⭐️ با توجه به افزایش قیمت کتاب و منابع، مجموعه ای از کانال ها با محتوای pdf کتاب در اختیار شماست، ک…
انتشار: 2026/08/22 20:34 UTCدریافت: 2026/08/22 22:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 22:11 UTC
⭐️ با توجه به افزایش قیمت کتاب و منابع، مجموعه ای از کانال ها با محتوای pdf کتاب در اختیار شماست، کافیست متن را لمس کنید 📚
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- پاسارگاد نیوز KFP · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۵
- آکادمی فلسفه و هنر مارزوک · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۱
- آکادمی فلسفه و هنر مارزوک · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۱
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
⭐️ با توجه به افزایش قیمت کتاب و منابع، مجموعه ای از کانال ها با محتوای pdf کتاب در اختیار شماست، کافیست متن را لمس کنید 📚
🎁 مجموعه ویژه تبادلات منتخب؛🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی🌐 سیاسی 🥢 👨🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب✔️ هر کانال و گروه پیش از معرفی، بهدقت بررسی شده است.✔️
درهفته ی گذشته به بررسی نظام سرمایه داری وتنش میان دولت وبازار پرداختیم وسوسیالیسیم بانقداین نظام به صورت بندی های گوناگون اشاره کرد. دراین هفته افزون برنقدکلاسیک مارکسیستی؛رویکردهای نظریه ی انتقادی ونئومارکسیستی رانیزبررسی خواهیم کرد. ازجمله دیدگاههای متفکرانی…آیا مفهوم سرمایه در کاپیتال مارکس فقط باز سازی تجربی روابط موجود است؟یا گاهی همچون یک سوژه خود بسط یابنده هگلی حرکت می کند؟مارکس از عباراتی استفاده می کند که سرمایه را مانند موجودی زنده،خود گستر و خود افزا توصیف می کند،آیا این امر به معنی این است که مارکس نه صرفاً دیالکتیک را از هگل گرفته،بلکه نوعی هگل گرایی مادی شده ساخته است.به عبارتی مارکس گرچه در سطح هستی شناسی و نقد اجتماعی ماتریالیست است اما در سطح روش و صورت بندی هگلی و کاملاً بریده از ایدالیسم نیست.این امر بخصوص در بحث نظریه تاریخ تبیین مادی و غایت گرایی را در هم آمیخته و با آموزه های ضرورت،کلیت،تضاد و خود گسترش یابی و این که سرانجام ضرورت های دیالکتیکی نظام سرمایه داری را به نفع کمونیسم منحل می کند کاملاً هگل زده است .به عبارتی اگر جای آگاهی را در پدیدار شناسی مثلاً با پیکار طبقاتی عوض کنیم می شود مارکس. در واقع این ایده از دل خود فصل ارباب و بنده بیرون آمد.اما چیزی که دیده می شود نتیجه معکوسی است که گرفته می شود،در فصل ارباب و بنده پدیدار شناسی هگل کارگر با کارش خود را پیدا می کند و به سوژگی خود واقف می شود اما نزد مارکس بر عکس کارگر با کارش از خود بیگانه می شود.t.me/marzockacademy
گریز از آزادی اریک فروم t.me/marzockacademy/24779
