🚫⚠️ تلفن سفید، دیکتاتوری سیاه✍️مصطفا آلاحمد در دههی سی میلادی، زمانی که ایتالیا زیر سایهی فاشیسم، نفس میکشید، سینمایی شکل گرفت که تلاش میکرد «واقعیت» را از چشم مردم پنهان کند. سینمایی که مشکلات طاقتفرسای مردم در سلطهی دیکتاتوری موسیلینی را زیر فرش جارو میکرد و صحنهها و زندگیهایی را نشان میداد که بدون هیچ دغدغهای بود. گویی مردم ایتالیا شادترین و ثروتمندترین مردم دنیا هستند. این سینما به سینمای «تلفن سفید» (Telefoni Bianchi) معروف شد، زیرا در خانههای اشرافیِ فیلمها، همیشه یک تلفن سفید براق که نماد ثروتی بود که مردم واقعی هرگز لمسش نکرده بودند، روی میز میدرخشید. سینمای «تلفن سفید» دنیایی رؤیایی میساخت: لباسهای فاخر، آپارتمانهای لوکس، عاشقانههای لوس و سبک و زندگیهایی که حتی یک غبار از فقر و سیاست به آنها نمیرسید. این سینما بخشی از پروپاگاندای نرم رژیم فاشیستی بود: بیضرر، سرگرمکننده و دور از مسائل سیاسی. گویی یک پردهی مخملی سفید روی واقعیت سیاه دوران کشیده شده باشد تا کسی فقر، جنگ، سرکوب و بیعدالتی بیرون از سالن سینما را نبیند و اعتراضی در کار نباشد. رژیم موسولینی این فیلمها را دوست داشت، زیرا «بیخطر» بودند. نه نقدی، نه پرسشی، نه زخم سیاسی. فقط رؤیاهایی شیک و مطیع. تلفن سفید با سرگرمی، خنده و زندگیهای فانتزی مردم را دچار توهم و خیال میکرد تا از واقعیتِ جنگ و فقر دور نگه دارد. اما تاریخ، مسیرش را تغییر داد. پس از تزلزل و سقوط رژیم فاشیستی در جنگ جهانی دوم، تصویری شکل گرفت که جهانِ سینما را تکان داد. فیلمسازان ایتالیایی این پردهی دروغ را کنار زدند و سینمای نئورئالیسم ایتالیا را شکل دادند. سینمایی که خیابانهای خشن، فقر، انسان واقعی و درد را روی پرده افشا میکرد. حالا دوربین از بالکنهای اشرافی پایین آمده بود و روی خیابانهای سیاه شهر، واقعیت غمانگیزی را تصویر میکرد که نتیجه حکومت دیکتاتوری بود. این نمایش سیاهیها، دیکتاتوری فاشیستی را افشا و استیضاح میکرد. «تلفن سفید» امروز یک یادآوری است: هر گاه قدرت، توهم میسازد تا واقعیت دیده نشود، جایی در همان تاریکی، نور حقیقت دوباره راهش را پیدا خواهد کرد.@Majaleh20_30