🔻چه کسی تصمیم میگیرد چه کسی «چهره مهم» است؟👈 گاهی تیتر یک خبر، از خودِ فرد بزرگتر است.👈 نام کسی ر…
انتشار: 2026/08/11 15:53 UTCدریافت: 2026/08/15 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:12 UTC
🔻چه کسی تصمیم میگیرد چه کسی «چهره مهم» است؟👈 گاهی تیتر یک خبر، از خودِ فرد بزرگتر است.👈 نام کسی را میبینیم که برای بخش بزرگی از جامعه ناشناخته است، اما خبرگزاری از «درگذشت هنرمند برجسته»، «چهره نامآشنا» یا «پیشکسوت عرصه فرهنگ و هنر» مینویسد؛ گویی با چهرهای مواجهیم که فقدانش باید برای افکار عمومی یک اتفاق مهم تلقی شود.👈 البته ناشناخته بودن برای عموم، به معنای بیاهمیت بودن نیست. بسیاری از هنرمندان و متخصصان در حوزه حرفهای خود اعتبار دارند، اما هیچگاه به شهرت عمومی نمیرسند. یک تصویرگر ممکن است برای ناشران، نویسندگان، تصویرگران و فعالان کتاب کودک چهرهای شناختهشده باشد، در حالی که نامش برای اکثریت مردم هیچ معنایی نداشته باشد.👈 مسئله اما جای دیگری است.👈وقتی حجم و لحن پوشش رسانهای با میزان شناختهشدن فرد و دستاوردهای قابل سنجش او تناسب ندارد، باید پرسید این اهمیت دقیقاً از کجا میآید؟👈 گاهی در متن خبر، به جای اشاره به آثار مشخص، شمار کتابهای منتشرشده، جوایز معتبر، تأثیرگذاری حرفهای یا دستاوردهایی که بتوان آنها را ارزیابی کرد، با انبوهی از صفتها مواجهیم: «پیشکسوت»، «برجسته»، «نامآشنا»، «چهره ماندگار» و مانند اینها.👈 در چنین شرایطی، رسانه دیگر صرفاً خبر را گزارش نمیکند؛ دارد جایگاه فرد را برای مخاطب تعریف میکند.👈 بخش دیگری از ماجرا به سازوکار تولید خبر برمیگردد. بسیاری از این خبرها از مسیر روابط عمومی انجمنها، نهادهای صنفی، ناشران و مؤسسات فرهنگی وارد خبرگزاریها میشوند. یک نهاد متنی آماده میکند، خبرگزاری آن را منتشر میکند و چند رسانه دیگر نیز همان متن را با تغییراتی جزئی بازنشر میکنند. برای رسانه هم فرایند بسیار ساده است:👈 یک متن آماده، یک عکس، یک تیتر و انتشار.👈 نه لزوماً تحقیقی لازم است، نه گزارش مستقلی، نه سنجشی درباره اینکه این فرد واقعاً چه میزان اثرگذاری داشته است. در نتیجه، ممکن است چیزی که در ابتدا صرفاً یک اعتبار صنفی بوده، از طریق تکرار در رسانهها به اعتبار عمومی تبدیل شود.👈 اینجاست که یک پرسش مهم شکل میگیرد:آیا رسانه فقط شهرت را بازتاب میدهد، یا خودش در تولید شهرت هم نقش دارد؟👈 اگر یک انجمن، فردی را «چهره برجسته» معرفی کند، خبرگزاری آن را منتشر کند، رسانه دیگری همان عنوان را تکرار کند و در نهایت چندین رسانه از او با همان ادبیات یاد کنند، مخاطب بعد از مدتی با یک «واقعیت رسانهای» مواجه میشود: این فرد ظاهراً چهرهای بسیار مهم و شناختهشده بوده است. در حالی که ممکن است این «شناختهشدگی» بیش از آنکه در جامعه وجود داشته باشد، در خودِ شبکه رسانهای تولید شده باشد.👈 این الزاماً به معنای «بدهبستان» یا تبانی نیست. برای چنین ادعایی باید شواهد مشخصی از روابط متقابل، منافع مشترک، سفارش یا هماهنگی وجود داشته باشد.👈اما یک شبکه ارتباطی میان روابط عمومیها، انجمنهای صنفی، مدیران فرهنگی و خبرگزاریها میتواند بدون هیچ توافق پشتپردهای هم چنین نتیجهای ایجاد کند. هر نهاد خوراک رسانهای میخواهد و هر رسانه نیز به محتوای آماده و کمهزینه نیاز دارد. بنابراین شاید پرسش دقیقتر از «آیا اینها با هم بدهبستان دارند؟» این باشد:چه کسی تعیین میکند چه کسی ارزش تیتر شدن دارد؟👈و مهمتر:چه تعداد از «چهرههای مهم» فرهنگ و هنر، واقعاً از دل جامعه به این جایگاه رسیدهاند و چه تعداد، ابتدا در شبکههای صنفی و رسانهای مهم شدهاند و بعد به جامعه معرفی شدهاند؟👈 این تفاوت کوچکی نیست. چون رسانه فقط درباره واقعیتها اطلاعرسانی نمیکند؛ گاهی با انتخاب تیتر، صفتها، میزان پوشش و تکرار یک نام، خودش بخشی از واقعیتی میشود که قرار است گزارش کند.@maktubat_yad

