📌موسوی، عضو مجلس: بنزین ما نسبت به حقوق اصلا هم ارزون نیست.ما با حداقل حقوق، میتونیم ۱۳۰ گالن بنزین…
انتشار: 2026/08/18 18:15 UTCدریافت: 2026/08/18 19:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 19:59 UTC
📌موسوی، عضو مجلس: بنزین ما نسبت به حقوق اصلا هم ارزون نیست.ما با حداقل حقوق، میتونیم ۱۳۰ گالن بنزین ۳ هزارتومنی بزنیم، ولی یه نفر تو آمریکا با حداقل حقوقش می تونه ۷۵۰ الی ۸۰۰ گالن بنزین بخره.ما اقتصادی داریم که طرف یخچالش خراب میشه، میره زیر خط فقر@Majaleh20_30
پستهای تلگرام — مجله خبری 20:30
✉️#ارسالی_شما🔸سلام و وقت بخیر، این مقاله به خیلی از پرسشهای آینده ایران جواب میده، لطفا منتشر کنید. ایران در ساعت صفر؛ جنگ، معامله یا اعتراض؟نگاهی فشرده، علمی و عوامفهم به سه راهیِ پیشروی ایرانایران در یکی از حساسترین مقاطع سیاسی و اقتصادی چند دهه اخیر قرار گرفته است. جنگ خارجی، فشار اقتصادی، بنبست مذاکرات و نارضایتی اجتماعی همزمان بر کشور اثر گذاشتهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «جنگ ادامه پیدا میکند یا نه؟»؛ پرسش مهمتر این است که آینده ایران را کدام نیرو تعیین خواهد کرد: میدان جنگ، میز مذاکره یا جامعه؟ گزینه نخست؛ ادامه جنگاز نگاه راهبردی، ادامه جنگ برای هیچیک از طرفها گزینهای کمهزینه نیست. جنگ طولانی، زیرساختها و اقتصاد ایران را فرسوده میکند و همزمان هزینه سیاسی و اقتصادی سنگینی نیز به آمریکا، اسرائیل و کل منطقه تحمیل میکند.تنگه هرمز در این میان به یکی از مهمترین اهرمهای فشار تبدیل شده است. کاهش شدید رفتوآمد کشتیها از این مسیر، بازار انرژی جهان را نیز تحت تأثیر قرار داده و قیمت نفت به تحولات آن حساس شده است.بنابراین جنگ میتواند ابزار فشار برای رسیدن به توافق باشد، اما تبدیل آن به یک جنگ فرسایشی، خطرناکترین سناریو برای مردم ایران است.گزینه دوم؛ معامله و مذاکرههمزمان با تهدیدهای نظامی، کانالهای دیپلماتیک نیز کاملاً از بین نرفتهاند. مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری کشورهایی مانند عمان و پاکستان ادامه داشته، اما بر سر موضوعاتی مانند تحریمها، تنگه هرمز، خسارتهای جنگ و ترتیبات امنیتی اختلاف جدی وجود دارد.از دید علم روابط بینالملل، این وضعیت یک چانهزنی قدرت است؛ هر طرف تلاش میکند پیش از امضای توافق، اهرمهای بیشتری در اختیار داشته باشد.بنابراین «مذاکره» الزاماً به معنای سازش کامل نیست؛ گاهی کشورها با افزایش فشار نظامی و اقتصادی وارد مذاکره میشوند تا در نهایت از راه توافق، هزینه جنگ را کاهش دهند.گزینه سوم؛ اعتراض اجتماعیاما یک عامل مهم وجود دارد که در بسیاری از تحلیلهای خارجی کمتر دیده میشود: جامعه ایران.تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و فشار ناشی از جنگ و تحریم، زندگی روزمره مردم را دشوارتر کرده است. گزارشهای اخیر از تشدید فشار اقتصادی و کاهش قدرت خرید خانوارها حکایت دارند.در کنار مشکلات اقتصادی، فشار بر جامعه مدنی و افزایش برخوردهای امنیتی نیز گزارش شده است.از منظر علوم سیاسی، نارضایتی اقتصادی بهتنهایی الزاماً به انقلاب یا اعتراض گسترده منجر نمیشود. برای تبدیل نارضایتی به جنبش اجتماعی، عواملی مانند اعتماد عمومی، سازمانیافتگی، رهبری، شکاف در ساختار قدرت و وجود چشمانداز روشن برای آینده نیز اهمیت دارند.پس نباید هر نارضایتی را فوراً «قیام» نامید؛ اما نباید ظرفیت انفجاری نارضایتی انباشته را نیز نادیده گرفت.ساعت صفر یعنی چه؟«ساعت صفر» لزوماً لحظه شروع یک جنگ یا انقلاب نیست؛ بلکه میتواند لحظهای باشد که چند بحران همزمان به نقطه تصمیم میرسند.ایران امروز میان سه فشار قرار دارد:فشار خارجی :جنگ و تحریمفشار داخلی : اقتصاد و نارضایتیفشار سیاسی :ضرورت انتخاب میان ادامه تقابل یا مذاکرهدر چنین شرایطی، هیچکدام از سه مسیر بهتنهایی تضمینکننده آینده نیستند.ادامه جنگ میتواند کشور را فرسوده کند؛توافق بدون پشتوانه اجتماعی ممکن است شکننده باشد؛و اعتراض بدون برنامه سیاسی و یک سازمان انقلابی هدایتکننده ممکن است به زودی به نتیجه نرسدجمعبندیمسئله اصلی ایران فقط «جنگ یا صلح» نیست.مسئله عمیقتر این است که چه کسی و با چه سازوکاری درباره آینده کشور تصمیم میگیرد؟اگر تصمیمها فقط در سطح قدرتهای نظامی و سیاسی گرفته شوند، جامعه همچنان موضوع تصمیم خواهد بود، نه صاحب تصمیم.اما اگر مردم، منافع ملی، آزادی، اقتصاد و حق تعیین سرنوشت در مرکز معادله قرار گیرند، مذاکره میتواند از یک معامله موقت به مسیری برای کاهش تنش و بازسازی کشور تبدیل شود.ایران در ساعت صفر، بیش از هر چیز به یک انتخاب تاریخی نیاز دارد:نه جنگ برای حفظ قدرت،نه معامله برای حفظ قدرت،بلکه راهی که در آن قدرت سیاسی در خدمت جامعه و منافع ایران قرار گیرد.این نوشته یک تحلیل سیاسی است، نه پیشبینی قطعی آینده. شرایط منطقه و مذاکرات بهسرعت در حال تغییر است و هر ارزیابی باید بر اساس دادههای روز بازبینی شود.✍️ ارمیا ایرانی💯شهروند خبرنگار ما باشید👈 @Payamgir2030
🔻کاخ سفید: مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی لغو شد@Majaleh20_30
🔻ایلنا : هر خانواده باید ماهانه حداقل ۹۰ میلیون تومن درآمد داشته باشن تا بتونن حداقل هزینههای زندگی رو بپردازن درحالی که دستمزد اکثر کارگرا به ۴۵ میلیون تومن هم نمیرسه!@Majaleh20_30
✉️#ارسالی_شما🔸سلام و وقت بخیرساکن تهران هستم و امروز این تراکت های اعتراضی با مضمون آب، برق، زندگی رو اینجا در محله نازی آباد دیدم که براتون میفرستم. درود بر مردم غیور و شجاعمون که اعتراضشون رو بدون ترس ابراز میکنند. این حکومت ناتوان و بی کفایت حتی نمیتونه حیاتی ترین نیازهای شهروندان مانند آب و برق رو تامین کنه و عملا زندگی مردم رو مختل کرده. این امر نشانگر این که تنها راه رسیدن به یک زندگی عادی و بدون دغدغه، سقوط و پایان این حکومت فاسد و بی کفایت است!#آب_برق_زندگیسلام و وقت بخیر💯شهروند خبرنگار ما باشید👈 @Payamgir2030
🔻کانال ۱۴ اسرائیل: ارتش آماده جنگ است@Majaleh20_30
🚫⚠️ تلفن سفید، دیکتاتوری سیاه✍️مصطفا آلاحمد در دههی سی میلادی، زمانی که ایتالیا زیر سایهی فاشیسم، نفس میکشید، سینمایی شکل گرفت که تلاش میکرد «واقعیت» را از چشم مردم پنهان کند. سینمایی که مشکلات طاقتفرسای مردم در سلطهی دیکتاتوری موسیلینی را زیر فرش جارو میکرد و صحنهها و زندگیهایی را نشان میداد که بدون هیچ دغدغهای بود. گویی مردم ایتالیا شادترین و ثروتمندترین مردم دنیا هستند. این سینما به سینمای «تلفن سفید» (Telefoni Bianchi) معروف شد، زیرا در خانههای اشرافیِ فیلمها، همیشه یک تلفن سفید براق که نماد ثروتی بود که مردم واقعی هرگز لمسش نکرده بودند، روی میز میدرخشید. سینمای «تلفن سفید» دنیایی رؤیایی میساخت: لباسهای فاخر، آپارتمانهای لوکس، عاشقانههای لوس و سبک و زندگیهایی که حتی یک غبار از فقر و سیاست به آنها نمیرسید. این سینما بخشی از پروپاگاندای نرم رژیم فاشیستی بود: بیضرر، سرگرمکننده و دور از مسائل سیاسی. گویی یک پردهی مخملی سفید روی واقعیت سیاه دوران کشیده شده باشد تا کسی فقر، جنگ، سرکوب و بیعدالتی بیرون از سالن سینما را نبیند و اعتراضی در کار نباشد. رژیم موسولینی این فیلمها را دوست داشت، زیرا «بیخطر» بودند. نه نقدی، نه پرسشی، نه زخم سیاسی. فقط رؤیاهایی شیک و مطیع. تلفن سفید با سرگرمی، خنده و زندگیهای فانتزی مردم را دچار توهم و خیال میکرد تا از واقعیتِ جنگ و فقر دور نگه دارد. اما تاریخ، مسیرش را تغییر داد. پس از تزلزل و سقوط رژیم فاشیستی در جنگ جهانی دوم، تصویری شکل گرفت که جهانِ سینما را تکان داد. فیلمسازان ایتالیایی این پردهی دروغ را کنار زدند و سینمای نئورئالیسم ایتالیا را شکل دادند. سینمایی که خیابانهای خشن، فقر، انسان واقعی و درد را روی پرده افشا میکرد. حالا دوربین از بالکنهای اشرافی پایین آمده بود و روی خیابانهای سیاه شهر، واقعیت غمانگیزی را تصویر میکرد که نتیجه حکومت دیکتاتوری بود. این نمایش سیاهیها، دیکتاتوری فاشیستی را افشا و استیضاح میکرد. «تلفن سفید» امروز یک یادآوری است: هر گاه قدرت، توهم میسازد تا واقعیت دیده نشود، جایی در همان تاریکی، نور حقیقت دوباره راهش را پیدا خواهد کرد.@Majaleh20_30
