🔰 معمای اخلاقی کمک به فقرا در ایران امروز✍️ محمدرضا يوسفي 🔹 فقر یکی از پدیدههای پایدار و فراگیر در تاریخ بشر است که در همه جوامع، وجود داشته و همچنان وجود دارد. اگرچه علل متعددی برای آن برشمردهاند، اما مهمترین عامل در سطح کلان، رویکردها، اولویتها، ساختار سياسي و سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و توزیعی حاکمیتهاست. بر اساس آمارهای رسمی، در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۵ درصد از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکردند. 🔹 به نقل از رئیس سازمان بهزیستی کشور، این نسبت در سال ۱۳۹۷ به ۲۰ درصد، در سال ۱۳۹۸ به ۳۰ درصد و در سال ۱۴۰۳ به مرز ۴۰ درصد رسیده است؛ بهطوری که حدود ۳۵ میلیون نفر زیر خط فقر قرار گرفتهاند و نزدیک به ۴ میلیون نفر نیز در وضعیت فقر شدید به سر میبرند. به اعتقاد وي، با تداوم روند کنونی، احتمالاً جمعیت زیر خط فقر در سال ۱۴۰۴ به ۵۰ درصد افزایش یافته است (روزنامه دنیای اقتصاد، ۲۲ دی ۱۴۰۴). این بدان معناست که از هر دو ایرانی، یک نفر در زیر خط فقر زندگی میکند. با توجه به رشد مستمر تورم و بیکاری، احتمالا این رقم در سال ۱۴۰۵ قطعاً افزایش بیشتری خواهد یافت. طبیعی است که عامل مسلط این بحران، رویکرد کلی حكومت در مدیریت اقتصاد، سیاستهای اتخاذشده در حوزه بودجه، یارانهها و تولید، و نیز تشدید تحریمهای خارجی بوده است.🔹 علاوه بر عوامل ساختاری، دو جنگ تحمیلیِ دوازدهروزه و جنگ رمضان در سال ۱۴۰۴ بر گستره و شدت فقر افزودهاند و اکنون نیز کشور درگیر جنگی دیگر با پیامدهای اقتصادی سنگین است. اینکه این روند تا چه اندازه اجتنابناپذیر بوده و آیا میتوان با تدابیر جایگزین از شدت آن کاست، خود بحثی مستقل میطلبد. 🔹 اما پرسش اساسی و فوری این است: در چنین شرایط جنگی و با توجه به توان مالی محدود دولت برای حمایت از اقشار آسیبپذیر، چه راهکارهایی در دسترس است؟در این میان، برخی صاحبنظران معتقدند که چون عامل اصلی فقر، سیاستهای نادرست حاکمیت بوده است، هرگونه کمکهای مردمی و موسسات خیریه به طبقات پایین، عملاً به تداوم این سیاستها دامن میزند و حکومت را از مسئولیتپذیری در قبال پیامدهای رفتار خود بازمیدارد.🔹 از این دیدگاه، پیشنهاد میشود که این نهادها و افراد خیر، بهطور موقت از کمک به فقرا خودداری کنند تا فقرا ناگزیر به اعتراض جمعی برآمده و از این طریق، فشار بر حکومت برای اصلاح رویههایش افزایش یابد.🔹این استدلال اما از چند جهت نادرست به نظر میرسد:نخست، فقر فینفسه و بدون سازماندهی و آگاهی، به شورش سیاسی منجر نمیشود؛ بلکه تنگدستی مزمن، افراد را به آسیبهای اجتماعی همچون فحشا، دزدی، اعتیاد و خشونتهای خانوادگی مبتلا میکند و فقدان آموزش و دسترسی به اطلاعات، توانایی آنان را برای احقاق حقوق مدنی و سیاسی خود به شدت تضعیف مینماید.دوم، این رویکرد از منظر اخلاقی نیز محکوم است؛ زیرا انسانها از کرامت ذاتی، حق حیات، حق برخورداری از حداقل تغذیه و درمان برخوردارند و نمیتوان آنان را بهمثابه ابزاری برای فشار بر دولت به حساب آورد. چنین نگرشی، کودک گرسنه را بهسان یک اهرم سیاسی تلقی میکند که با وجدان انسانی و تعالیم اخلاقی در تناقض آشکار است.سوم، گستره فقر هرگز در یک سطح ثابت نمیماند؛ بلکه با تداوم آن، سایر طبقات متوسط و حتی مرفه نیز بهتدریج در معرض آسیب قرار میگیرند و کل جامعه از همگسیخته میشود.🔹 در مقابل، کمکهای آگاهانه و هدفمند میتواند سطح آگاهی، سلامت جسمی و روانی، و توان اقتصادی فقرا را ارتقا دهد و آنان را به نیروهای مفید، مولد و آگاه در جامعه تبدیل کند. چنین نیروهایی خود به بهبود ساختارهای نظارتی، شفافیت و پاسخگویی حکومتها کمک میکنند و میتوانند در بلندمدت، زمینهساز تغییرات مثبت شوند. بنابراین، بهجای کنارهگیری از کمک، باید با بینش استراتژیک و برنامهریزی دقیق، هم نیازهای معیشتی آنان را پوشش داد و هم بسترهای توانمندسازی (آموزش، مهارتآموزی، کارآفرینی و مشاوره) را فراهم آورد تا فقرا بتوانند بهعنوان شهروندانی فعال به جامعه بازگردند و زندگی موفقی داشته باشند.🔹 با این همه، تأمین رفاه عمومی باید هدف غایی هر حکومتی باشد؛ چنانکه پیامبر اسلام نیز به حاکمان پس از خویش سفارش میفرمود که مبادا سیاستهایی اتخاذ کنند که جامعه دچار فقر شود، زیرا فقر نهتنها کرامت انسانی را میزداید، بلکه دینداری را تضعیف و دامنه گناهان و تن دادن به هر ناگواری را برای تأمین یک لقمه نان افزایش میدهد.@yousefimohammadreza🌐t.me/majmaqomh
تلاش برای پادرمیانی و آشتی👤 سید محمد علی ایازیمجتهد، قرآنپژوه و عضو هیات علمی دانشگاه🌱 یکی از درخشانترین آموزههای قرآن، دعوت به آشتی، پیوند دلها و خاموش کردن آتش کینهها ست. قرآن نمیخواهد جامعه مؤمنان میدان رقابتهای فرساینده، نزاعهای بیپایان و گسستن پیوندهای انسانی باشد؛ بلکه آن را جامعهای میخواهد که در آن، مهر بر کینه، گفتوگو بر خصومت و آشتی بر دشمنی غلبه داشته باشد.📖 از همین رو، در آغاز سوره انفال، پس از آنکه سخن از غنیمتهای جنگ به میان میآورد، نگاه مؤمنان را از مال و منفعت به سرمایهای والاتر معطوف میسازد و میفرماید:﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾«از خدا پروا کنید، روابط میان خود را اصلاح نمایید و اگر ایمان دارید، از خدا و پیامبرش فرمان ببرید.» (انفال: ۱)💞 این آیه، حقیقتی ژرف را آشکار میسازد: استواری جامعه، تنها با عبادتهای فردی تحقق نمییابد، بلکه در گرو پاسداشت پیوندهای انسانی است. قرآن تنها از مؤمنان نمیخواهد که از نزاع و دشمنی بپرهیزند، بلکه آنان را فرا میخواند که هرگاه شکافی میان دلها پدید آمد، برای ترمیم آن پیشقدم شوند و میان انسانها پل دوستی و اعتماد بسازند.🌉 تعبیر بلند «اصلاح ذاتالبین» نیز تنها به معنای پایان دادن به یک مشاجره نیست؛ بلکه دعوتی است به بازسازی اعتمادهای آسیبدیده، زدودن غبار کینه از دلها، التیام زخمهای روابط انسانی و استوار ساختن بنیان همبستگی اجتماعی. جامعهای که مردمانش در برابر اختلافها بیتفاوت نمانند و آشتی را رسالت خود بدانند، از تفرقه، نفرت، دوقطبی شدن و فرسایش سرمایه اجتماعی در امان خواهد ماند.🕌 از همین رو، در فرهنگ اسلامی، اصلاح میان مردم، عبادتی بزرگ و از والاترین جلوههای بندگی خدا به شمار آمده است. امیرمؤمنان علی(ع) در واپسین لحظات عمر، هنگامی که بر بستر شهادت آرمیده بود، فرزندان خود را به این اصل سرنوشتساز سفارش کرد و فرمود:«إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ.»💚 «اصلاح روابط میان مردم، از بسیاری از نمازها و روزههای مستحبی برتر است.»🌸 امام صادق(ع) نیز در بیانی زیبا و الهامبخش فرمود:«صَدَقَةٌ يُحِبُّهَا اللَّهُ: إِصْلَاحٌ بَيْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا، وَتَقَارُبٌ بَيْنَهُمْ إِذَا تَبَاعَدُوا.»«محبوبترین صدقه نزد خدا، آشتی دادن مردم هنگامی است که روابطشان تیره شده و نزدیک ساختن آنان به یکدیگر است، آنگاه که از هم دور افتادهاند.»