🟣خاطره ای واقعی از یک استاد دانشگاه آزاد مسجدسلیمان سالها پیش تصمیم گرفتم با مادرم که درد کمر داشت به زیارت امام زاده سلطان ابراهیم ایذه برویم. تا یک جایی با مینی بوس رفتیم (به علت کوهستانی بودن و جاده پیچ در پیچ ) بقیه راه را گفتند مینی بوس نمی تواند…پخش برای چندمین بار، بلکه من وتو وما بیدارشویم.وفکربکنیم که اگرازاین امامزاده ها آبی گرم میشد ، چرا برای خودشان بهره ای نرسانده است؟
مرحوم حسن راحی مدیر هنرمند عکاسی چهره نمای مرند درعکاسی خود که ابتدا درکنار پاساژ نوربخش در ابتدای خیابان طالقانی قرارداشت وبعد به اول خیابان طالقانی منتقل شد.این عکس به سال 1344-45 تعلق دارد.