احساس امنیت خودکار است!همانطور که کنترل دلدرد از دست ما خارج است، کنترل احساس امنیت هم از دست ما خ…
انتشار: 2026/08/09 10:58 UTCدریافت: 2026/08/10 20:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 20:16 UTC
احساس امنیت خودکار است!همانطور که کنترل دلدرد از دست ما خارج است، کنترل احساس امنیت هم از دست ما خارج است. نمیتوانیم نیت کنیم که از فردا دیگر احساس امنیتمان را کنترل میکنیم و آن را در مواقع «لازم» به کار میگیریم. برای آنکه احساس امنیت کنیم، احتیاج داریم که چند بخش از مغز ما ارتباطات سازندهای باهم برقرار کنند. یکی از این بخشها آمیگدال است. با آوردن اسم این بخشها نمیخواهم حوصلهتان را سر ببرم. فقط میخواهم بگویم همانطور که یک بیماری جسمی دلایلی کاملا بدنی دارد که انسان نمیتواند مستقیما دست به کنترلش بزند، بعضی موقعیتهای روانی هم اینگونهاند.آمیگدال استاد تعمیم دادن و ترسیدن است. اگر کسی آمیگدال هراسان ما را تنظیم نکند، استعداد این را دارد که تمام روز ما را بترساند و بلرزاند. فعالیت بالای آمیگدال مغز ما را پر از افکار منفی، اضطراب و ترس میکند. مثل ماردیدهای میشویم که از ریسمان سفید و سیاه هم میترسد! کار آمیگدال همین است. اما اگر مغز و زندگی ما را آمیگدال هدایت کند چه اتفاقی میافتد؟وقتی در یک موقعیت جدید، در ارتباط با فردی جدید و کلا هر چیز جدید دیگری که قرار میگیریم، آمیگدال ماست که موقعیت را میسنجد. میزان خطر، امنیت و آشنابودگی در محیط اجتماعی را بررسی میکند و تاثیر آن را روی بدن ما اعمال میکند. اگر وارد سالن امتحان بزرگی شویم حتی اگر امتحان نداشته باشیم ممکن است دلشورههای صبح امتحان را در بدنمان حس کنیم. یا شاید به شکل خودکار خاطرات قبلی برایمان زنده شوند؛ انگار که همین الان در حال وقوعاند. برایتان پیش آمده؟ باید تا حالا متوجه شده باشید آمیگدال چه نقش مهمی در احساس امنیت درونی و روابط ما ایفا میکند.

