
💢آموزش، تحلیل و بررسی مهارت های مدیریتی.⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود👈تماس با ادمین کانال@obhrm
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 43 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 43 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🔴 هر قانونشکنی، نشونهی یک کارمند مسئلهدار نیست.گاهی کارمند از یه قانون عبور میکنه، چون اون قانون با واقعیت کار جور درنمیاد.🔻مقالهای در Harvard Business Review با مرور بیش از ۲۵۰ پژوهش در چهار دهه، به یه نکته مهم میرسه:برای فهمیدن قانونشکنی کارکنان، فقط خودِ تخلف رو نبینید؛ انگیزه، شرایط و حتی سیستم رو هم بررسی کنید.۱۰ اصل برای مواجهه با قانونشکنی کارکنان:۱. هر تخلفی یه مسئله انضباطی نیست؛ گاهی یه پیام مدیریتیه.۲. وقتی یه قانون مدام شکسته میشه، شاید وقتشه خودِ قانون رو هم بررسی کنید.۳. تکرار یه تخلف میتونه درباره نقص سیستم بهتون اطلاعات بده.۴. قبل از برخورد، بفهمید انگیزه پشت قانونشکنی چی بوده.۵. همه قانونشکنیها از منفعت شخصی نمیان.۶. گاهی کارکنان برای کمک به مشتری، همکار یا حتی خودِ سازمان از یه قاعده عبور میکنن.۷. دو رفتار مشابه ممکنه انگیزههای کاملاً متفاوتی داشته باشن.۸. گاهی کارمند بین رعایت قانون و درست انجام دادن کار گیر میکنه.۹. تنبیه ممکنه رفتار رو متوقف کنه، اما لزوماً علتش رو برطرف نمیکنه.۱۰. یه تخلف ممکنه مسئله یک فرد باشه؛ تکرار یک تخلف میتونه مسئله سیستم باشه.📌اگر مدیر یا صاحب کسبوکارید و دوست دارید با ایدهها و پژوهشهای روز مدیریت جلو برید، آکادمی مدیران برجسته رو دنبال کنید🖊️آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته ✅ آدرس اینستاگرام: instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY…
💢موفقیت، حاصل مجموع تلاشهای کوچک است که روز به روز تکرار و بهتر میشوند.@hrm_academy
💢 ۶۰۰ آموزش ۱۱۹ هزار تومنی ➕ ۸۰٪ تخفیف برای سایر آموزشهای فرادرس ✔️ در این طرح یادگیری، ۶۰۰ آموزش منتخب با قیمت ۱۱۹,۰۰۰ تومن در دسترس شماست و علاوه بر آن، سایر آموزشها با ۸۰ درصد تخفیف قابل دریافت است. 👇 دسترسی آسان به منابع آموزشی 👇 🔗 [آموزشهای مدیریت و صنایع] 🔗 [تمامی آموزشهای ۱۱۹ هزار تومنی] برای مشاهده سایر آموزشها و استفاده از تخفیف ۸۰ درصدی، روی لینک زیر کلیک کنید: 🔗 [مشاهده سایر آموزشها]🔄 FaraDars - فرادرس
💢هوشهای چندگانه؛ شما در کدام نوع باهوشترید؟🧠 وقتی میگوییم «فلانی باهوش است»، معمولاً چه چیزی در ذهنمان میآید؟ نمرههای خوب، توانایی حل مسائل ریاضی، سرعت یادگیری یا قدرت تحلیل؟ سالها در روانشناسی، هوش عمدتاً با تواناییهای شناختی و بهویژه استدلال منطقی و زبانی سنجیده میشد. اما هوارد گاردنر، در دهه ۱۹۸۰ با ارائه نظریه «هوشهای چندگانه» (Multiple Intelligences) نگاه متفاوتی مطرح کرد: انسان فقط یک نوع هوش ندارد و تواناییهای انسان را نمیتوان صرفاً با یک نمره IQ توضیح داد.🗣️ هوش زبانی ـ کلامی (Linguistic Intelligence) یعنی توانایی استفاده مؤثر از زبان، درک ظرافتهای کلام، انتخاب واژه مناسب و انتقال دقیق افکار. نویسندگان، سخنرانان، روزنامهنگاران، وکلا و افرادی که میتوانند ایدههای پیچیده را به زبان ساده بیان کنند، معمولاً در این نوع هوش توانمندند. در محیط کار، مذاکره، ارائه، نوشتن گزارش و برقراری ارتباط مؤثر به این توانایی وابسته است.🔢 هوش منطقی ـ ریاضی (Logical-Mathematical Intelligence) به توانایی استدلال، تحلیل روابط، کشف الگوها، حل مسئله و کار با مفاهیم منطقی مربوط است. دانشمندان، مهندسان، تحلیلگران داده و افرادی که در تصمیمگیری ساختاریافته توانمندند، معمولاً از این ظرفیت بیشتر استفاده میکنند. البته این هوش فقط به محاسبات ریاضی محدود نیست؛ توانایی تشخیص رابطه علت و معلولی نیز بخشی از آن است.🧭 هوش دیداری ـ فضایی (Spatial Intelligence) یعنی توانایی تصور و دستکاری ذهنی اشیا، شکلها و روابط فضایی. معماران، طراحان، عکاسان، مهندسان، جراحان و حتی افرادی که مسیرها را بهخوبی در ذهن خود تصور میکنند، ممکن است از این نوع هوش بهره بیشتری داشته باشند. در کسبوکار نیز طراحی محصول، تجسم دادهها و درک نقشهها و نمودارها به این توانایی مرتبط است.🏃 هوش بدنی ـ جنبشی (Bodily-Kinesthetic Intelligence) به توانایی استفاده هماهنگ و ماهرانه از بدن برای بیان، ساختن یا حل مسئله اشاره دارد. ورزشکاران، بازیگران، رقصندگان، صنعتگران و جراحان نمونههایی از افرادی هستند که این توانایی در فعالیتشان اهمیت زیادی دارد. گاردنر تأکید میکند که بدن فقط وسیله اجرای دستورهای ذهن نیست؛ خودِ بدن میتواند در فرایند شناخت و حل مسئله نقش داشته باشد.🎵 هوش موسیقایی (Musical Intelligence) شامل توانایی تشخیص، تولید و درک الگوهای موسیقایی، ریتم، صدا و زیر و بمی است. نوازندگان و آهنگسازان نمونههای روشن این نوع هوشاند، اما حساسیت به ریتم و الگوهای صوتی میتواند در فعالیتهای دیگری نیز کاربرد داشته باشد.🤝 هوش میانفردی (Interpersonal Intelligence) توانایی درک دیگران، تشخیص احساسات و انگیزههای آنان و برقراری ارتباط مؤثر با آنهاست. مدیران، رهبران، مذاکرهکنندگان، معلمان و فروشندگان موفق معمولاً به این توانایی نیاز زیادی دارند. شناختن اینکه «چه کسی چه میخواهد و چرا چنین رفتاری دارد»، بخشی از این هوش است.🪞 هوش درونفردی (Intrapersonal Intelligence) به توانایی شناخت خود مربوط میشود؛ شناخت احساسات، انگیزهها، نقاط قوت، ضعفها، ارزشها و اهداف شخصی. فردی که میتواند احساسات خود را تشخیص دهد و بفهمد چرا در موقعیتهای مختلف واکنش خاصی نشان میدهد، از ظرفیت بالاتری در این حوزه برخوردار است. خودشناسی، تصمیمگیری و مدیریت رفتار تا حد زیادی به این توانایی وابستهاند.🌿 هوش طبیعتگرا (Naturalistic Intelligence) توانایی تشخیص، تمایز و طبقهبندی پدیدههای طبیعی و موجودات زنده است. شناخت گیاهان و حیوانات، تشخیص الگوهای طبیعی و حساسیت به محیط زیست نمونههایی از این توانایی هستند. گاردنر این نوع هوش را بعدها به چارچوب خود اضافه کرد.🌌 هوش وجودی (Existential Intelligence) نیز از سوی گاردنر بهعنوان نامزدی برای یک هوش دیگر مطرح شد؛ توانایی درگیرشدن با پرسشهای عمیق درباره معنا، زندگی، مرگ، هستی و جایگاه انسان در جهان. با این حال، گاردنر در مقایسه با هشت هوش دیگر، درباره قرارگرفتن آن بهعنوان یک «هوش» کامل محتاطتر بود.⚠️ نظریه هوشهای چندگانه بسیار تأثیرگذار بوده، اما در روانشناسی علمی درباره اینکه این تواناییها واقعاً «هوشهای مستقل» هستند، بحث و نقدهای جدی وجود دارد. بنابراین بهتر است این نظریه را ابزاری برای شناخت تنوع تواناییهای انسان بدانیم، نه اینکه تصور کنیم هر فرد دقیقاً یک «نوع هوش» دارد یا میتوان تواناییهای او را به چند برچسب ثابت محدود کرد.🎯 برای مدیران، شاید مهمترین پیام نظریه گاردنر این باشد که باهوشبودن فقط خوب حلکردن مسئله ریاضی یا گرفتن نمره بالا نیست. ممکن است فردی در تحلیل داده متوسط باشد، اما در شناخت آدمها، مذاکره، برقراری ارتباط یا خلق ایدههای جدید فوقالعاده عمل کند. ✍ گاهنامه مدیر @management_skill
💢 سندرم مشغله زدگی @management_skill
‼️ فقط با ۱۱۹ هزار تومن، مهارت جدید یاد بگیر ‼️ ♨️ قیمت استثنایی برای ۶۰۰ دوره آموزشیِ فرادرس 📣 برای مشاهده آموزشهای هر دسته بندی، روی عنوان مورد نظر کلیک کنید: 👇 ✅ مدیریت و صنایع | دروس دانشگاهی ✅ هوش مصنوعی | برنامه نویسی ✅ زبانهای خارجی | اکسل Excel ✅ بازاریابی و کسب و کار | بازارهای مالی ✅ مهارتهای عمومی | طراحی سایت 🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]🔄 FaraDars - فرادرس
💢مدیریت استعداد (Talent Management)؛ فراتر از استخدامدر بسیاری از سازمانها، هنوز مدیریت استعداد با استخدام اشتباه گرفته میشود؛ در حالی که استخدام تنها یکی از مراحل این فرآیند است. مدیریت استعداد یک رویکرد استراتژیک برای جذب، توسعه، حفظ و مدیریت سرمایه انسانی است تا سازمان بتواند اهداف کسبوکار خود را محقق کند.مدیریت استعداد زمانی ارزش واقعی ایجاد میکند که بین استراتژی کسبوکار و استراتژی نیروی انسانی ارتباط برقرار کند. 🔻شش مرحله اصلی مدیریت استعداد1. برنامهریزی (Plan)اولین گام، شناسایی نیازهای آینده سازمان است. در این مرحله مشخص میشود چه تعداد نیرو، با چه تخصص و در چه زمان مورد نیاز خواهند بود. 2. جذب (Attract)پس از مشخص شدن نیازها، نوبت به جذب استعدادها میرسد. تهیه شرح شغل شفاف، معرفی فرهنگ و ارزشهای سازمان و ایجاد یک برند کارفرمایی قوی، از مهمترین ابزارهای جذب نیروهای مناسب هستند.3. انتخاب (Select)در این مرحله، بهترین گزینه از میان متقاضیان انتخاب میشود. فرآیند انتخاب میتواند شامل بررسی رزومه، مصاحبه، آزمونهای تخصصی و ارزیابی شایستگیها باشد. 4. توسعه و نگهداشت (Develop & Retain)استخدام پایان کار نیست؛ بلکه آغاز یک مسیر توسعه است. آموزش، کوچینگ، منتورینگ و ایجاد فرصتهای رشد، به کارکنان کمک میکند تا تواناییهای خود را شکوفا کنند. همچنین فرآیند Onboarding یا آشنایی کارکنان جدید با سازمان، نقش مهمی در افزایش تعهد، بهرهوری و کاهش نرخ ترک خدمت دارد.5. انتقال یا خروج (Transition)مدیریت استعداد تنها به ورود کارکنان محدود نمیشود. بازنشستگی، استعفا، جابهجایی داخلی، تعدیل نیرو یا خاتمه همکاری نیز بخشی از چرخه مدیریت استعداد هستند. مدیریت صحیح این مرحله به حفظ دانش سازمانی و انتقال تجربه کمک میکند.6. بازنگری و یادگیری (Reflect)سازمانها باید به طور مستمر فرآیندهای مدیریت استعداد خود را ارزیابی کنند. آیا افراد مناسب را جذب کردهاند؟ آیا برنامههای توسعه اثربخش بودهاند؟ آیا کارکنان کلیدی حفظ شدهاند؟ پاسخ به این پرسشها زمینه بهبود مستمر را فراهم میکند.مدیریت استعداد دیگر فقط وظیفه واحد منابع انسانی نیست. مدیران مستقیم نقش بسیار مهمی در توسعه کارکنان از طریق بازخورد، کوچینگ، واگذاری مسئولیتهای چالشبرانگیز و ایجاد فرصتهای یادگیری دارند.✍آکادمی مدیریت@management_skill
🌍 برگزاری دوره آموزشی استفاده از ابزارهای ITC✅️ ۱۸ ساعت آموزش طی ۳ جلسه(ساعت ۱۴ الی ۲۰)✅️ بازاریابی و منبع یابی صادراتی✅️ معرفی بانک های اطلاعات تجاری ITC✅️ نقشه تجاری Trade Map✅️ نقشه دسترسی بازار Market Access Map✅️ نقشه پتانسیل صادرات Market Potential Map✅️ تسهیلگر قواعد مبدا Rules Of Origin Faciliator✅️ سامانه استاندارد و منابع غیر تعرفه ای Eping✅️ ارائه مدرک معتبر از سازمان تجارت بین المللی ITC، سازمان توسعه تجارت ایران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند☎️ پشتیبانی : ۰۹۳۸۰۹۸۴۸۳۴🏢 محل برگزاری : دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند (آنلاین - حضوری)🗓️ تاریخ برگزاری : پنجم، دهم و دوازدهم شهریور ۱۴۰۵🖥️ لینک ثبت نام (کلاس حضوری) : meshkat.iau.ir/c/27836🖥️ لینک ثبت نام (کلاس آنلاین) : meshkat.iau.ir/c/28282
💢چرا ریتز کارلتون به هر کارمند اجازه می دهد تا ۲۰۰۰ دلار بدون اجازه مدیر خرج کند؟قدرت تفویض اختیارات را در این ویدئو ببینید! @management_skill
💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد. 👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟ 👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟ 🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟ 💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟ 🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟ 👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران@monetary_academy💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت@management_skill🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique❌مدیریت به زبان ساده @management_simple🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event
💢هنر «تنبلی هوشمندانه»!🔸در «هیچ کاری نکردن» هنری وجود دارد و من سالهای زیادی از عمرم را به کمال یافتن در این هنر صرف کردهام. برخی افراد در ویولن به استادی میرسند، دیگران برای شرکت در ماراتن تمرین میکنند و من بیشتر دوران چهل تا پنجاه سالگی خود را به یافتن راههایی برای دستیابی به بیشترین نتایج با کمترین تلاشها اختصاص دادهام!🔸انتخاب اینکه چه زمانی تنبل باشید، یا آنچه من تنبلی استراتژیک مینامم، میتواند بزرگترین دستاوردها و بهترین ایدههای شغلیتان را به همراه داشته باشد. مفهوم تنبلی استراتژیک دقیقا مربوط به هوشمندانهتر کار کردن به جای سختتر کار کردن است که همه ما درباره آن شنیدهایم ولی اجرایش برایمان دشوار است.با این حال، واقعا بسیاری از ایدههای فوقالعاده من زمانی به ذهنم رسیده است که در استراحت بودهام یا حتی روی تختم دراز کشیده بودم.◀️ چیزی که تنبلها از قبل میدانند!🔸میتوان گفت افرادی که «تنبل» تلقی میشوند، به مراتب راههای اثربخشتر بیشتری برای تکمیل وظایف کاری نسبت به همتایان سختکوشتر خود پیدا میکنند. به بیان دیگر: افراد تنبل سریعترین راه را برای انجام یک کار پیدا میکنند تا به هیچ کاری نکردن بازگردند. زمانی که دربارهاش فکر میکنید، واقعا شاهکار است.🔸بر اساس یافتههای یک پژوهش در سال ۲۰۲۲ در دانشگاه تگزاس، آن دسته از کارکنانی که زمانهای استراحت استراتژیک برای خود در نظر میگیرند، تواناییهای حل مساله بهتر و بهرهوری بلندمدت بالاتری نسبت به افرادی دارند که بیوقفه کار میکنند. آن کارکنانی که تنبل تلقی میشوند، به طور غریزی از کارهایی که کمارزش هستند، اجتناب میکنند. آنها سادهسازی میکنند و از باتلاق شنی تفکر بیش از حد و فلج تصمیمگیری همکاران پرمشغلهتر خود اجتناب میکنند.◀️ داستان هنری فورد🔸پیش از آنکه پژوهشگران به این یافتهها برسند، هنری فورد آن را به خوبی درک کرده بود. داستان به زمانی بازمیگردد که یک مشاور در ۱۹۳۰ از فورد پرسید که چرا سالانه ۵۰ هزار دلار به یکی از کارکنانش حقوق میدهد که بیشتر اوقات کار، پاهایش را روی میز انداخته است. فورد جوابی روشن داد: «به این دلیل که چند سال پیش، همین مرد ایدهای داد که باعث یک صرفهجویی ۲میلیون دلاری برای من شد... و زمانی که آن ایده به ذهنش رسید، پاهایش دقیقا همان جایی بودند که اکنون هستند.»◀️ چگونه هیچ کاری نکنیم؟!🔸تنبل بودن استراتژیک به معنای اجتناب از کارها و وظایفی نیست که واقعا اهمیت دارند. معنای آن فقط انتخاب این است که چه چیزی ارزش انرژی شما را دارد و چه چیزی باید رها شود. این رویکرد در عمل به شرح زیر است:در هر روز خود، یک زمان مشخص به «هیچ کاری نکردن» اختصاص دهید. مغز برای بازسازی سیستم توجه خود نیاز به وقفه و استراحت دارد که کار متمرکز به مدت طولانی این توانایی را کاهش میدهد.🔸در زمان کوتاه استراحت خود، میتوانید بدون موبایل بیرون بروید. نقطهای برای خیره شدن به آسمان بیابید. این همان چیزی است که پژوهشگران «شیفتگی نرم» مینامند؛ نوعی حالت ذهنی آرام، با رهاسازی توجه و با شیفتگی نسبت به طبیعت و جهان اطراف که باعث بازسازی سیستم مغز و اعصاب میشود.گاهی بهترین راه برای حل یک مساله، توقف تلاش برای حل آن و اجازه دادن به مغز برای غرق شدن کامل در چیزی دیگر است!✍نویسنده: Chris Lovett@planing_tm
🔥سخنرانی آقای مهندس علمداری در ایونت 7 مرداد در جمع شرکتهای B2B حوزه کامپیوتر و قطعات کامپیوتراین ایونت مشترک با همکاری آقای دکتر کیان و آقای مهابادی برگزار شد.سرفصلهای سخنرانی آقای مهندس علمداری:🧲تفاوت سیستمسازی با مدیریت منابع انسانی🧲 نشانههای سیستمسازی کارآمد🧲جذب و استخدام پرسنل🧲 نحوه ارزیابی رزومهها و طراحی فرایند جذب🧲سوالات ضروری مصاحبه استخدامی🧲نحوه محاسبه پورسانت 🧲آموزش صحیح پرسنل با SOPهای مکتوباگر صاحب کسبوکار هستید و مایلید در ایونت مشترک بعدی بهصورت رایگان شرکت کنید، اسم و شماره تماس خود را به آیدی زیر ارسال کنید تا کارشناسان ما با شما ارتباط بگیرند 👇@alamdarihr_admin
💢نه مهارت هوش مصنوعی برای تسلط در سال 2026@fqskill
♨️ آخرین فرصت — دریافت بیش از ۶۰۰ آموزش ۱۱۹ هزار تومنی از فرادرس! ⭐️ طرح «شگفتی آموختن»، فرصتی ویژه برای یادگیری... ✅ جدیدترین آموزشهای اضافه شده به طرح شگفتی 👇 🔶 برنامه ریزی، کنترل و ارزیابی عملکرد سازمان 🔶 ساخت داشبورد در Power BI – تحلیل صورتهای مالی 🔶 آموزش مدیریت استراتژیک پروژه 🔶 داشبوردهای مدیریتی اکسل Excel 🔶 آموزش زبان تخصصی مدیریت صنعتی ➕ لیست ۲۰۰ آموزش جدید - [کلیک کنید] 🔗 دسترسی به تمامی ۶۰۰ آموزش [+]🔄 FaraDars - فرادرس
💢مهارت های دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:🔮مهارت خودآگاهی توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی 🔮مهارت همدلیدرک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه، روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.🔮مهارت روابط بین فردی مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.🔮مهارت ارتباط موثر درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.🔮مهارت مقابله با استرس با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.🔮مهارت مدیریت هیجانهر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.🔮مهارت حل مسئلهزندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.🔮مهارت تصمیم گیریبرای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.🔮مهارت تفکر خلاقتفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.🔮مهارت تفکر نقادانهاین مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.@planing_tm
💢هنر «تنبلی هوشمندانه»!🔸در «هیچ کاری نکردن» هنری وجود دارد و من سالهای زیادی از عمرم را به کمال یافتن در این هنر صرف کردهام. برخی افراد در ویولن به استادی میرسند، دیگران برای شرکت در ماراتن تمرین میکنند و من بیشتر دوران چهل تا پنجاه سالگی خود را به یافتن راههایی برای دستیابی به بیشترین نتایج با کمترین تلاشها اختصاص دادهام!🔸انتخاب اینکه چه زمانی تنبل باشید، یا آنچه من تنبلی استراتژیک مینامم، میتواند بزرگترین دستاوردها و بهترین ایدههای شغلیتان را به همراه داشته باشد. مفهوم تنبلی استراتژیک دقیقا مربوط به هوشمندانهتر کار کردن به جای سختتر کار کردن است که همه ما درباره آن شنیدهایم ولی اجرایش برایمان دشوار است.با این حال، واقعا بسیاری از ایدههای فوقالعاده من زمانی به ذهنم رسیده است که در استراحت بودهام یا حتی روی تختم دراز کشیده بودم.◀️ چیزی که تنبلها از قبل میدانند!🔸میتوان گفت افرادی که «تنبل» تلقی میشوند، به مراتب راههای اثربخشتر بیشتری برای تکمیل وظایف کاری نسبت به همتایان سختکوشتر خود پیدا میکنند. به بیان دیگر: افراد تنبل سریعترین راه را برای انجام یک کار پیدا میکنند تا به هیچ کاری نکردن بازگردند. زمانی که دربارهاش فکر میکنید، واقعا شاهکار است.🔸بر اساس یافتههای یک پژوهش در سال ۲۰۲۲ در دانشگاه تگزاس، آن دسته از کارکنانی که زمانهای استراحت استراتژیک برای خود در نظر میگیرند، تواناییهای حل مساله بهتر و بهرهوری بلندمدت بالاتری نسبت به افرادی دارند که بیوقفه کار میکنند. آن کارکنانی که تنبل تلقی میشوند، به طور غریزی از کارهایی که کمارزش هستند، اجتناب میکنند. آنها سادهسازی میکنند و از باتلاق شنی تفکر بیش از حد و فلج تصمیمگیری همکاران پرمشغلهتر خود اجتناب میکنند.◀️ داستان هنری فورد🔸پیش از آنکه پژوهشگران به این یافتهها برسند، هنری فورد آن را به خوبی درک کرده بود. داستان به زمانی بازمیگردد که یک مشاور در ۱۹۳۰ از فورد پرسید که چرا سالانه ۵۰ هزار دلار به یکی از کارکنانش حقوق میدهد که بیشتر اوقات کار، پاهایش را روی میز انداخته است. فورد جوابی روشن داد: «به این دلیل که چند سال پیش، همین مرد ایدهای داد که باعث یک صرفهجویی ۲میلیون دلاری برای من شد... و زمانی که آن ایده به ذهنش رسید، پاهایش دقیقا همان جایی بودند که اکنون هستند.»◀️ چگونه هیچ کاری نکنیم؟!🔸تنبل بودن استراتژیک به معنای اجتناب از کارها و وظایفی نیست که واقعا اهمیت دارند. معنای آن فقط انتخاب این است که چه چیزی ارزش انرژی شما را دارد و چه چیزی باید رها شود. این رویکرد در عمل به شرح زیر است:در هر روز خود، یک زمان مشخص به «هیچ کاری نکردن» اختصاص دهید. مغز برای بازسازی سیستم توجه خود نیاز به وقفه و استراحت دارد که کار متمرکز به مدت طولانی این توانایی را کاهش میدهد.🔸در زمان کوتاه استراحت خود، میتوانید بدون موبایل بیرون بروید. نقطهای برای خیره شدن به آسمان بیابید. این همان چیزی است که پژوهشگران «شیفتگی نرم» مینامند؛ نوعی حالت ذهنی آرام، با رهاسازی توجه و با شیفتگی نسبت به طبیعت و جهان اطراف که باعث بازسازی سیستم مغز و اعصاب میشود.گاهی بهترین راه برای حل یک مساله، توقف تلاش برای حل آن و اجازه دادن به مغز برای غرق شدن کامل در چیزی دیگر است!✍نویسنده: Chris Lovett@planing_tm
🔴 خبر فوری — ۲۰۰ آموزش جدید اضافه شد...‼️ 💯 ۴۰۰+۲۰۰ آموزش منتخب در فرادرس، ۱۱۹,۰۰۰ تومن شد. دورههای آموزشی منتخب با قیمت استثنایی 👇 ▫️ مدیریت صورت جلسات پروژه با اکسل ▫️ اصول مدیریت مالی ۱ + مرور و حل مساله ▫️ آموزش مقدماتی ارزیابی کار و زمان ▫️ برنامه ریزی، کنترل و ارزیابی عملکرد سازمان ▫️ آموزش برنامه ریزی تولید 🔗 لیست تمامی ۶۰۰ آموزش - [کلیک کنید]🔄 FaraDars - فرادرس