🕊 امروز که فضای عمومی جامعه گاه زیر سایه تندخویی، برچسبزنی، نفرتپراکنی و دوقطبیسازی قرار میگیرد، پیام این آیات و روایات بیش از همیشه زنده و راهگشاست. جامعهای که در آن افراد، به جای شعلهور ساختن اختلافها، نقش مصلح، میانجی و آشتیدهنده را بر عهده گیرند، از امنیت روانی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی بیشتری برخوردار خواهد بود.🌿 آیندهای روشن، نه با گسترش خصومت، بلکه با فرهنگ گفتوگو، گذشت، مدارا و اصلاح رابطهها ساخته میشود؛ چرا که هر دستی که دو دلِ دورافتاده را به هم نزدیک کند، در حقیقت، بنای صلح و آرامش جامعه را استوارتر ساخته است.#مهارتهای_زندگی_در_آیینه_قرآن (۱۹)🌴 کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاههاble.ir/join/A1yRMHAZsd🌐t.me/majmaqomh
▪️پیام تسلیت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به مناسبت درگذشت همسر مکرمه مرحوم حضرت آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی(ره) بسمه تعالیانا لله وانا الیه راجعون حضرت آیتالله سید حسن خمینی دامت برکاته،خبر ارتحال همسر مکرمه مرحوم آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی(ره)، والده همسر گرامی جنابعالی را محضر حضرتعالی و بیت شریف موسوی بجنوردی و دیگر بازماندگان تسلیت میگوئیم. از درگاه خداوند متعال برای آن فقیده سعیده، رحمت واسعه و غفران الهی و حشر با حضرت زهرا سلام الله علیها، و برای عموم بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت مینماییم.از خداوند متعال مزید توفیقات و سربلندی را برای جنابعالی آرزومندیم.والسلام علیکم و رحمهالله و برکاتهمجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم۱۹ مردادماه ۱۴۰۵🌐t.me/majmaqomh
🔰اهتمام به صلح و آشتی در جامعه✍ سید محمدعلی ایازی📖 قرآن کریم *صلح* را اصل حاکم بر روابط انسانی میداند و با تعبیری کوتاه اما عمیق میفرماید:﴿وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*«صلح و آشتی بهتر است.»*این جمله، هرچند در میان آیات مربوط به اختلافهای خانوادگی آمده، اما یک اصل فراگیر و همیشگی را بیان میکند: *جامعه سالم، جامعهای است که اختلافها را تا حد امکان با گفتوگو، گذشت و آشتی حل کند، نه با نزاع، انتقام و خشونت.*⚠️ امروز یکی از آسیبهای جدی جوامع، *دوقطبی شدن، تندروی در گفتار و تبدیل اختلاف نظر به دشمنی* است.قرآن در برابر این وضعیت، انسانها را به استفاده از *«زبان پاک»* فرا میخواند؛ زبانی که به جای توهین، تحقیر و دشنام، بر احترام، ادب و کرامت استوار باشد.بندگان شایسته خدا کسانیاند که حتی وقتی با سخنان بیهوده یا رفتارهای ناپسند روبهرو میشوند، کرامت خود را حفظ میکنند:﴿وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا﴾*«هرگاه با گفتار بیهوده روبهرو شوند، با بزرگواری از کنار آن میگذرند.»*🌿 از نگاه قرآن، اگر کسی خطا کرد یا سخنی ناروا گفت، پاسخ مناسب، مقابله به مثل و شعلهور کردن آتش اختلاف نیست؛ بلکه *گذشت، خویشتنداری و تلاش برای اصلاح*، راهی است که هم جامعه را آرامتر میکند و هم دلها را به یکدیگر نزدیک میسازد.🤝 به همین دلیل، قرآن در موارد گوناگون، از اختلاف میان زن و شوهر گرفته تا نزاعهای اجتماعی، مسلمانان را به *میانجیگری و اصلاح* دعوت میکند.درباره اختلافهای خانوادگی میفرماید:﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*(نساء: ۱۲۸)**«اگر آن دو با صلح و سازش اختلاف خود را برطرف کنند، مانعی نیست؛ و صلح، بهتر است.»*🌱 این آیه تنها درباره خانواده نیست؛ بلکه الگویی برای همه روابط اجتماعی ارائه میدهد.