#قسمت_دویست_و_هشتادم#شاهنامه_خوانی_به_نثر 🔸دادخواهی ارمانیان از خسرو (ادامه)🔸شاه امر کرد تا سفره ای…
انتشار: 2026/08/24 18:33 UTCدریافت: 2026/08/25 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 09:35 UTC
#قسمت_دویست_و_هشتادم#شاهنامه_خوانی_به_نثر 🔸دادخواهی ارمانیان از خسرو (ادامه)🔸شاه امر کرد تا سفره ای گستردند.خزانـهدار سفره را مقابل شاه پهن کرد. از هــــرنوع گوهر بر روی آن ریـختند و همـــــه یجواهــرات بــا هـــم در آمیـــخت. آنـگاه دهاسب زرین لگام را که داغ کاووس بـر آننـــهاده و بـــا دیــبای رومی آراستـــه بودند،آوردند. بعد از آن از مـــیان آن گــــروه نامآوری خواســـــتند و شـــــهریار گـــفــت: "ایپهلوانان ستوده ی من!چه کسی رنج مرابــرخود هـــموار مـــــی کند تا پــــس از مناز گنــج من بـــرخوردار شود؟"چـه کســی؟هیچ کس از میان آنها به جز بیژن پسـرگیو پاسخ نداد. بیژن ازمیان پهلوانان پاپیش نهاد و شاه را ستود و گــــــــــــــفت:همیشه تخت و کاخ تو خرم و فرمانــتبر جهان جاری باد!من به فرمان تو سرسپرده و در عهد تو در جهان آواره مــیشوم. من به فرمان تو قدم در ایــن کار میگذارم؛ زیرا جان خود را از تـــــو دارم."وقتی بیژن چنین گفت،گیو از گوشه یچشم به او نگاه کرد. این کار بیژن بـراوگران آمده بود. ابتدا شاه را ســـــــــتود وسپس بیژن را نصیحت کرد و گفــــــــت:این جوانی برای چیست و چرا به قدرتخود این چنین مغرور شده ای؟ جــوانهر چه قدر دانا و با اصل و نصب باشدبی آزمایش هنرمند نمی شود. باید هرنیک و بد و شوری و تلخی را چــــــشید. در راهی که هیچ وقت نرفتی، قـــــــدممـــــــــــگذار آبــــروی خود را نزد شاه مبر.بیژن از گفته ی پدر سخت برآشفــــــت؛زیرا او بسیار جوانــــــــمرد و هوشیار و باسعادت بود. گفــــــــــت: "ای شاه پیروز! تو در من گمان به سستی مبر. حــرفهایم را بپذیر؛زیرا گرچه جوانم اما خردپیران را دارم. سرخوک ها را از تن جدامی کنم. من همان بیژن پســـــــــــر گیوو همان لشکر شکنم.وقتی بیژن چنینگفت، شاه شاد شدو او را ستود و به اواجازه داد. بعد گفت: "ای پهلوان پر هنرکه همیشه در مقابل بدی ها همـــــچونسپری! کسی که فرمانبری هـــــمچون تودارد،اگر از دشمن بترسد،کم عقل استآنگاه به گرگین پسر میلاد گفــــــــــــــــــــت:بیــــــــژن راه ارمان را نمی داند. تو با او تانزدیک ســــــــد برو و راهنما و یار او باش.جلد سوم (قسمت اول: از داستان بیژن و منیژه تا پایان جنگ دوازده رخ)برگردان به نثر: #سیدعلی_شاهری@MER30TV 👈💯