گاهی باید آدم یک دلخوشی داشته باشدباید یک دلخوشی باشدتا چشم هایش را بر غصه و دردهایش ببنددباید آدم ها دلشان را به چیزی گرم کنندباید یک دلخوشی باشدتا آدمی تن دهد به زندگیدلخوشی ها زیاد است مثل تومثل خندهایت که دل آدم را گرم می کندمثل آغوشت که به بهشت میمانددلخوشی می تواند همه چیز باشدیک لبخند یک صدایک عکس یک گل ویک انسان دلخوشی حتی میتواند یک انسان باشد
میپرسه: حالت چطوره؟میگم: خاکستری فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم، نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه.