و اگر کارشناسان در تعریف این قواعد نقش داشتهاند،دیگر نمیتوان کارشناسی را بیرون از «پشت صحنه قدرت»…
انتشار: 2026/08/23 09:32 UTCدریافت: 2026/08/24 11:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 11:55 UTC
و اگر کارشناسان در تعریف این قواعد نقش داشتهاند،دیگر نمیتوان کارشناسی را بیرون از «پشت صحنه قدرت» قرار داد.از این منظر، اختلاف من با طبیبیان دفاع از وضع موجود یا انکار ضرورت اصلاح نیست.اتفاقاً بحث بر سر جدیتر گرفتن اصلاحات است.اصلاح اقتصادی یک اقدام خنثی و فنی نیست.اصلاحات، قواعد تخصیص را تغییر میدهند؛قواعد تخصیص، بازیگر میسازند؛بازیگران، ظرفیت سازمانی و منافع پیدا میکنند؛و همین منافع در دور بعدی به بخشی از ساختار قدرت تبدیل میشوند.بنابراین شاید مسئله اقتصاد ایران فقط این نباشد که چرا «اصلاحات درست» پنجاه سال است اجرا نشدهاند.شاید سؤال مهمتر این باشد:پنجاه سال اجرای مجموعهای از قواعد، چه کسانی را آنقدر هماهنگ کرده که امروز نتیجه آن «ناهماهنگی» نامیده میشود؟و در نهایت:اگر منافع، سیاست را میسازند، سیاست نیز منافع را میسازد.اگر قدرت اصلاحات را محدود میکند، اصلاحات نیز قدرت تولید میکنند.این همان حلقهای است که در روایت رایج اقتصاددانان ایران تقریباً همیشه حذف میشود.منابع منتخب:Harris, K. (2013), International Journal of Middle East Studies.World Bank (2015), Privileges Instead of Jobs.Sadr, I. E. (2013), To Whisper in the King’s Ear.Secor, L. (2009), “The Rationalist”, The New Yorker.Jessop, B. (2007), State Power.Sum, N-L. & Jessop, B. (2013), Towards a Cultural Political Economy.Connell, R. & Dados, N. (2014), Theory and Society.Valadbaygi, K. (2022), Globalizations.Ebrahimnejad, A., Rastad, M. & Zakizade, A. (2026), Global Finance Journal.Behdad, S. (1989; 1994), Review of Social Economy; Comparative Studies in Society and History.