🚌🚌تعرض راننده سرویس مدرسه به دختر جوان اکبر راننده سرویس مدرسهشان بود.هر روز وقتی سوار سرویس مدرسه میشد، نگاههای اکبر قلبش را میلرزانید. چند هفتهای گذشته بود. همیشه او اولین نفری بود که باید از مینی بوس پیاده میشد، ولی آن روز اکبر از بچهها اجازه گرفته بود که به خاطر انجام کاری مسیرش را تغییر دهد. بچهها یکییکی از سرویس پیاده میشدند. او آخرین کسی بود که باید از سرویس پیاده میشد تا اینکه... 😱👁ادامه این داستان واقعی ➡️➡️