبانهای اردو و هندی راه یافتهاست. روند این وامگیریها را اینگونه میتوان نشان داد: فارسی: ماسالا، از انگلیسی: masala، از هندی و اردو: مصالح، از فارسی: مصالح، از عربی: مصالح (منبع). در زبان اردو به این نوشیدنی کڑک چائے به معنی «چای غلیظ» (عربی: شاي كرك) هم میگویند.١۴۰۵/۰۵/٢٢▫️فرهاد قربانزاده@azvirayesh
🔲⭕️لپ تاپم را با من دفن کنید: زندگی به سبک تحصیل کردگان بی سواد! مجتبی لشکربلوکی سایمون کوپر ژورنالیست در فایننشال تایمز می نویسد: دستگاههای دیجیتال باعث شدهاند ما یعنی انسانهای امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانیم. اما دیگر مثل قبل نمیخوانیم. خواندنِ دیجیتال، به تجربهای تکهتکه، سرسری و سطحی تبدیل شده. بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آنها در قالب متنهای چند کلمهای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه میشویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت «خواندن عمیق» است.این روزها هیچ کس متن های طولانی را نمی خواند. بیش از نیمی از افراد همین متن را تا انتها نمی خوانند. انسانها در خواندن متنهای طولانی به مشکل خوردهاند. مجموعهای بیش از دوهزار ناشر، محقق، کتابدار و نویسنده و دانشگاهی سراسر جهان، چندی پیش در مانیفستی اعلام کردند: «خواندنِ دیجیتال» در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست.خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته. استیون پینگر، روانشناس آمریکایی می گوید از اواخر قرن هفدهم با رواج خواندنِ متنهای طولانی در بین مردم، توانایی همدردی با دیگران افزایش یافت. مردم با خواندنِ متنهای طولانی دربارۀ زندگیِ دیگر انسانها، توانستند دنیا را از چشم آنها ببینند و تأثیر بسیار مهمی در تغییر نگرش آنها دربارۀ موضوعاتی مثل بردهداری، شکنجه و استبداد گذاشت. خواندنِ عمیق باعث رویدادهای دورانسازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه شد.ماریان وولف، محقق آمریکایی، مینویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرولکردن، نصفهنیمه خواندن یا ذخیرهکردن متنهاییم تا در آیندهای نامعلوم آنها را بخوانیم، چون این رسانه ها برای خواندنِ عمیق طراحی نشده اند. (بارنویسی شده از این منبع:نشریه ترجمان) یکی از دوستانم به شوخی می گفت می خواهم وصیت کنم لپ تاپم را با من دفن کنند چون کلی فایل ذخیره کرده ام که بعدا بخوانم و احتمالا تا زمان مرگ فرصت نمی کنم که بخوانم شان تحلیل و تجویز راهبردی:ما در دام سه گانه Skimming, Scanning, Scrolling (3S) افتاده ایم. ترجمه شان می شود نگاه گذرا، جستجوی سریع، رد کردن یا رد شدن از مطالب برای دیدن مطلب بعدی. خب این چه مشکلی ایجاد می کند؟ چهار مشکل ایجاد می شود: ۱) خواندن عمیق باعث می شود که جهان را از دیدگاه دیگران ببینم (از دیدگاه یک آواره بعد از جنگ یا یک دزد حرفه ای یا یک مستاجر)، ولی خواندن سطحی چنین توانایی در ما ایجاد نمی کند. همین باعث می شود که توان همدلی و همدردی در ما بمیرد. ۲) خواندن عمیق باعث می شود که یک مساله را از زوایای مختلف نگاه کنیم. پیچیدگی و چند بعدی بودن مساله را درک کنیم اما وقتی همه چیزهایی که می خوانیم کوتاه است کلا می رویم سراغ تحلیل های ساده، سرراست، یک خطی و اینگونه است که توانایی تفکر سیستمی و چند بعدی را از دست می دهیم.۳) توهم دانایی نیز نتیجه بعدی است. چون ما راجع به همه چیز از 3S استفاده می کنیم راجع به همه چیز فکر می کنیم که بلدیم و جالب اینکه اظهار نظر هم می کنیم از رژیم غذایی فستینگ، تا سیاست های ارزی و تا نتایج مذاکرات ترامپ و پوتین. از سیاست تا اقتصاد! از زیست شناسی مولکولی تا فیزیک کیهانی!۴) در نتیجه کسانی که دیگر نمیخوانند (عمیق نمی خوانند)، توان اندیشیدن را هم از دست میدهند. شما وقتی توانایی درک و تحلیل عمیق را از دست می دهید به مرور توان اندیشیدن را هم از دست می دهید.این چهار باعث می شود که ما با پدیده ای روبرو باشیم به نام تحصیلکردگان بی سواد. بخش بزرگی از جامعه یک دیپلمی، لیسانسی، فوق لیسانسی و یا دکترایی داریم! اما در طول زمان به خاطر عدم خواندن عمیق عملا تبدیل شده ایم به «همه چیزان دان مدعی متوهم» یا همان مدرک داران بی ادراک!