درهفته ی گذشته به بررسی نظام سرمایه داری وتنش میان دولت وبازار پرداختیم وسوسیالیسیم بانقداین نظام به صورت بندی های گوناگون اشاره کرد. دراین هفته افزون برنقدکلاسیک مارکسیستی؛رویکردهای نظریه ی انتقادی ونئومارکسیستی رانیزبررسی خواهیم کرد. ازجمله دیدگاههای متفکرانی…با توجه به جستارِ این هفته، نکتهای که بهنظرم شایانِ توجه است: نظریهی انتقادی و نئومارکسیستها، برخلافِ مارکسیسمِ کلاسیک که عمدتاً بر تضادِ اقتصادی تمرکز داشت، وجهی دیگر از سلطه را برجسته کردند، سلطه هژمونیکگرامشی نشان داد که سلطه، تنها با زور یا مالکیتِ ابزارِ تولید تحقق نمییابد، بلکه با هژمونی، یعنی رضایتِ فرهنگی، تثبیت میشود؛ مردم نهفقط تحتِ سلطهاند، که خود، ارزشها و منطقِ نظامِ حاکم را برده اند، میپذیرند و بازتولید میکنند. لوکاچ نیز این را در قالبِ «شیءوارهشدگی» صورتبندی کرد: در جامعهی سرمایهداری، حتی روابطِ انسانی، صورتِ روابطِ میانِ اشیا به خود میگیرد، و انسان، خود را نیز همچون کالایی در بازار میبیند.وجهی که شاید در سرمایهداریِ امروز حتی از خودِ استثمارِ اقتصادی ملموستر بنشیند.والتر بنیامین از زاویهای دیگر وارد شد: نقدش نهفقط بر سرمایهداری، که بر خودِ ایدهی «پیشرفت» بود؛ فرشتهی تاریخِ او، رو به گذشته ایستاده و می نگرد ویرانههای انباشته. درحالیکه طوفانی بهنامِ پیشرفت او را بهجلو میراند. این پرسش را زنده نگه میدارد که آیا هر پروژهی رهاییبخش، از جمله سوسیالیسم، میتواند از دامِ همین روایتِ خطی بگریزد.و هابرماس، با نظریهی کنشِ ارتباطی، رهایی را نه در انقلابِ اقتصادی، که در بازسازیِ عرصهی عمومی و گفتوگویِ عاری از سلطه جست؛ رویکردی که پرسشِ سوسیالیسم را از حوزهی مالکیت به حوزهی مشروعیت و ارتباطیت منتقل میکند.آنچه این متفکران مشترک دارند، این باور است که رهاییِ راستین، صرفاً با تغییرِ مالکیتِ ابزارِ تولید محقق نمیشود؛ تا زمانی که ساختارِ آگاهی، فرهنگ، و ارتباط دگرگون نشود، حتی نظامی که خود را سوسیالیستی مینامد، میتواند بازتولیدِ همان سلطه در لباسی تازه باشد. و سوسبالیسم را تنها یک بازی #نومینالیسم ی بداند. قحطی معنا در میان نامها. #نظریه_انتقادی #گرامشی #لوکاچ #بنیامین #هابرماس #سوسیالیسم #نومینالیسمRaminhttps://t.me/marzockacademy
آنها ارتباط بردهدار/برده، ارباب/رعیت، و کارفرما/کارگر را رد میکنند چرا که همه اینها مانع برابری و دموکراسی واقعی است. سوسیالیسمهای قرن نوزده و بیست، در بیشتر مواردْ محیطهای کاری دموکراتیزه شده را دست کم گرفتند. اما یک سوسیالیسم نوظهور قرن بیست و یکمی…بر اساس متن ریچارد دیوید ولف و با رویکردی انتقادی، پرسشهای استفهامی زیر را میتوان مطرح کرد:دربارهٔ تعریف سوسیالیسم و نسبت آن با سرمایهداری۱)اگر سوسیالیسم به دنبال «پایان دادن به بهرهکشی» است، آیا میتوان «بهرهکشی» را بهطور کامل از نظامهای اقتصادی حذف کرد، یا اینکه این مفهوم، خودْ در هر نظام تولیدی (حتی در تعاونیهای کارگری) به شکلی دیگر بازتولید میشود؟ (مثلاً بهرهکشی از طبیعت یا نیروی کارِ مهاجر)۲) اگر «سرمایهداری دولتی» در شوروی و چین، بهگفتهٔ ولف، هرگز «سوسیالیسم» نبوده، پس مرزِ دقیق میان «سرمایهداری دولتی» و «سوسیالیسم» چیست؟ آیا این مرز، بیشتر «ماهوی» است یا «اسمی»؟۳) اگر «سوسیالیسم» نظامی است که «کارگران خود کارفرمای خود هستند»، آیا این تعریف، با «وجودِ دولتِ متمرکزِ برنامهریز» (مانند شوروی سابق) قابل جمع است، یا اینکه این دو، ذاتاً در تضادند؟دربارهٔ تعاونیهای کارگری بهعنوان کلید آینده۱)آیا «تعاونیهای کارگری» میتوانند در مقیاسِ کلان (اقتصادِ ملی و جهانی) کارایی داشته باشند، یا اینکه آنها فقط در «مقیاسِ کوچک» (محلی) قابلاجرا هستند و در «رقابت با سرمایهداریِ جهانی» شکست میخورند؟