#معنا_شناسی_اصطلاح #به_سوی_ماه_جهیدن_۱ ✳️ رسیدن به آسمان و دست یابی به ماه و خورشید و دیگر اجرام ف…
انتشار: 2026/08/01 06:10 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
#معنا_شناسی_اصطلاح #به_سوی_ماه_جهیدن_۱ ✳️ رسیدن به آسمان و دست یابی به ماه و خورشید و دیگر اجرام فلکی از آرزوهای دیرینه انسان است. ردّ پای این آرزو را تا دوردست تاریخ و از خلال اسطوره ها و روایات مذهبی کهن به روشنی می توان دریافت. در اساطیر ایرانی کاووس نخستین کسی است که بدین امر اقدام می کند.نمرود، پادشاه بابل نیز به شیوه کاووس به آسمان می رود تا با خدا بجنگد. معراج برخی از پیامبران و اولیای ادیان توحیدی و غیرتوحیدی جلوه دیگری از این تمایل انسانی است. حضرت عیسی و حضرت محمد به روایت مسیحیان و مسلمانان از جمله پیامبران بزرگی هستند که به آسمان عروج کرده اند. از میان کرات آسمانی ماه و خورشید، به علت نزدیکی به زمین و میزان تاثیری که در حیات اجتماعی انسان ها داشته اند، بیش از سایر اجرام مورد توجه بوده اند تا بدان جا که این دو به عنوان ربالنوع پرستش می شده اند. داستان حضرت ابراهیم، دیدن ماه و خورشید و برگزیدن آن دو به عنوان خدا و آنگاه اعراض کردن از آن ها بدین دلیل که" اِنّي لا اُحِبُّ الافِلين" حاکی از پیشینه این تفکر در تمدن بین النهرین است. علاوه بر این، ماه و خورشید مضمون بسیاری از شعرهاست و شاعران بسیاری در پناه تخیل خلاق خود، تصاویر دل انگیز و گوناگونی از آن دو آفریده اند. افسانه ها، قصه ها و روایت های عامیانه نیز عرصه دیگری از ذهن پویای انسان در اندیشیدن به این دو جرم روشن آسمانی است. به تعبیر حافظ ماه و خورشید" آینه گردان" ذهن و زبان آدمی است.❇️ دو تن از شاعرانی که ماه را دست مایه سرودن شعری در وصف امر محال و دست نیافتنی قرار داده اند، یکی عطار است، از دیدگاه زیبایی شناسیِ عرفانیِ ادبیاتِ کلاسیک فارسی و دیگری حسین منزوی، غزل سرای معاصر که از منظری عاشقانه و با معاییری نسبتاً متفاوت با غزل عاشقانه فارسی به توصیف ماه می پردازد. داستان عطار شرح حال انسان سالکی است که در میان دین و دنیا مانده است. انسانی که نه بویی تمام از دین به مشامش می رسد و نه دمی دنیایش نظام می گیرد. عطار این مطلب را در قالب داستان سگی بیان می کند که گِرده نان بر زمین افتاده ای را به امید دست یافتن بر قرص ماه رها می کند و پس از جهیدن و تک و پوهای بسیار از هر دو بازمی ماند و آنگاه هشدار می دهد که تا انسان به چنین درماندگی و حیرانی نرسد، ره به جایی نمی برد و مرادش از زندگی حاصل نمی شود :یک کُلیچه یافت آن سگ در رهیماه دید از سوی دیگر، ناگهیآن کُلیچه بر زمین افکند سگتا بگیرد ماه بر گردون به تَگچون بسی تَگ زد، ندادش دست ماهباز پس گردید و باز آمد به راهآن کُلیچه جُست بسیاری، نیافتبار دیگر رفت و سویِ مَه شتافتنه کُلیچه دست می دادش نه ماهاز سرِ ره می شد او تا پایِ راهدر میانِ راه حیران ماندهگم شده، نه این و نه آن ماندهتا چنین دردی نیاید در دلتزندگی هرگز نگردد حاصلتدرد می باید ترا در هر دمیاندکی نه، عالمی در عالمیتا مگر این درد، ره پیشت برداز وجودِ خویش بی خویشت برد ( مصیبت نامه، ص ۲۴۸) در ذهن و زبان عطار همچون دیگر شاعران عارف، سگ نماد نفس اماره و زیاده خواه آدمی است و شاید از همین روست که در اساطیر جهان سگ با مرگ، جهنم و قلمرو نامرئی ای که خدایان اهریمنی و قمری بر آن حاکمند، در ارتباط است. از منظری دیگر سگ نماد ضمیر ناخود آگاه و میانجی میان این دنیا و دنیای دیگر و همچون هرمس راهنمای ارواح در شب مرگ است. (فرهنگ نمادها، ج۳، ص۶۰۳- ۶۰۷). همانطور که نماد گرایی سگ در اساطیر دو وجهی است (همان، ۶۱۲)، تمثیل عطار نیز می تواند محتمل دو وجه باشد. از یک طرف سگ می تواند نماد نفس اماره زیاده خواهی باشد که هر دم ندای هل من مزید سر می دهد و در زبان عطار به دوزخ تشبیه می شود:آن سگِ دوزخ که تو بشنوده ایدر تو خفته ست و تو خوش آسوده ایاین سگِ دوزخ که آتش می خوردهرچه او را می دهی، خوش می خوردباش تا فردا سگِ نفس و مَنیت سر ز دوزخ بر کند در دشمنیت (مصیبت نامه، ص ۲۷۵)و از جنبه دیگر نماد روح تعالی جویی است که سر بر نعمت های این سری فرو نمی آورد و می کوشد تا راهی به آسمان بگشاید. ماه و مجازاً آسمان در این وجه نماد کمال دست نیافتنی عارفانه است و حالت عطار، حیرانی سالکی است میان زمین و آسمان. حالتی تراژیک میان شوق بریدن و درد نرسیدن. همان دردی که در سراسر اسرارنامه موج می زند:منِ مسکین بسی بیدار بودمبه عمری در پیِ این کار بودمدرین دریا بسی کشتی براندمبه آخر رخت در دریا فشاندمدرین اندیشه بودم سال ها منبسی معلوم کردم حال ها منهمه گر پس رو و گر پیشواینددرین حیرت، برابر مینمایند (اسرارنامه، ص ۱۷۴)۱۴۰۰/۰۶/۰۲# محسن اسماعیلی # حرفی از آن هزارانC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi