گاهی تصور میکنیم اگر کودک چیزی نگوید، یعنی چیزی نفهمیده است.اما مغز کودک، قبل از آنکه معنای کلمات…
انتشار: 2026/08/09 11:31 UTCدریافت: 2026/08/12 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 09:10 UTC
گاهی تصور میکنیم اگر کودک چیزی نگوید، یعنی چیزی نفهمیده است.اما مغز کودک، قبل از آنکه معنای کلمات را بفهمد، احساس امنیت یا ناامنی را تشخیص میدهد.وقتی کودک بارها شاهد فریاد، تنش، تهدید یا سکوتهای سنگین میان والدین است، فقط یک دعوا را نمیبیند؛ بلکه مغزش این پیام را دریافت میکند:«دنیا جای امنی نیست.»در نوروساینس میدانیم که قرار گرفتن مداوم در محیطهای پرتنش، سیستم عصبی کودک را در وضعیت «بقا» نگه میدارد. بدن همیشه منتظر خطر میماند؛ حتی زمانی که ظاهراً همهچیز آرام شده است.نتیجه چیست؟کودکی که همیشه مراقب حالِ دیگران است... از تعارض میترسد... برای راضی نگه داشتن دیگران از نیازهای خودش میگذرد... یا بعدها وارد روابطی میشود که همان آشفتگی دوران کودکی را برایش بازسازی میکنند، چون مغزش آن الگو را «آشنا» میداند، نه «سالم».نکته مهم این است که آسیب همیشه از دعوا کردن والدین ایجاد نمیشود؛ از دعواهایی ایجاد میشود که هیچ ترمیمی بعد از آن اتفاق نمیافتد.وقتی کودک ببیند اختلافها با احترام، گفتوگو، مسئولیتپذیری و آشتی پایان پیدا میکنند، مغزش یاد میگیرد که رابطه میتواند هم امن باشد و هم اختلاف را تحمل کند.امنیت، هدیهای نیست که با اسباببازی به کودک بدهیم؛ امنیت، احساسی است که از کیفیت رابطهی میان والدین در وجود او شکل میگیرد. گاهی چیزی که سالها بعد در اتاق درمان «اضطراب» یا «ترس از رها شدن» نام میگیرد، روزی فقط کودکی بوده که پشت درِ اتاق ایستاده و آرزو کرده است دعوا تمام شود. لیلا ثابت @LeilaPsychotherapist