💢 زمان مناسب برای تغییر مسیر شغلی✍️ ترجمه: کامران اکبری | منبع: Forbesکار، بخش مهمی از زندگی ماست و اگر با علایق و اهدافمان همراستا باشد، میتواند منبع معنا و رضایت باشد. اما زمانی که احساس میکنیم مسیر فعلی شغلیمان دیگر با خواستههایمان هماهنگ نیست، باید با دقت و واقعبینی به فکر تغییر باشیم.📌 دهه سوم زندگی (۳۰ تا ۴۰ سالگی) یکی از مناسبترین زمانها برای بازنگری مسیر شغلی است. در این دوره، معمولاً افراد تجربه کافی از دنیای کار، شناخت بهتر از مهارتها، ترجیحات، فرهنگهای سازمانی و ارزشهای زندگی شخصی پیدا کردهاند. این خودآگاهی میتواند نقطه شروعی برای تصمیمگیری آگاهانه باشد.🔎 چه زمانی باید به تغییر مسیر شغلی فکر کرد؟🔸زمانی که از محتوای شغلی فعلی لذت نمیبرید یا علاقهتان به حوزهای دیگر است.🔸زمانی که سبک زندگی دلخواهتان با شغل فعلی همراستا نیست.🔸 زمانی که امکان رشد، ارتقا و افزایش درآمد در موقعیت فعلی محدود یا مسدود شده است.⚖️ با این حال، باید تفاوت بین "تغییر شغل" و "تغییر مسیر شغلی" را بشناسیم. اگر تنها از محیط یا افراد محل کار ناراضی هستید، شاید یک تغییر شغل کافی باشد. اما اگر تصمیم دارید حوزه کاریتان را بهکلی عوض کنید (مثلاً از آموزش به بازاریابی)، این تغییر نیازمند برنامهریزی، آموزش و سازگاری عمیقتر است.📌 مراحل کلیدی برای تغییر مسیر شغلی موفق:📌 تحقیق درباره مسیرهای جدید: با افراد فعال در حوزه هدف گفتوگو کنید، شرح مشاغل را بخوانید و فضای آن شغل را بشناسید.📌 بررسی بازار کار: پتانسیل استخدام، میزان تقاضا و آینده شغلی در حوزه جدید را ارزیابی کنید.📌 برنامهریزی مالی: برای دوره بیکاری یا کاهش درآمد احتمالی آماده باشید.📌 توسعه شبکه ارتباطی: با افراد مرتبط در صنعت مورد علاقهتان ارتباط بگیرید.📌 یادگیری مهارتهای جدید: اگر نیاز به مدرک، گواهینامه یا آموزش خاصی دارید، برنامهریزی و اقدام کنید.📌 بازنویسی رزومه: رزومهتان را بر اساس مهارتهای قابلانتقال و حوزه جدید بازطراحی کنید.📌 اقدام هدفمند: از طریق ارتباطات یا اپلیکیشنهای شغلی معتبر وارد عمل شوید.💡 در نهایت، اگر هنوز درباره انتخاب مسیر جدید مطمئن نیستید، میتوانید با کارآموزی، پروژههای پارهوقت یا همکاریهای موقت، مسیر جدید را آزموده و با ریسک کمتر تصمیمگیری کنید.📍تغییر مسیر شغلی تصمیمی مهم و گاه دشوار است، اما با آمادگی ذهنی، واقعبینی و برنامهریزی میتواند نقطه آغازی برای رضایت، رشد و موفقیت شغلی پایدار باشد.@management_technique
💢رهبری کردن، هم مانند شنا کردن است ، فقط با خواندن یاد گرفته نمی شود.✍ هنری مینتزبرگ@mba_event
مهارت های مدیریت pinned a video
دانشگاه تهران برگزار میکند:💠 دوره کارگاهی «هوش مصنوعی در کسبوکار»(Executive AI for Business)همراه با اعطای گواهینامه معتبر پایاندوره از دانشگاه تهراندر دنیای امروز، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار مدرن نیست؛ بلکه شتابدهندهای قدرتمند و مزیتی کلیدی برای پیشگامی در بازار به شمار میرود.این کارگاه بهصورت هیبرید (حضوری و آنلاین) برگزار میشود؛ بنابراین علاقهمندان محترمی که خارج از تهران نیز سکونت دارند، میتوانند بهراحتی در این دوره تخصصی شرکت نمایند.پیشنهاد میکنیم در ویدیوی پیوست، ضرورت و اهداف استراتژیک این دوره را از زبان مدرس محترم بشنوید.🏛 محل برگزاری: دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران📅 تاریخ شروع کارگاه: ۷ مرداد ۱۴۰۵🪑 ظرفیت محدودجهت بررسی دقیق سرفصلها و ثبتنام در این کارگاه تخصصی، از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:🔗 stc.efut.ir/44%D8%A8%D8%A7 ما در مسیر توسعه حرفهای همراه باشید.عضویت در کانال رسمی دپارتمان دورههای کوتاهمدت:t.me/stcefut
💢مدیران دایی جان ناپلئون👈 «کار، کارِ انگلیسیهاست!»🔴این جمله مشهور رمان داییجان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد، سالهاست از دل ادبیات بیرون آمده و وارد زبان روزمره مردم شده است. اما این جمله فقط یک شوخی ادبی نیست؛ نمادی از نوعی ذهنیت است که هنوز هم در برخی سازمانها و شرکتها دیده میشود. ذهنیتی که به جای جستوجوی ریشه مشکلات در درون سازمان، همیشه به دنبال مقصرانی در بیرون میگردد.📌چنین مدیرانی را میتوان «مدیران داییجان ناپلئون» نامید.🟤این مدیران برای هر ناکامی، یک دشمن فرضی دارند. اگر فروش کاهش یابد، رقیبان تبانی کردهاند. اگر کارکنان انگیزه ندارند، نسل جدید اهل کار نیست. اگر مشتریان ناراضیاند، بازار خراب شده است. اگر پروژهای شکست بخورد، حتماً کسی از درون یا بیرون سازمان سنگاندازی کرده است. در نگاه این مدیران، تقریباً هیچ مشکلی از تصمیمها، سیاستها یا شیوه مدیریت خودشان ناشی نمیشود.🟦نخستین ویژگی این مدیران، فرافکنی است. آنها به ندرت میپذیرند که شاید تصمیمی اشتباه گرفته باشند یا تحلیلی نادرست ارائه کرده باشند. پذیرش خطا برایشان دشوار است، زیرا آن را خدشهای به اقتدار خود میدانند. بنابراین، همیشه مقصری بیرون از اتاق مدیریت پیدا میشود.🟪ویژگی دوم، ذهنیت توطئهمحور است. آنها میان رویدادهایی که هیچ ارتباطی با هم ندارند، رابطهای پنهان کشف میکنند. استعفای یک کارمند، موفقیت یک رقیب، انتقاد یک مشتری یا حتی یک شایعه ساده، در ذهن آنها به بخشی از یک نقشه بزرگ تبدیل میشود. نتیجه این نگاه، تصمیمهایی است که نه بر پایه واقعیت، بلکه بر اساس سوءظن گرفته میشوند.⬜ویژگی سوم، بیاعتمادی مزمن است. مدیر داییجان ناپلئون به سختی به دیگران اعتماد میکند. او تصور میکند کارکنان اطلاعات را پنهان میکنند، مدیران میانی اهداف دیگری دارند و حتی افراد وفادار نیز ممکن است روزی علیه او اقدام کنند. در چنین فضایی، کارکنان کمتر حرف میزنند، بیشتر سکوت میکنند و ترجیح میدهند حقیقت را نگویند.🟪ویژگی چهارم، وابستگی به چاپلوسان است. همانگونه که مشقاسم، هر روایت داییجان را بیچونوچرا تأیید میکرد، این مدیران نیز به حضور افرادی نیاز دارند که همیشه بگویند: «دقیقاً درست میفرمایید.» به مرور، صدای منتقدان خاموش میشود و فقط کسانی باقی میمانند که باورهای مدیر را تکرار میکنند. در چنین فضایی، واقعیت آرامآرام جای خود را به توهم میدهد.🟩ویژگی دیگر، تصمیمگیری بر اساس پیشداوری است. مدیر، پیش از آنکه شواهد را ببیند، نتیجه را انتخاب کرده است. سپس فقط گزارشهایی را میپذیرد که همان نتیجه را تأیید کنند. هر اطلاعاتی که با باورهای او سازگار نباشد، بیاعتبار تلقی میشود یا به حساب سوءنیت دیگران گذاشته میشود.🟧این مدیران معمولاً بحرانها را نیز بزرگتر از اندازه واقعیشان میبینند. یک اختلاف کوچک میان دو همکار، به توطئهای سازمانیافته تبدیل میشود. یک انتقاد ساده، حملهای برنامهریزیشده تلقی میشود و یک اشتباه عادی، نشانه خیانت. در نتیجه، بخش مهمی از انرژی سازمان صرف جنگیدن با دشمنانی میشود که اغلب فقط در ذهن مدیر وجود دارند.⚫️ایرج پزشکزاد بیش از نیم قرن پیش، شخصیتی خلق کرد که هنوز هم در بسیاری از سازمانها میتوان نمونههایی از آن را دید. شاید نامشان داییجان نباشد و دیگر کسی از «انگلیسیها» حرف نزند، اما منطق ذهنی همان است؛ همیشه یک دشمن بیرونی، همیشه یک مقصر آماده و همیشه این باور که «اشتباه از جای دیگری است.»⚪️مشکل از جایی آغاز میشود که دور مدیر، پر از «مشقاسم»هایی میشود که فقط تأیید میکنند، نه تصحیح. از همان لحظه، واقعیت آرامآرام از اتاق مدیریت خارج میشود و توهم، جای آن را میگیرد. شاید به همین دلیل است که «داییجان ناپلئون» فقط یک رمان طنز نیست؛ هشداری است برای هر مدیری که بیش از آنکه به شواهد گوش بدهد، به سوءظنهای خودش اعتماد میکند.🎯این یادداشت با الهام از کتاب دایی جان ناپلئون تالیف ایرج پزشک زاد و کمک هوش مصنوعی تدوین شده است.@transformation_m
