در شب اعدامدر شب اعدامیکی مرا با پزشکِ قانونی اشتباه گرفتگفتم: «خبرنگارم ... مطبوعاتی هستم»اما نفهم…
انتشار: 2026/08/18 18:12 UTCدریافت: 2026/08/19 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 05:25 UTC
در شب اعدامدر شب اعدامیکی مرا با پزشکِ قانونی اشتباه گرفتگفتم: «خبرنگارم ... مطبوعاتی هستم»اما نفهمید و مرا به اتاقی اشتباه بردرییس زندان به پیشوازم آمد«آمدید پدر روحانی؟»گفتم: «مطبوعاتی هستم».گفت: «البته، کشیش مطبوعاتی»و از پلهها پایین رفتو مرا به دنبال خود کشاندقاضی بلند گفت: «آقای آلیس!»داد زدم «مطبوعاتی هستم».ولی مرا هل داد به پشت پردههای سیاهبه جاییکه روشناییاش کورکننده بودو چهرهی مردان روبهرو دیده نمیشدپیش خود گفتم؛ خدا را شکر آنها مرا میبینند و سراسیمه فریاد زدم:«ببینید! ... به صورتم نگاه کنید!هیچکس مرا نمیشناسد؟!»کلاه سیاهی سرو صورتم را پوشاندو مامور اعدام زیر گوشم گفت:«بیش از این درد سر نساز»نویسنده: آلدن نولن نویسنده و شاعر کانادایی، (۱٩۳۳–۱٩٨۳) مترجم: اکرم پدارامنیا

