عشق به دیگران از جایی آغاز میشود که انسان با خودش در صلح باشد. کسی که در درونش احساس محبت، پذیرش و…
انتشار: 2026/08/08 09:31 UTCدریافت: 2026/08/13 10:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:41 UTC
عشق به دیگران از جایی آغاز میشود که انسان با خودش در صلح باشد. کسی که در درونش احساس محبت، پذیرش و آرامش ندارد، هرچقدر هم تلاش کند، نمیتواند این کیفیت را به دیگران منتقل کند. آنچه به دیگران میبخشیم، بازتاب همان چیزی است که در وجود خود پرورش دادهایم.سالها درباره عشق سخن گفته شده، کتابها نوشته شده و آموزههای بسیاری ارائه شده است، اما چرا جهان همچنان سرشار از تعارض، خشونت و رنج است؟ شاید چون بسیاری از انسانها پیش از آنکه عشق را به دیگری هدیه دهند، هرگز آن را نسبت به خود تجربه نکردهاند.بیشتر ما از کودکی آموختهایم که خودمان را با معیارهای سختگیرانه بسنجیم، اشتباهاتمان را بزرگ کنیم و ارزش خود را وابسته به تأیید دیگران بدانیم. به همین دلیل، صدای انتقاد درونی برایمان آشناتر از صدای مهربانی است. وقتی انسان پیوسته خود را سرزنش میکند یا احساس میکند به اندازه کافی خوب نیست، چگونه میتواند رابطهای سالم و سرشار از عشق با خود یا دیگران بسازد؟نقطه تحول، زمانی است که این حقیقت را بدون انکار بپذیریم. آگاهی از اینکه هنوز خود را آنگونه که شایسته است دوست نداشتهایم، شکست نیست؛ بلکه آغاز یک بیداری است. هر شناخت صادقانه، دری تازه به سوی رشد میگشاید.از همان لحظه، فرصت تازهای برای تغییر آغاز میشود. کمکم نگاه انسان به خودش نرمتر میشود، زخمهای کهنه فرصت ترمیم پیدا میکنند و احساس ارزشمندی از درون شکل میگیرد، نه از قضاوت دیگران.کسی که طعم این آزادی را بچشد، دیگر نمیتواند در زندان خودسرزنشی و احساس بیارزشی باقی بماند. او قدمبهقدم از محدودیتهای ذهنی فاصله میگیرد و وارد فضایی میشود که در آن، عشق دیگر یک شعار نیست؛ بلکه شیوهای برای زیستن است.🧬 بیداری نزدیک است...📌 دیگر فضاهای آگاهی:مکتب یونگ | کارل گوستاو یونگ | سمبلها و اسطورهها | گروه مشاوره📲 اینستاگرام 🔗 @Mahdishafiei86 ®️


