
🌸 حسِ خوبِ ادبیات 🌸کتاب 📚شعر ❣insta: Instagram.com/_u/lezateketab2
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 28 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/21
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 25 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-16 تا 2026-08-22
چیزی تحت عنوانِ «برگشت لحظاتِ خوب» وجود نداره.قدر همه چیز رو همون موقع بدونید.
و شعرتنها دفاع ما در برابر این زندگی خرد کننده بود.#محمود_درویش
#استوری insta: Instagram.com/_u/lezateketab2
شایدلازم نیستبرایهرچیزیبجنگی؛ببازبیا بیرونو خودتونجات بده.
ما پایان قشنگی نداشتیم،ولی داستان قشنگی داشتیم و همین برای فراموش نکردن کافیست.#سهم_من_از_زندگی
ای خوشا دلهای دور از دسترس..!#قیصر_امین_پور
همیشه تو ؛در جایی از من خواهی بود شاید در یادمشاید در قلبم و شاید در هر قدمی که بردارم …#فروغ_فرخزاد
جان به کفخنده به لبشعله به دلشور به سر جان فدا در رهِ جانانهی عشقیم هنوز !#مولانا
مشکلِ این جهان این استکه ابلهان پر از اطمیناناند و عاقلان پر از تردید.#برتراند_راسل
بگذار در آغوشت بگیرم …شاید زخمهایمان التیام یافت !مگر ندیده ای نوری کم جان،تاریکی شب را به دست نیستی میسپارد ؟
هرگز این سالها را از یاد نخواهیم برد؛ این سالها که زیستن و جوانی، غریبهترین کلمهها برای ما هستند.
بزرگترین خیانتی که میتوانی در حق کسی کنی، این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبساش کنی و بگذاری انتظار بکشد .
باشد که صبر خجل شود از صبر ما
سکوت، آخرین حرفِ آدمهای خسته است؛وقتی دیگر هیچکس شنونده نیست.
هیچکس مثل یک زن نمیتواند در سکوت، هزار درد را تحمل کند و همچنان مهربان بماند.#داستایفسکی
در سرزمین منآواز ها به کجا کوچ میکنند؟رقص ها کجا پنهان میشوند؟شعر ها کجا میمیرند؟#گروس_عبدالملکیان
لبخندم را میبینی و میخندی، اما از دلم چه خبر داری…؟ای کوه تو فریاد من امروز شنیدیدردیست در این سینه که همزاد جهان است# هوشنگ ابتهاج(شما فرستادید)
لبخندم را میبینی و میخندی، اما از دلم چه خبر داری…؟
گفت: «مرا یادت هست؟» دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟ #عباس_معروفیدارم رفته رفته تبدیل به آدمی میشوم که به فکر کردن فکر میکند. حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده. همهاش دلم میخواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دستهام به چه کاری مشغولند.»#سمفونی مردگان
گفت: «مرا یادت هست؟»دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارمچرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنندو من در یاد هیچکس نیستم؟#عباس_معروفی
و آنها که قول همیشه ماندن رامیدهند، زودتر از همه میروند.
من در سرزمینی که تو را در آن نبینم غریبم.#نزارقبانی
خدا حافظ به تویی که زندگی ات تباه شد بی آنکه مقصر باشی …
شب رفت و حدیثِ ما به پایان نرسید.#مولانا
اندوه هر کجا هم که برود، شب میآید دوباره تو را پیدا میکند و در آغوشت میگیرد.
بوسههای ما نه گزاف بود نه دروغ؛ پناه بود! #احمدرضا_احمدیای وای من......و آغوشتاندک جائی برای زیستناندک جائی برای مردنو گریز از شهرکه به هزار انگشتبه وقاحتپاکی آسمان را متهم می کند...(شما نوشتید)
بوسههای ما نه گزاف بودنه دروغ؛پناه بود!#احمدرضا_احمدی
ایستادهام و کسی هم نمیداند این بنای به ظاهر محکم، چقدر در آستانه فرو ریختن است.