🌴داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن 👞#زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند.#استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس میکرد. #شاگردانش هر صبح با لباسهایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگتر از خانههایشان به مدرسه میآمدند. او آنها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک میفهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگیاش را از خانوادهاش پنهان کرده است.🌴روزی خواست تا روحیه آنها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آنها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک میدهم.»یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟»معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.»#کفش برای آنها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه میرفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آنها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس مینشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان میکرد.🌴وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، #اما هرگز شکایتی نمیکرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلبهای کوچک میخواهند پیروز شوند.بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانشآموزان نمره کامل گرفته بودند!🌴استاد نوال خوشحال شد اما درماند ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آنها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.»کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نامهایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.»معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت.🌴استاد نوال در مقابل دیدگان آنها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم».وفاء با قدمهایی لرزان و در حالی که اشکهایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانشآموزان صادقانه برایش دست میزدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینهای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.»🌴نوال نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. #شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت.#همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف میکنی، گریه میکنی؟»او در حالی که جعبه را باز میکرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمیکنم.»همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟»او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم».🌴همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچهها نام او را نوشتند و هیچکدام نام خودشان را ننوشتند!»او در حالی که میلرزید ادامه داد: «همه آنها کفش میخواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آنهاست.»🌴روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفشهای نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفشها را بخرد.وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.»وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلبهای سفید» شناخته شد.اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از #یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانشآموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند.در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار میگذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...»پیام داستان:اطرافیان خود را نادیده نگیرید و به احساسات دیگران توجه کنید. هر کس که نعمت و برکتی دارد، باید آن را با کسانی که ندارند تقسیم کند.خداوند در قرآن کریم می فرماید:... وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ( حشر /۹)...و ایشان را بر خود ترجیح میدهند، هرچند که خود سخت نیازمند باشند. کسانی که از بخل نفس خود، نگاهداری و مصون و محفوظ گردند، ایشان قطعاً رستگارند.منقول
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ بنابراین، همان گونه که فرمان یافتهای (در راه تبلیغ و ارشاد و مبارزه و پیکار و پیادهکردن تعلیمات قرآن) استقامت کن🔖سوره هود آیه ۱۱۲اگر «سمیه بنت خیاط»، با ابوجهل مواجه بود، بدانید که ما امروز با هزاران ابوجهل مواجهیم...ابوجهلها امروز در رسانهها، سایتها، شبکههای اجتماعی، خیابانها و... حضور فعال دارند که به سختی میتوان از دایرهی وسوسهها و شبهات آنان رهایی یافت. ابوجهلها در کارند که ما را از پایبندی به دینمان بازدارند.پس بر دین خود ثابت قدم باشیم و به یاد آوریم که رسول الله ﷺ در مورد شکنجه سمیه، یاسر و فرزندشان عمار چه فرمود: صبر پیشه دارید ای آل یاسر، که وعدگاه شما بهشت است...••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••@sayeh_quran | درسایه قرآن🌷
جداییی میان عبادت واخلاق انسان ممکن است بداند چگونه در برابر خداوند بایستد، اما نداند چگونه در برابر مردم رفتار کند. نماز میخواند، روزه میگیرد، بسیار ذکر میگوید و بر انجام برخی مستحبات پایبند است؛ اما زود خشمگین میشود، زبان تندی دارد، در مشاجره و جدال سختگیر است و در برابر کسانی که با او مخالفت میکنند، تحمل کمی دارد. حتی گاهی نزدیکترین افراد به او، بیش از همه از اخلاق و رفتار او رنج میبرند.اینجاست که پرسشی شایسته تأمل مطرح میشود: آیا دینداریای که در تعامل با مردم نیکو و شایسته نیست، دینداری کاملی است؟ما گاهی میان عبادت و اخلاق جدایی میاندازیم؛ نماز، روزه و ذکر را در یک سو قرار میدهیم و خوشرفتاری، رحمت، عدالت و خویشتنداری را در سوی دیگر؛ در حالی که قرآن کریم عبادت را با تأثیری که بر انسان میگذارد، پیوند داده است. خداوند میفرماید:«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ»«همانا نماز انسان را از زشتی و ناپسندی بازمیدارد.»و درباره روزه میفرماید:«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»«باشد که پرهیزگار شوید.»پس مسئله فقط این نیست که: آیا عبادت انجام شده است؟ بلکه باید پرسید: عبادت با صاحبش چه کرده است؟از همین رو پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:«کاملترین مؤمنان از نظر ایمان، خوشاخلاقترین آنان هستند.»بنابراین، خوشاخلاقی یک ویژگی تزئینی و فرعی در دینداری نیست؛ بلکه یکی از نشانههای کمال آن است. البته منظور این نیست که هرکس در اخلاق خود خطایی دارد، دینداریاش را از دست داده است؛ انسان همواره با ضعفها و نفس خویش در مبارزه است. بلکه سخن این است که اگر دینداری هیچ اثری در رفتار انسان نداشته باشد، باید درباره تأثیر واقعی عبادت بر قلب او بازنگری کرد.آزمون واقعی اخلاق زمانی نیست که در کنار کسانی هستیم که دوستشان داریم؛ بلکه زمانی است که خشمگین میشویم، اختلاف پیدا میکنیم، قدرت انتقام داریم یا با کسی روبهرو میشویم که به او نیازی نداریم. آنجاست که دینداری به رفتاری قابل مشاهده تبدیل میشود، نه صرفاً مجموعهای از باورها و شعائر.بنابراین شاید پرسش مهمتر از اینکه «انسان چه اندازه درباره دین میداند؟» این باشد که:«دین با او چه کرده است؟»آیا هنگامی که اختلاف پیدا میکند، او را عادلتر کرده است؟آیا هنگامی که قدرت دارد، او را مهربانتر کرده است؟آیا هنگام موفقیت، او را متواضعتر کرده است؟و آیا برای کسانی که با او زندگی میکنند، انسانی امنتر و آرامشبخشتر شده است؟دین نمیخواهد انسان را فقط در مسجد صالح کند و سپس او با شخصیتی دیگر به خانه و جامعه بازگردد؛ بلکه میخواهد آثار عبادت از محراب به زندگی منتقل شود و آثار رابطه با خداوند در نحوه رفتار با بندگان خدا نیز آشکار گردد.زیاد بودن عبادت میتواند نشانه حضور دین در زندگی انسان باشد، اما خوشاخلاقی یکی از روشنترین نشانههاست که دین به عمق وجود او راه یافته است.✏️ دکتر عبدالکریم بکّار🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃t.me/Jame-Imani
اَعُوْذ ُبِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِفَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿١١٤﴾ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥ طه﴾والا مقام خدا است که شاه حقیقی او است (و جملگی فرماندهان و فرمانبران بدو نیازمندند، و دائرهی امر و نهیش سراسر گسترهی هستی است. ای پیغمبر! نازل کنندهی قرآن چنین خدای بلندمرتبه و توانائی است. پس به هنگام نزول قرآن) پیش از این که وحی (آیات) قرآن به پایان برسد، در آن عجله مکن (و تندتند آیهها را به دنبال جبرئیل تکرار منما و بر زبان مران. چرا که هرچند قرآن مافوق طاقت و توان انسان است، امّا خدا حافظ و نگهدار آن است و آن را در مغزت ثبت و ضبط مینماید). بگو: پروردگارا! (در پرتو قرآن) بر دانشم بیفزا (و از قرآن و ابعاد مختلف آن آگاه ترم فرما). (۱۱۴) در آغاز کار، ما به آدم فرمان دادیم (که از میوهی درخت ممنوع نخورد). امّا او ترک فرمان کرد و (از آن خورد، و در اوائل کار) از او تصمیم درستی و ارادهی استواری مشاهده نکردیم. (۱۱۵) 🍀🌹اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد🌹 🌺🌺سلام و درود بر سحر خیزان عزیز صبح دوشنبه 26 مرداد 14054 ربیع الاول 144817 آگوست 2026 به خیر 🏠🏠🏠الهی... تو ما را آفریدی، به ما جسم و جان بخشیدی ، از ظاهر و باطن ما بهتر از خودمان آگاهی ، آنچه که خیر دنیا و آخرت ماست ، به ما عطاء فرما ، آمین الهی... به ما توفیق بده که به عهد خود که با تو بسته ایم و هر بار با تکرار گناهان به آن عمل نکرده ایم، وفا نمایم.الهی... توفیق ده تا در هر لحظه از زندگی مان به یاد تو باشیم، که فراموشی تو ما را به فسق میکشاند.. 🏯🏯🏯🏯طاعات و عبادات همه ی ما و شما قبول درگاه خداوند بخشایندهی مهربان رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ پروردگارا! چنان کن که پیوسته سپاسگزار نعمتهائی باشم که به من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای، و (مرا توفیق عطاء فرما تا) کارهای نیکی را انجام دهم که تو از آنها راضی باشی (و من بدانها رستگار باشم)، و مرا در پرتو مرحمت خود از زمرهی بندگان شایستهات گردان . آمین آمین آمین
در صبر خداوند ، حکمت جاری ست ،نه تأخیر و بی توجهی...بلکه مهربانیِ حساب شده ای که آینده را آرام می سازد.چه بسیار درهایی که اگر زود گشوده می شدند ، آرامش را می گرفتند. و چه بسیار اجابت هایی کهدر زمانِ درست ، زیباتر از آرزو شدند.پس اگر پاسخی دیر رسید ،بدان که در صبر خدا چیزی فراتر از انتظارِ تو در حال شکل گرفتن است.چیزی آرام تر ، عميق تر و پُر از خیر پنهان...🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃t.me/Jame-Imani
🌿 رسول الله ﷺ میفرمایند:«کسی که همسایهاش از اذیت و آزار او در امان نباشد، وارد جنت نمیشود.»📖 صحیح مسلم، حدیث ۴۶رسول الله ﷺ سه بار فرمودند:«والله لا يؤمن، والله لا يؤمن، والله لا يؤمن.»گفتند: ای رسول خدا، چه کسی؟فرمودند:«الَّذِي لَا يَأْمَنُ جَارُهُ بَوَائِقَهُ»یعنی: کسی که همسایهاش از شر و آزار او در امان نباشد.🌸 پس با همسایگان خود با احترام، مهربانی و خوشرفتاری برخورد کنیم؛ زیرا آزار همسایه از گناهان بسیار خطرناک است.🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃t.me/Jame-Imani