راهکار چیست؟ ریاضت مطالعاتی؛ ریاضت، گوشه گیری موقتی برای انجام تمرینهای سخت و خودخواستهای است که فرد برای تعالی نفس و دستیابی به کمال روحی انجام میدهد. این مفهوم در ادیان مختلف، گرایش های معنوی و سنتهای عرفانی وجود داشته و شامل خودداری خودخواسته از برخی امور، سکوت، خلوت نشینی و انجام کارهای سخت بوده است. به همین سیاق ریاضت مطالعاتی یعنی اینکه نمی توانیم برای همیشه خود را از دنیای دیجیتال منقطع کنیم اما می توان گهگاهی این امور را انجام دهیم:• ایجاد زمان-مکانی برای مطالعه عمیق: خواندن متون طولانی بدون انقطاع و حواس پرتی• تفکر انتقادی: تحلیل، بررسی و مقایسه نظریات مختلف.• نوشتن و خلاصهبرداری: تبدیل دانش به محتوای ساختاریافته برای درک بهتر.ما به خواندن محتواهای سطحی، ساده، سرراست و یک خطی معتاد شده ایم باید با ریاضت مطالعاتی آن را تعدیل و مهار کنیم. @Dr_Lashkarbolouki
«سنده» و نقش آن در مشاعرهٔ لغوی و طب سنتیشادروان حسن کامشاد در جلد نخست از کتاب خواندنیاش، حدیث نفس، مینویسد:از شاهرخ [مسکوب] شنیدم شبی با هوشنگ مافی و ادیبسلطانی برای شام به هتل دربند میروند.حافظهٔ هوشنگ عجیب بود. فرهنگ جیبی آکسفورد را، واژهبهواژه، از ابتدا تا انتها، از بر کرده بود. از معلومات انگلیسیاش پیوسته بهحق به خود میبالید.ادیبسلطانی نزد کسانی که او را میشناسند اعجوبهٔ زبان است. در چندین زبان اروپایی تبحر دارد؛ آلمانی، فرانسوی و انگلیسی را بهحد کمال میداند.آن شب میان این دو موجود استثنایی بحث واژگان انگلیسی، نوعی مسابقه یا مشاعرهٔ لغوی، درمیگیرد. مدتی طولانی یکی لغتی دشوار میپرسد، دیگری پاسخی بههنجار میدهد.سرانجام مافی بهشیطنت سؤال میکند: «سندهسلام را به انگلیسی چه میگویند؟»ادیبِ بانزاکتِ مبادی آداب جا میخورد: «چرا مزخرف میگویی؟»مافی اصرار میورزد و پس از مقداری مسخرگی، پیروزمندانه میگوید: «سندهسلام (گلمژه) به انگلیسی میشود sty، بیسواد!»ادیب که آن شب میزبان بود بهقهر از رستوران میرود. شاهرخ و مافی وقتی به خود میآیند میبینند وجه کافی برای پرداخت صورتحساب همراه ندارند. ناگزیر فولکس واگن مافی را وثیقه میگذارند و پیاده به شهر برمیگردند!این را که خواندم نظرم به واژهٔ «سندهسلام» جلب شد. جسارت است ــاجلّکم اللهــ «سنده» که بهتعبیر دهخدا «سرگین آدمی که ستبر و گنده و سخت باشد» است؛ حالا چرا باید به آن سلام کرد؟پاسخ را جعفر شهری در جلد پنجم از کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ذیل مطلبی با عنوان «دواها و دعاهای متداول برای امراض» اینطور نقل میکند:جوش و ثبورِ* چشم بهنام «سندهسلام» را صبحِ تاریک و روشن، پیش از آنکه به کسی سلام کرده باشد، به مَوال رفته چشم به چالهٔ نشیمن ــکه اگر در آن نجاست باشد بهمراتب بهتر استــ انداخته بگوید:سنده سلامت میکنمخودم رو غلامت میکنماگه چشم من رو خوب نکنیهپولهپانت میکنمو تا سه روز ادامه بدهد.خلاصه که آشنایی با اینجور واژهها و معنایشان هیچ خاصیتی هم اگر نداشته باشد، لااقل به کار کلکل لغوی و مفاخره میآید.ـــــــــــــــــــ*قاعدتاً «ثبور» نیست، بلکه «بُثور» است، یعنی تاول و جوش چرکی، اما در اصل کتاب و در پیکرهٔ فرهنگستان همان «ثبور» آمده است که معنای دیگری دارد.🔗@virastarbashi
میبینید این روزها مد شده به «شریعتی» فحش میدهند؟ شریعتی امروز هیچ جذابیت و اعتباری در جامعه ایران ندارد.شریعتی تا کنون هزار تا کفن پوسانده است. ج.نگیدن با شریعتی مانند مبارزه با آسیاب بادی است.شریعتی مرده، اما شریعتیزم از همیشه زندهتر است.مضحک اینست که شریعتیستهای این روزگار، با فحش دادن به شریعتی اعتبار میخرند. همانطور که یک زمان چون سوسیالیزم مد بود، امثال شریعتی استبداد و آموزههای دینی را با پوشش چپگرایی کادوپیچ میکردند، اینروزها که لیبرالیزم در ایزان مد شده امثال آخوند صالحی و جنتخواه و آیتالله محقق داماد و... استبداد و آموزههای اسلامی را با لیبرالیزم کادوپیچ میکنند.دانلود شده توسط ربات @wefollowbot