فرهنگ قرآن به ما میآموزد که *پیش از مراجعه به دادگاه، پیش از کشاندن اختلافها به عرصه تقابل و پیش از آنکه کینهها ریشه بدواند، افراد خیرخواه و دلسوز باید برای آشتی دادن و نزدیک کردن دلها پیشقدم شوند.*🏠 خانواده، که مهمترین نهاد اجتماعی است، تنها با عشق پایدار نمیماند؛ بلکه *گذشت، مدارا و چشمپوشی از خطاهای یکدیگر*، پایههای استواری آن را میسازد.همین منطق در جامعه نیز جاری است. هرجا اختلافی پدید آید، نخستین وظیفه انسانهای مسئول آن است که برای *اصلاح و آشتی* بکوشند، نه اینکه بیتفاوت بگذرند یا بر آتش اختلاف بیفزایند.🌿 جامعهای که در آن *زبان احترام جای زبان نفرت را بگیرد، گذشت جای انتقام را، و میانجیگری جای دشمنی را*، جامعهای آرامتر، منسجمتر و نزدیکتر به آرمانهای قرآنی خواهد بود.از همین رو، قرآن با جملهای کوتاه اما ماندگار، راه سعادت فرد و جامعه را چنین خلاصه میکند:﴿وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*«صلح و آشتی، همواره بهتر است.»*💭 *پرسش برای تأمل:**در اختلافهایی که پیرامون ما شکل میگیرد، آیا بیشتر به دنبال حل اختلاف و آشتی هستیم یا ناخواسته بر آتش آن میافزاییم؟*#مهارتهای_زندگی_در_آیینه_قرآن (۱۶)🌐t.me/majmaqomh
🔰 سکولاریسم کدام است؟✍مهراب صادقنیا 📍 این سالها انسانهای نیکاندیش بسیاری به اتهام واهی "سکولار" از حوزه عمومی طرد و به گوشهنشینی کشیده شدهاند. در میانِ حوزویان هر کسی کمترین سخنی بگوید که به مذاق برخی از صاحبان پُست و مقام خوش نیاید به "روشنفکر" یا "سکولار" متّهم میشود و پس از آن، حسابش با کرامالکاتبین است. از آن اتّهامهایی که با قسم حضرت عباس هم پاک نمیشود. بماند که این اتّهامزدنها بیشتر برای مراقبت از موقعیّت خود و طرد رقیبانیست که در مقایسه با اتهامزنندگان، احتمالا توان علمی بیشتری دارند. 📍یادم هست چند سالِ پیش، در یک جلسه مهم وقتی نوبت به من رسید که چند کلمه سخن بگویم، در لابلای حرفها گفتم به قول پارهتو جامعهشناس ایتالیایی .... که یک نفر از حاضران در جلسه وسط کلامام پرید و گفت: " آقای صادقنیا! اینجا دیگر نباید سکولار باشی. فقط بگو قالالصادق و قالالباقر. پارهتو مارهتو نداریم." باقی حرف در دهانم ماسید و یادم رفت چه میخواستم بگویم. ایشان البته خیلی زود پلههای ترقّی را پیمود و الان برای خودش آیتالله شده است. ولی برای من، پرسش مهم همیشه این است که بهراستی "سکولاریسم" چیست و "سکولار" کیست؟ 📍آیا کسی که برای فهم پدیدههای انسانی پیرامون خود به سراغ اندیشمندان غربی میرود سکولار است؟ اگر اینگونه باشد چرا کسی که برای درمان بیماری به سراغ پزشک، بیمارستان، و علوم روز میرود یا برای ساختن پُل، جاده، سد، و نیروگاه از علوم مهندسی کمک میگیرد سکولار خوانده نشود؟ چه کسی گفته است که سکولاریسم لزوما به معنا جدایی "امر سیاسی" از "امر دینی" است؟! چرا نباید سکولاریسم را اندیشهای بدانیم که شأن دین را از نشان دادن راههای آسمان، رسیدن به امر قدسی، اخلاق، و معنویّت به پرداختن به عوارض، مالیات، ساختمانسازی، امور سازمانی، انتخابات، و امور اینجهانی تبدیل کرده است؟! 📍یک تحلیل محتوای ساده از سخنان روحانیهایی که بیشتر در رسانه حاضر هستند نشان میدهد آنها بیش از آنکه از اخلاق و معنویّت سخن بگویند، به دنبال تبیین "یک امر سیاسی" هستند. امری که بسیاری از آنها هیچ تخصصی در آن ندارند. البته آنها معتقدند که دارند با سکولاریسم مبارزه میکنند؛ ولی مشکل اینجاست که وقتی سر خود را میچرخانند میبینند حجاب زنان و دختران (آنگونه که آنان میخواهند) شرعی نیست. بیاخلاقی بیداد میکند. رشوه، دروغ، تهمت، بیاعتقادی، از در دیوار شهر بالا میرود و معنویّتهای بدیل دارند دامنگیر میشوند. بعد آنها بدون آنکه در کار خود تجدید نظر کنند، فریاد میزنند که سکولارها جامعه را به این روز انداختهاند. 📍گرچه ممکن است کمی دیر شده باشد؛ ولی جامعه ایران هنوز هم مشتاق است از روحانیان اخلاق بشنود و رفتار اخلاقی ببیند. دوست دارد آنها از خدا بگویند و معنا، معنویت، قرآن، و حدیث تعلیم دهند. @sadeghniamehrab 🌐t.me/majmaqomh