💢مکان کنترل؛ درونی یا بیرونی!🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفتهاند. نفر اول میگوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمیدهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستیهای سازمان، از خود میپرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روانشناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید.🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسانها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایشهای متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیتها و شکستهایشان تا حد زیادی نتیجه انتخابها، تلاشها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج میدانند.🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابلتوجهی بر کیفیت تصمیمگیری، انگیزه، تابآوری و حتی رضایت از زندگی دارد.🟤پژوهشهای متعدد نشان دادهاند افرادی که مکان کنترل درونی قویتری دارند، معمولاً مسئولیتپذیرترند، برای خود هدف تعیین میکنند، در برابر شکست زود تسلیم نمیشوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بنبست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن میبینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی میتواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود.🟠در مدیریت نیز این تفاوت بهخوبی دیده میشود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت میدهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد میکند. اما مدیری که میپرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راههایی برای پیشرفت پیدا میکند.🟡با اینحال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحرانهای اجتماعی یا تصمیمهای کلان، واقعیتهایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمانها اثر میگذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیتها، تمرکز خود را بر بخش قابلکنترل ماجرا قرار میدهند.🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها بهمراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه میتوانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم.⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را میپذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت میکنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ بهتدریج در سراسر سازمان گسترش مییابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود.⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفهجویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارتهای فردی، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخابهای ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت میکند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند.🔴اگر میخواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبهرو شدید، از خود سه پرسش بپرسید:- چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟- چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟- اولین اقدام کوچکی که همین امروز میتوانم انجام دهم چیست؟همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل میکند.🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمیتوانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز میکنند. این تغییر ساده، تصمیمهای بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد میکند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه میتوانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است.@management_simple
💢پلنِ D✍️ ايوب موحدزاده بشر در شرایط بحران یا ابهام، بهصورت طبیعی فرمان ذهنش به سمت مهمترین اولویتهای بقا میچرخد. سازمانها نیز، همچون انسان، در مواجهه با بحران (مقارن احوال فعلی)، نخست به غریزه بقا پناه میبرند. در چنین شرایطی، بسیاری از فرایندها، فعالیتها و پروژهها زیر سؤال میروند و طبیعی است که مدیران به سراغ Plan B بروند. همان بدیلِ روتین که قرار است سازمان را از تندباد حوادث عبور دهد.اما اگر زمستان اقتصاد طولانیتر شد و بحران از سناریوی مربوطه فراتر رفت و یقه سازمان را دودستی گرفت، آنگاه چه؟ اگر دیر از خواب غفلت بیدار شدیم و ساعت کوک شدهی Plan B بیدارمان نکرد، آنگاه چه؟ و اگر تصمیمهای رایج Plan B دیگر برای چابک نگهداشتن سازمان کافی نبود، فیتیله کدام فرایندها را تاحد خاموشی پایین بکشیم و کدامها را، حتی در سختترین شرایط، باید روشن نگه داریم؟ آنچه معمولاً در Plan B میبینیم، اقداماتی از این جنس است:🔹 کاهش ضایعات و هزینههای نگهداری🔹 تسریع در وصول مطالبات🔹 مدیریت نقدینگی🔹 حفظ مشتریان و ذینفعان کلیدی🔹 خروج از پروژههای زیانده🔹 پرهیز از قراردادهای پرریسک🔹 و...تردیدی نیست که این اقدامات میتوانند بسیار مؤثر و حتی حیاتی باشند. مقصودم این نیست که Plan B یا حتی رویکرد انقباضیترِ Plan C نادرست است. بلکه این پلنها عمدتاً برای سناریوهایی طراحی میشود که دامنه آنها تا حدی قابل پیشبینی است، در حالی که بسیاری از بحرانهای امروز، زنجیرهای، چندبعدی و فرسایشیاند و گاه قواعد بازی را نیز تغییر میدهند. منظور اصلیم محدود نکردن افق تصمیمگیری به یک یا دو سناریوست. لذا پیشنهاد میکنم بهجای خو گرفتن به Plan A و Plan B، حقیقت دودوتای سازمان را مجهز به چهار راه راستین کنیم، یعنی افق تصمیمگیری سازمان را تا Plan D گسترش دهیم. منظور از این چهار پلن، چهار برنامه ثابت نیست. بلکه چهار رویکرد متفاوت برای مواجهه با سطوح مختلف عدمقطعیت و بحران است. [انصافاً حوصله و توش و توان میخواهد]. در بحرانهای شدیدتر، مزیت رقابتی دیگر صرفاً از «کنترل هزینهها» به دست نمیآید. بلکه از درک سیستم، هوش محیطی، کیفیت و سرعت تصمیمگیری، سرعت یادگیری و تطبیق، شفافیت اولویتها، اعتماد میان مدیران و کارکنان و توانایی بازآفرینی سازمان ناشی میشود. Plan D بجای «چه چیزی را حذف کنیم؟»، بدنبال «چه چیزی را باید از نو تعریف کنیم؟» است.@strategym_academy
دانشگاه تهران برگزار میکند:💠 دوره کارگاهی «هوش مصنوعی در کسبوکار»(Executive AI for Business)همراه با اعطای گواهینامه معتبر پایاندوره از دانشگاه تهراندر دنیای امروز، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار مدرن نیست؛ بلکه شتابدهندهای قدرتمند و مزیتی کلیدی برای پیشگامی در بازار به شمار میرود.این کارگاه بهصورت هیبرید (حضوری و آنلاین) برگزار میشود؛ بنابراین علاقهمندان محترمی که خارج از تهران نیز سکونت دارند، میتوانند بهراحتی در این دوره تخصصی شرکت نمایند.پیشنهاد میکنیم در ویدیوی پیوست، ضرورت و اهداف استراتژیک این دوره را از زبان مدرس محترم بشنوید.🏛 محل برگزاری: دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران📅 تاریخ شروع کارگاه: ۷ مرداد ۱۴۰۵🪑 ظرفیت محدودجهت بررسی دقیق سرفصلها و ثبتنام در این کارگاه تخصصی، از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:🔗 stc.efut.ir/44%D8%A8%D8%A7 ما در مسیر توسعه حرفهای همراه باشید.عضویت در کانال رسمی دپارتمان دورههای کوتاهمدت:t.me/stcefut
💢بزرگترین اشتباه مدیران؛ از «چه» شروع میکنند، نه «چرا»📕چرا بعضی شرکتها و مدیران، حتی با امکانات کمتر، تأثیری ماندگار بر مشتریان و کارکنان خود میگذارند، اما برخی دیگر با وجود سرمایه، فناوری و تبلیغات گسترده، بهسختی میتوانند اعتماد و وفاداری ایجاد کنند؟ سایمون سینک در کتاب پرفروش «با چرا شروع کنید» (Start with Why) پاسخی شگفتانگیز به این پرسش میدهد؛ پاسخی که نگاه میلیونها مدیر، کارآفرین و رهبر سازمانی را در سراسر جهان تغییر داده است. اگر تنها یک کتاب برای درک راز رهبری الهامبخش بخوانید، این کتاب یکی از بهترین انتخابهاست.📗سینک معتقد است بیشتر افراد و سازمانها دقیقاً میدانند چه کاری انجام میدهند و بسیاری نیز میدانند چگونه آن را انجام میدهند؛ اما تعداد بسیار کمی میتوانند توضیح دهند چرا آن کار را انجام میدهند. منظور از «چرا»، سودآوری نیست؛ زیرا سود، نتیجه فعالیت است، نه دلیل آن. «چرایی» همان باور، رسالت و هدفی است که به فعالیتهای یک فرد یا سازمان معنا میبخشد و دیگران را به پیروی از او ترغیب میکند.📘نویسنده برای توضیح این مفهوم، مدل مشهور دایره طلایی را معرفی میکند. در مرکز این دایره «چرا»، در حلقه دوم «چگونه» و در لایه بیرونی «چه» قرار دارد. رهبران بزرگ، برخلاف دیگران، همیشه از مرکز دایره آغاز میکنند؛ یعنی ابتدا از باورها و ارزشهای خود سخن میگویند، سپس روش انجام کار را توضیح میدهند و در نهایت محصول یا خدمتشان را معرفی میکنند. اما اغلب سازمانها دقیقاً برعکس عمل میکنند؛ آنها فقط درباره محصولات، قیمت یا خدمات خود حرف میزنند و هرگز نمیگویند چرا وجود دارند.📙یکی از جذابترین بخشهای کتاب، تحلیل موفقیت شرکت اپل است. سینک نشان میدهد که اپل صرفاً رایانه یا تلفن همراه نمیفروشد؛ بلکه اندیشه «متفاوت فکر کردن» را عرضه میکند. مشتریان، پیش از آنکه عاشق آیفون یا مکبوک باشند، شیفته فلسفه و باور این برند میشوند. به همین دلیل، رابطهای عمیقتر از یک خرید ساده میان مشتری و برند شکل میگیرد.📔سینک با استناد به یافتههای علوم اعصاب نیز توضیح میدهد که انسانها ابتدا با احساسات تصمیم میگیرند و سپس با منطق از تصمیم خود دفاع میکنند. بنابراین رهبرانی که بتوانند با «چرایی» خود احساسات مخاطبان را درگیر کنند، اعتماد و وفاداری پایدارتری میسازند. به باور او، مردم محصول شما را نمیخرند؛ آنها دلیل انجام آن کار را میخرند.📒از دیگر نکات ارزشمند کتاب، تفاوت میان «مدیریت» و «رهبری» است. مدیر میتواند برنامهریزی و کنترل کند، اما رهبر با ایجاد معنا، امید و انگیزه، دیگران را به حرکت وامیدارد. سازمانهایی که «چرایی» روشنی دارند، کارکنانی متعهدتر، مشتریانی وفادارتر و توان بیشتری برای عبور از بحرانها خواهند داشت.📓پیام کتاب ساده اما عمیق است: پیش از آنکه از محصول، خدمت یا تواناییهای خود صحبت کنید، از خود بپرسید «چرا این کار را انجام میدهم؟» پاسخ این پرسش، مسیر تصمیمگیری، نوآوری، بازاریابی و حتی سبک رهبری شما را دگرگون خواهد کرد.📕«با چرا شروع کنید» از آن دسته کتابهایی است که پس از خواندنش، دیگر به کسبوکار، مدیریت و حتی زندگی شخصی خود مانند گذشته نگاه نخواهید کرد. اگر میخواهید بدانید چرا بعضی رهبران الهامبخشاند، چرا برخی برندها طرفداران وفادار دارند و چگونه میتوان اثری ماندگار بر دیگران گذاشت، خواندن این کتاب را از دست ندهید. شاید مهمترین تغییری که در حرفه و زندگی شما رخ میدهد، با پاسخ به یک سؤال آغاز شود: «چرا؟»@management_skill
💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران@monetary_academy💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت@management_skill🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique❌مدیریت به زبان ساده @management_simple🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event
💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید: ۱. تعریف هوش مالی چیست؟ ۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟ ۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟ ۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟ ۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟ ۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟ ۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟ ۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟ ۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟ ۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟ ۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟ 👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
💢چرا «فروش کم» مسئله اصلی نیست!این جمله شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما در عمل یکی از مهمترین تفاوتهای بین یک مدیر واکنشی و یک مدیر استراتژیک دقیقاً همینجاست.وقتی فروش پایین میآید، ذهن خیلی از صاحبان کسبوکار فوراً میرود سراغ راهحلهای سریع:تبلیغ بیشتر، تخفیف، افزایش تولید محتوا، فشار بیشتر به تیم فروش.اما سؤال مهمتر این است: فروش کم، نشانهٔ چیست؟در بسیاری از مواقع، فروش پایین نتیجه یکی از این موارد است:- هدف گرفتن مشتری اشتباه- پیشنهاد نامفهوم- تمایز ضعیف- ناهماهنگی پیام با نیاز واقعی مشتری- یا حتی مشکل در تجربه خریدیعنی فروش کم، معمولاً آخرین حلقه زنجیره است، نه اولین علت.اگر فقط روی خودِ فروش تمرکز کنیم، داریم به نشانه واکنش نشان میدهیم نه به ریشه. برای همین است که بعضی کسبوکارها با وجود تبلیغ، تخفیف و فعالیت زیاد، باز هم رشد پایدار نمیسازند. چون مسئله اصلیشان در جای دیگری است.استراتژی خوب از همینجا شروع میشود: از تفکیک کردن «نشانه» از «مسئله». تا وقتی ندانیم فروش کم دقیقاً از کجا آمده، هر اقدامی فقط یک مُسکن موقت است.اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: فروش کم مهم است، اما معمولاً نقطه شروع تحلیل نیست. نقطه شروع، تشخیص علت واقعیِ آن است.✍ مهدی امیریان @tarfandbazaryabi
📱 هدیه ۵۵۰ هزار تومانی فرادرس در اپلیکیشن 🤩 با اپلیکیشن فرادرس، آموزش مورد علاقهتان را انتخاب کنید و با کد تخفیف زیر، ۵۵۰ هزار تومان هدیه بگیرید. 🎁 کد تخفیف ۵۵۰ هزار تومانی: FRAPP ⏺ امکان دانلود و مشاهده آفلاین آموزشها در اپلیکیشن⏺ دسترسی راحتتر به یادگیری با موبایل، در هر زمان و هر شرایط⏺ فرصت ویژه برای شروع یادگیری با تخفیف بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش کاربردی را روی موبایل خود ببینید!👇👇 🔗 دریافت اپلیکیشن فرادرس – کلیک کنید🔄 FaraDars - فرادرس
💢در شرکت بیام دبلیو به کارکنان گفته میشود که تنها راه رسیدن به پستهای بالاتر این است که افراد در قالب تیمهای کاری عملکرد ممتازی داشته باشند و بزرگترین هنرشان کمک به همتیمیها باشد و در این میان اولویت ارتقا با کسانی است که بیشترین تاثیر را بر بهبود عملکرد همتیمیهای خود و تسهیل و تسریع روند رشد آنها داشتهاند. احترام به تنوع و تفاوتهای فردی از دیگر عناصر اصلی فرهنگ بیام دبلیو به حساب میآید که موجب شده تا تمام افراد پرشماری که در کارخانههای متعدد این شرکت در سراسر دنیا مشغول به کار هستند و دارای نژاد، مذهب، زبان، سن، تحصیلات و سوابق کاری متنوع و گوناگونی هستند به میزان بسیار زیادی احساس برابری و همگونی کنند. @mba_event
💢پر مشغلهبودن نشانه هوش و موفقیت نیست! یکی از اولویتهای اصلی هر مدیر تازهکاری در بدو فعالیت مدیریتیاش حول محور افزایش بهرهوری شکل میگیرد. در این میان بسیاری از بزرگان و صاحبنظران دنیای مدیریت توصیهها و رهنمونهایی در ارتباط با راههای افزایش بهرهوری در سازمانها ارائه دادهاند که حاصل سالها تجربهاندوزی و مطالعه آنهاست و در اینجا به آنها پرداخته می شود:1⃣ خودتان وقتتان را مدیریت کنیداگر میخواهید با اوج توانتان کار کنید حتما باید در هر روز کاری، ساعاتی را بهطور کامل برای انجام پروژههایی اختصاص دهید که نیازمند تمرکز بالا بوده و هر گونه اخلال و مزاحمتی میتواند به کاهش کیفیت اجرای آن منتهی شود. برای تحقق این هدف باید عوامل مزاحمی چون تماسهای تلفنی، رسانههای اجتماعی و مراجعهکنندگان را بهطور کامل از خود دور کرد و پس از انجام حداقل یک کار مهم برای مدتی مشخص و محدود به آنها پاسخ داد.2⃣ فراموش نکنید که پرمشغله بودن باعث کاهش تمرکز میشودبعضیها فکر میکنند اگر سرشان را حسابی شلوغ کنند و چندین پروژه و کار را بهطور همزمان انجام دهند به گونهای عمل کردهاند که بهرهوری بالایی را به نمایش گذاشتهاند و موفق جلوه خواهند کرد؛ در حالیکه کاملا عکس این است و پرداختن به فعالیتهای متعدد در یک زمان بهطور حتم ما را از انجام درست و با تمرکز کار اصلیمان باز میدارد. 3⃣ چیزی به نام کارمند ایدهآل وجود نداردبرخی از مدیران بر این باورند که کارمند ایدهآل کسی است که تمام فکر و ذکرش کار برای شرکت یا سازمان خود است و فردی است که حاضر است زندگی شخصیاش را فدای کار خود کند. ولی لایقترین و قویترین کارمندان نیز نمیتوانند برای ساعات و روزهای طولانی کار کنند و دیر یا زود خستگی و دلزدگی از کار سراغ آنها خواهد آمد.موفقترین افراد کسانی هستند که به محدودیتهای ذهنی و جسمی خود آگاه هستند و در حین کار به اندازه معقول استراحت میکنند. بهطور حتم این افراد عملکرد بهتری از خود بروز خواهند داد.4⃣ برای به پایان رساندن پروژههای بزرگ و مهم عجله نکنیدخیلی از ما برای به پایان رساندن پروژههای حساس و خیلی مهم خود ثانیهشماری میکنیم و گاهی اوقات ترجیح میدهیم تا با عجله آن کارها را تمام کنیم و به اصطلاح از شر آن کار خلاص شویم. آدام گرانت، روانشناس مشهور معتقد است اگر مدیران یا کارمندان در حال انجام دادن یک پروژه حساس و مهم هستند بهتر است بیش از حد به خود فشار نیاورند که آن کار را هر چه سریعتر به پایان برسانند بلکه شایسته است عمداً چند گام آخر را به روزهای بعد موکول کنند تا مراحل آخر پروژه مورد نظر را که بسیار تعیینکننده نیز هستند با تمرکز و بهرهوری بالاتری انجام دهند.✍ آکادمی مدیریت@management_skill
💢 کوک چهارم @life_skills2022
🚀 با فرادرس، رایگان آموزش ببین و تو یه چشم بهم زدن کلی مهارت یاد بگیر... ⭐ آموزش سریع یا کرش کورس، یه آموزش کوتاه و کاربری و در عین حال پرمحتواست که حتما به کارت میاد.👇 🔗 چگونه پاسخهای بهتری از هوش مصنوعی بگیریم؟ - اصول پرامپتنویسی 🔗 مایکروسافت پروجکت MSP در ۶۰ دقیقه 🔗 آموزش گوگل شیت در ۶۰ دقیقه 🔗 نوشتن یک رزومه خوب – بررسی نمونههای عملی و الگوهای ساخت 🔗 آموزش ورد، اکسل، پاورپوینت و اکسس 👈 بقیه رو اینجا ببین - [شروع یادگیری]🔄 FaraDars - فرادرس
💢قورباغهات را قورت بده!🐸چرا بعضی مدیران با وجود مسئولیتهای فراوان، همیشه به اهداف خود میرسند، اما برخی دیگر مدام احساس میکنند زمان کم میآورند؟ برایان تریسی در کتاب «قورباغهات را قورت بده» پاسخی ساده اما کاربردی ارائه میدهد: هر روز، مهمترین و دشوارترین کارتان را قبل از هر کار دیگری انجام دهید.🐸«قورباغه» در این کتاب، نماد مهمترین و در عین حال ناخوشایندترین کاری است که باید انجام دهید؛ کاری که بیشترین تأثیر را بر موفقیت شما دارد، اما معمولاً به دلیل دشواری یا نداشتن علاقه، انجام آن را به تعویق میاندازید. تریسی معتقد است اگر هر روز صبح ابتدا همین «قورباغه» را قورت دهید، ادامه روز با تمرکز، آرامش و بهرهوری بیشتری سپری خواهد شد.🐸نویسنده تأکید میکند که موفقیت، بیش از آنکه به استعداد وابسته باشد، به عادتهای روزانه بستگی دارد. افراد موفق، کارهای مهم را در اولویت قرار میدهند؛ در حالی که بسیاری از افراد، زمان خود را صرف فعالیتهای آسان اما کماثر میکنند.🐸یکی از مهمترین آموزههای کتاب، اصل ۸۰-۲۰ است. معمولاً ۲۰ درصد فعالیتها، ۸۰ درصد نتایج را ایجاد میکنند. بنابراین مدیران باید بتوانند فعالیتهای ارزشآفرین را از کارهای کماهمیت تشخیص دهند و انرژی خود را بر همان تعداد محدود اما اثرگذار متمرکز کنند.🐸تریسی همچنین روش ABCDE را برای اولویتبندی پیشنهاد میکند. در این روش، کارهای A مهمترین و حیاتیترین وظایف هستند و باید پیش از هر کار دیگری انجام شوند. او همچنین بر برنامهریزی روزانه، تقسیم پروژههای بزرگ به گامهای کوچک و تمرکز عمیق بر یک کار تا پایان آن تأکید میکند.🐸از نگاه نویسنده، تعلل معمولاً نتیجه نداشتن اولویتهای روشن یا ترس از شروع است، نه کمبود زمان. به همین دلیل، آغاز کردن مهمترین کار، مهمترین گام برای غلبه بر اهمالکاری است.🐸پیام اصلی کتاب روشن است: موفقیت، نتیجه انجام کارهای بیشتر نیست؛ نتیجه انجام کارهای مهمتر است. مدیران موفق، هر روز با سختترین و اثرگذارترین وظیفه خود آغاز میکنند؛ زیرا میدانند آینده سازمان را کارهای مهم میسازند، نه کارهای آسان.@planing_tm
💡چگونه سازمانی بسازیم که افراد توانمند، نهتنها بخواهند در آن کار کنند؛ بلکه بخواهند در آن بمانند؟چرا بعضی سازمانها همیشه در جذب نیروهای توانمند موفقاند، اما بعضی دیگر برای پیدا کردن و حفظ استعدادها با چالش مواجهاند؟پاسخ را باید در یک مفهوم مهم جستوجو کرد: برند کارفرمایی و تجربه کارکنان.🌱 برند کارفرمایی فقط یک شعار زیبا یا چند پست در شبکههای اجتماعی نیست؛ تصویری است که کارکنان و متقاضیان شغلی از فرهنگ، ارزشها و فضای کاری سازمان در ذهن خود دارند.🎯 در دوره برند کارفرمایی و تجربه کارکنان یاد میگیرید چگونه با شناخت درست این مفاهیم، برای ساختن یک تجربه مثبت و متمایز برای کارکنان برنامهریزی کنید و برند کارفرمایی سازمان را تقویت کنید.برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام کلیک کنید ↙️ link.sharif.ac/CQ1Jm%E2%9E%96%E2%9E%96%E2… ☎️مشاوره وثبت نام : 02167641999📲مشاوره بله: ble.ir/Jdsharif_977 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔹 جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص...