۲) آیا «دموکراسی در محیط کار» (تعاونیها) بهخودیخود میتواند به «دموکراسیِ سیاسیِ فراگیر» بینجامد، یا اینکه ممکن است به «اقتدارگراییِ جدیدی» (درونِ خود تعاونیها) منجر شود که در آن، «کارگرانِ ماهر» بر «کارگرانِ غیرماهر» سلطه یابند؟۳) اگر «تعاونیهای کارگری» راهِ اصلیِ سوسیالیسمِ قرنِ ۲۱ هستند، چرا در کشورهایِ اسکاندیناوی (که ولف بهعنوان نمونه از آن یاد میکند) تعاونیها نقشِ غالب را ندارند و همچنان «دولتِ رفاه» و «سرمایهداریِ تنظیمشده» حاکم است؟دربارهٔ فاشیسم و نسبت آن با سوسیالیسم۱) اگر فاشیسم «پاسخِ سرمایهداری به سوسیالیسم» است، آیا هرگونه «نظامِ اقتدارگرا با اقتصادِ برنامهریزیشده» را میتوان «فاشیست» نامید، یا اینکه فاشیسم ویژگیهایِ خاصی (نژادپرستی، ناسیونالیسمِ افراطی، و...) دارد که آن را از سوسیالیسمِ اقتدارگرا (مانند شورویِ استالینی) متمایز میکند؟۲) اگر در فاشیسم، «حکومت از سرمایهدارانِ خصوصی حمایت میکند»، آیا «سرمایهداری دولتی» (مانند چین) نیز میتواند در شرایطِ خاص، به «فاشیسم» نزدیک شود، یا اینکه «نقشِ حزبِ کمونیست» بهعنوان «ضامنِ منافعِ طبقهٔ کارگر» مانع از این نزدیکی میشود؟دربارهٔ تاریخنگاری و نقشِ آمریکا۱) آیا «ضدیت با کمونیسم» در آمریکا، صرفاً یک «واکنشِ ایدئولوژیک» به شوروی بود، یا «ابزاری» برای «سرکوبِ جنبشهایِ کارگریِ داخلی» و «پیشگیری از هرگونهٔ تغییرِ ساختاریِ بنیادین» در خودِ آمریکا؟۲) اگر «نیو دیل» تا این حد مدیونِ فشارِ چپها بود، چرا پس از جنگِ جهانی دوم، این ائتلاف بهسرعت از هم پاشید و «ضدکمونیسم» جای آن را گرفت؟ آیا این نشان نمیدهد که «سرمایهداریِ آمریکایی» در نهایت، «هرگونهٔ اصلاحاتِ رادیکال» را خنثی میکند و به «وضعِ پیشین» بازمیگردد؟دربارهٔ تفاسیرِ متعدد از سوسیالیسم۱) اگر سوسیالیسم «یک نظریهٔ واحد نیست»، آیا میتوان از «سوسیالیسمِ واقعی» (real socialism) سخن گفت؟ یا اینکه هرگونهٔ ادعایِ «سوسیالیسمِ حقیقی»، خودْ به «انحصارِ تفسیر» و «طردِ تفاسیرِ دیگر» میانجامد؟۲) آیا «سوسیالیسمِ اسکاندیناویایی» (دولتِ رفاه) را میتوان «سوسیالیسم» نامید، یا اینکه این نظام، صرفاً «سرمایهداریِ انسانیشده» (با مالیاتِ بالا) است که همچنان «بهرهکشیِ طبقاتی» را بازتولید میکند؟دربارهٔ آینده و امکانِ سوسیالیسم۱) اگر «سوسیالیسم» در قرنِ ۲۱ بر «تعاونیهای کارگری» متمرکز است، این مدل چگونه میتواند با «جهانیشدنِ سرمایه» و «رقابتِ بینالمللیِ شرکتهایِ فراملی» رقابت کند؟ آیا نیاز به «نهادهایِ بینالمللیِ جدید» (فراتر از دولتهایِ ملی) نیست که در متن به آن اشارهای نشده است؟۲ )آیا «تعاونیهای کارگری» میتوانند به «انباشتِ سرمایه» (که برایِ رشد و نوآوری لازم است) ادامه دهند، یا اینکه آنها بهطورِ طبیعی به «رکود» و «کمتولیدی» میانجامند؟پرسشِ نهاییآیا «سوسیالیسم» (با هر تعریفی) میتواند بدون «تغییرِ بنیادینِ فرهنگِ سیاسیِ تودهها» (مشارکت، خودانتقادی، و تحملِ اختلافنظر) محقق شود، یا اینکه هرگونهٔ «تغییرِ ساختاری» (حتی در قالبِ تعاونیها) در نهایت، به «بازتولیدِ همان روابطِ سلطه» (با لباسیِ تازه) میانجامد؟علی غلامیt.me/marzockacademy