🔰 ترجیح عفو بر کیفر✍️ سید محمدعلی ایازی📍 در هنگامههایی که جامعه از رنج، التهاب و بیاعتمادی رنج میبرد، بیش از هر زمان دیگری باید به اصولی بازگشت که عقل، شرع و تجربه تاریخی همگی بر آن تأکید دارند. یکی از استوارترین این اصول، *احتیاط در دماء* است؛ اصلی که فقهای اسلام آن را از مهمترین قواعد قضا و حکومت دانستهاند، زیرا هر خطا در ریختن خون انسان، خطایی جبرانناپذیر است. از همین رو در فقه اسلامی قاعده مشهور *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* جایگاهی بنیادین یافته است؛ یعنی هرگاه شبهه، ابهام یا تردیدی در تحقق شرایط جرم، اثبات آن یا کیفیت دادرسی وجود داشته باشد، باید از اجرای مجازاتهای سنگین و بازگشتناپذیر پرهیز کرد. این قاعده نه نشانه سستی در اجرای عدالت، بلکه جلوهای از دقت، رحمت و احتیاط در پاسداشت جان انسانهاست.📍در کنار این اصل، سنت اسلامی همواره *عفو* را، هرجا که حقوق عمومی و مصالح جامعه اجازه دهد، بر انتقام ترجیح داده است. قرآن کریم بارها مؤمنان را به گذشت، اصلاح و فرو نشاندن آتش کینه فراخوانده و پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نیز رحمت و مدارا را بر شتاب در کیفر مقدم داشتهاند. فلسفه این رویکرد آن است که عدالت، تنها در مجازات خلاصه نمیشود؛ بلکه هدف نهایی آن، اصلاح جامعه، جلوگیری از گسترش دشمنی و حفظ کرامت انسان است.📍امروز نیز ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگر به آرامش، اعتمادسازی و همبستگی ملی نیازمند است. در چنین وضعیتی، اجرای مجازاتهایی که امکان بازگشت از آنها وجود ندارد، بهویژه در پروندههایی که درباره روند رسیدگی، کیفیت دادرسی یا ادله اثبات، پرسشها و ابهامهایی مطرح است، نه تنها با اصل احتیاط در دماء سازگار نیست، بلکه میتواند بر شکافهای اجتماعی بیفزاید و امید به گفتوگو و آشتی را کاهش دهد.📍تعلیق اعدامها به معنای نفی جرم، نادیده گرفتن حقوق قربانیان یا تعطیل شدن عدالت نیست. بلکه فرصتی است برای آنکه همه ابعاد پروندهها با دقت، شفافیت و بیطرفی بررسی شود، حق دفاع متهمان به طور کامل تضمین گردد، حقوق همه قربانیان و خانوادههای آنان به رسمیت شناخته شود و جامعه اطمینان یابد که هیچ حکم بازگشتناپذیری در سایه شتاب، ابهام یا فشار صادر و اجرا نشده است.📍 امروز، بیش از هر زمان، شایسته است که اصل *احتیاط در دماء، قاعده *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* و **ترجیح عفو بر کیفر، هرجا که راه آن گشوده باشد*، چراغ راه سیاست جنایی و قضایی کشور قرار گیرد. این نه تنها با روح رحمتمحور شریعت اسلامی سازگارتر است، بلکه مقتضای عقلانیت، مصلحت ملی و حفظ انسجام اجتماعی نیز هست. تعلیق اعدامها در این مقطع حساس، نشانه ضعف حکومت نیست؛ بلکه جلوهای از اعتماد به عدالت، احترام به کرامت انسان و اهتمام به آینده ایران است؛ آیندهای که بیش از هر چیز به خاموش شدن چرخه خشونت، تقویت سرمایه اجتماعی و گشودن راه گفتوگو و آشتی ملی نیاز دارد.14/5/405🌐t.me/majmaqomh