💢در جستجوی ژنوم مدیرعامل🔴آیا مدیرعاملان موفق، انسانهایی خارقالعاده هستند؟ آیا موفقیت آنها نتیجه هوش استثنایی، شخصیت کاریزماتیک یا تحصیل در دانشگاههای برتر است؟🟢تا چند سال پیش، بسیاری از مدیران و مشاوران مدیریت چنین تصوری داشتند. اما در سال ۲۰۱۷، نتایج یکی از بزرگترین پژوهشهای حوزه رهبری سازمانی با عنوان «پروژه ژنوم مدیرعامل» (CEO Genome Project) منتشر شد و بسیاری از این باورهای رایج را به چالش کشید.🔵این پژوهش که توسط مؤسسه GHSMART و با همکاری پژوهشگران دانشگاه شیکاگو انجام شد، حاصل بررسی بیش از ۱۷ هزار ارزیابی مدیران ارشد و تحلیل عملکرد نزدیک به ۲ هزار مدیرعامل بود. هدف پژوهش ساده اما مهم بود: چه رفتارهایی، مدیرعاملان موفق را از دیگران متمایز میکند؟🟤نتایج، برخلاف انتظار بسیاری از افراد، نشان داد که موفقیت مدیرعاملان بیش از آنکه به ویژگیهای ذاتی وابسته باشد، به رفتارهای قابل یادگیری بستگی دارد.🟧نخستین ویژگی، تصمیمگیری قاطعانه است. مدیرعاملان حرفهای منتظر دستیابی به اطلاعات کامل نمیمانند. آنها میدانند که در فضای رقابتی امروز، تعلل در تصمیمگیری اغلب پرهزینهتر از یک تصمیم ناقص اما بهموقع است. آنها با تحلیل شواهد موجود، مسئولیت تصمیم خود را میپذیرند و در صورت لزوم، مسیر را اصلاح میکنند.🟨ویژگی دوم، توانایی ایجاد همسویی است. مدیرعامل موفق، صرفاً دستور نمیدهد؛ بلکه اعتماد میسازد. او میتواند کارکنان، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را حول یک چشمانداز مشترک متحد کند. این مهارت، پایه شکلگیری فرهنگ سازمانی قدرتمند است.🟪سومین ویژگی، انطباقپذیری است. مدیرعاملان موفق، تغییر را تهدید تلقی نمیکنند. آنها از بازخورد استقبال میکنند، از اشتباهات درس میگیرند و در صورت تغییر شرایط، بدون تعصب مسیر خود را اصلاح میکنند. در دنیای پرتلاطم امروز، انعطافپذیری یک مزیت رقابتی است.⬜️اما شاید مهمترین یافته پژوهش، چهارمین ویژگی باشد؛ اجرای قابلاعتماد. بسیاری از مدیران ایدههای خوبی دارند، اما تعداد اندکی میتوانند آنها را به نتیجه تبدیل کنند. مدیرعامل حرفهای با تعیین اهداف روشن، پایش مستمر عملکرد، پاسخگو کردن مدیران و پیگیری منظم، اطمینان حاصل میکند که برنامهها فقط روی کاغذ باقی نمانند.⚫️پژوهش «ژنوم مدیرعامل» یک پیام مهم برای سازمانها دارد: هنگام انتخاب مدیرعامل، بیش از آنکه مجذوب رزومههای درخشان، سخنرانیهای جذاب یا شخصیتهای کاریزماتیک شوید، به رفتارهای مدیریتی او توجه کنید. توانایی تصمیمگیری، ایجاد اعتماد، سازگاری با تغییر و اجرای مؤثر، پیشبینیکنندههای بسیار دقیقتری برای موفقیت هستند.⚪️شاید مهمترین دستاورد این پژوهش، شکستن یک افسانه قدیمی باشد: مدیرعاملان بزرگ، الزاماً انسانهای خارقالعاده نیستند؛ آنها افرادی هستند که رفتارهای درست را بارها و بارها تمرین کردهاند. خبر خوب آن است که این رفتارها، برخلاف استعداد ذاتی، آموختنی و قابل پرورش هستند.@management_skill
💢 جام جهانی ۲۰۲۶؛ نسخه آزمایشی مدیریت مدرن @management_skill
💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد. 👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟ 👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟ 🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟ 💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟ 🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟ 👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
□ شاید به همین دلیل است که بعضی افراد، پس از یک شکست شغلی، یک امتحان ناموفق یا یک انتقاد تند، فرو میریزند و بعضی دیگر، با همان تجربه، قویتر از قبل برمیگردند. تفاوت آنها فقط در میزان اعتمادبهنفس نیست؛ در عزتنفس آنهاست. اعتمادبهنفس میتواند شما را به موفقیت برساند، اما این عزتنفس است که اجازه میدهد موفقیت، شما را مغرور نکند و شکست، شما را از پا درنیاورد.@management_skill
💢اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس؟■ اگر از بیشتر مردم این سؤال را بپرسید که اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس، احتمالاً پاسخ میدهند: «اعتماد بهنفس.» همه دوست دارند فردی با اعتماد بهنفس باشند؛ کسی که با قاطعیت صحبت میکند، از پذیرش مسئولیت نمیترسد و در موقعیتهای دشوار، محکم ظاهر میشود. اما روانشناسان سالهاست به نکته مهمی اشاره میکنند: اعتمادبهنفس، بدون عزتنفس، پایدار نیست.□ ناتانیل براندن، نویسنده کتاب شش ستون عزتنفس، عزتنفس را «باور به ارزشمندی خود و باور به توانایی رویارویی با چالشهای زندگی» میداند. در مقابل، اعتمادبهنفس به باور فرد درباره توانایی انجام یک کار یا ایفای یک نقش مربوط میشود. به بیان ساده، اعتمادبهنفس پاسخ این سؤال است که «آیا میتوانم این کار را انجام دهم؟» اما عزتنفس پاسخ این سؤال است که «اگر موفق نشوم، آیا باز هم برای خودم ارزش قائلم؟»● پژوهشها نیز همین تفاوت را تأیید میکنند. کریستوفر مراک (Christopher Mruk) که از برجستهترین پژوهشگران این حوزه است، در مرور دهها مطالعه نشان داد افرادی که از عزتنفس سالم برخوردارند، تابآوری بیشتری دارند، روابط اجتماعی موفقتری برقرار میکنند، مسئولیت اشتباهات خود را راحتتر میپذیرند و از سلامت روان بالاتری برخوردارند. از سوی دیگر، پژوهشهای جنیفر کراکر (Jennifer Crocker) در دانشگاه میشیگان نشان داد افرادی که ارزش خود را به موفقیت، درآمد، ظاهر، جایگاه شغلی یا تأیید دیگران گره میزنند، پس از شکست یا انتقاد، افت شدید روحیه، اضطراب و احساس بیارزشی را بیشتر تجربه میکنند. به همین دلیل، بسیاری از روانشناسان معتقدند عزتنفس، زیربنای اعتمادبهنفس پایدار است؛ نه برعکس.● اما تفاوت این دو در زندگی روزمره چگونه دیده میشود؟▪︎ در جلسه کاری، دو کارشناس ایدهای را مطرح میکنند. مدیر هر دو پیشنهاد را رد میکند. نفر اول تا چند روز با خود میگوید: «پس من آدم بیاستعدادی هستم.» از آن پس هم کمتر در جلسات اظهار نظر میکند. اما نفر دوم با خود میگوید: «این ایده مناسب نبود؛ دفعه بعد با اطلاعات بیشتری میآیم.» هر دو اعتمادبهنفس ارائه ایده را داشتند، اما فقط نفر دوم عزتنفس سالم داشت؛ زیرا شکست را به ارزش وجودی خود تعمیم نداد.▪︎ در مذاکره برای افزایش حقوق، دو کارمند درخواست مشابهی دارند. مدیر درخواست هر دو را رد میکند. نفر اول احساس تحقیر میکند و نتیجه میگیرد: «حتماً ارزش من همینقدر است.» اما نفر دوم، بدون احساس بیارزشی، علت مخالفت را بررسی میکند، مهارتهایش را ارتقا میدهد و در فرصت مناسب دوباره مذاکره میکند. عزتنفس یعنی رد شدن، مساوی با بیارزش بودن نیست.▪︎ در محل کار، مدیری هنگام ارائه گزارش متوجه میشود یکی از آمارهایی که اعلام کرده اشتباه بوده است. اگر فقط اعتمادبهنفس داشته باشد، ممکن است برای حفظ اعتبار خود، اشتباه را توجیه یا پنهان کند. اما اگر عزتنفس داشته باشد، با آرامش میگوید: «این عدد صحیح نیست؛ اجازه بدهید نسخه درست را ارائه کنم.» او میداند که پذیرش یک اشتباه، ارزش او را کاهش نمیدهد.▪︎ در شبکههای اجتماعی، دو نفر عکس مشابهی منتشر میکنند. یکی اگر لایک کمی بگیرد، احساس میکند محبوب یا ارزشمند نیست و حتی پستش را حذف میکند. اما دیگری از استقبال دیگران خوشحال میشود، ولی ارزش خود را با تعداد لایکها اندازه نمیگیرد. او میداند که نظر دیگران، هویت او را تعیین نمیکند.▪︎ در زمان موفقیت دیگران، یکی از همکاران ترفیع میگیرد. فردی که عزتنفس پایینی دارد، موفقیت همکار را شکست شخصی خود میبیند و شاید به تخریب یا حسادت روی بیاورد. اما فردی که عزتنفس سالم دارد، از خود میپرسد: «من برای رسیدن به این جایگاه چه مهارتهایی باید یاد بگیرم؟» او به جای مقایسه، بر رشد خود تمرکز میکند.● آدمهای دارای عزتنفس معمولاً چند ویژگی مشترک دارند.▪︎ خود را دائماً با دیگران مقایسه نمیکنند.▪︎ برای جلب رضایت همه زندگی نمیکنند و در صورت لزوم، محترمانه «نه» میگویند.▪︎ مسئولیت اشتباهات خود را میپذیرند و برای اصلاح آن اقدام میکنند.▪︎ از موفقیت دیگران احساس تهدید نمیکنند.▪︎ ارزش خود را به عنوان شغلی، میزان درآمد، نمره، تعداد دنبالکنندگان یا تشویق دیگران وابسته نمیکنند.■ مخلص کلام اینکه؛ اعتماد بهنفس به شما کمک میکند کاری را شروع کنید، اما عزتنفس کمک میکند اگر در آن کار شکست خوردید، خودتان را از دست ندهید. اعتماد بهنفس از مهارت، تجربه و تمرین به دست میآید؛ اما عزتنفس از خودشناسی، پذیرش خویشتن و باور به ارزش ذاتی انسان.@management_skill